خانه / مقالات / از کجا بفهمم در چه زمینه ای از نویسندگی موفق تر عمل می کنم؟

از کجا بفهمم در چه زمینه ای از نویسندگی موفق تر عمل می کنم؟

شاید بسیاری از شما عزیزان، هنوز موفق نشده باشید، قالب نگارشی خاص خود را انتخاب کنید. ممکن است احساس سردرگمی و بلاتکلیفی داشته باشید. برای مثال، برایتان دشوار باشد که تصمیم بگیرید، یک فیلمنامه نویس بشوید یا یک داستان نویس؟ مقاله نویسی را انتخاب کنید یا طنزپردازی را؟ اصلا نویسنده باشید یا ویراستار؟ برای عملکرد بهتر در تصمیم گیری و انتخاب، از شما دعوت می کنم، ادامه این مقاله را دنبال کنید. امیدوارم با استفاده از رهنمودهای ذیل، در نهایت بتوانید مسیر خود را بیابید.

شناخت قالبهای نگارشی

یک نویسنده محتوا و مقصود خود را می تواند از طریق قالبهای متفاوتی بیان کند. هر یک از این قالبها امکانات و محدودیتهای خاص خود را دارد. شاید شما خاطره نویس چیره دستی باشد؛ همچنانکه مسیر مقاله نویسی ممکن است در مقایسه با خاطره نویسی برای تان هموار نباشد. بنابر این، پس از مطالعه و شناخت ابتدایی قالبها، توصیه می شود که برخی از آثار مرتبط با همان قالب را مطالعه کنید. ببینید آیا دوست دارید روزی متنی مشابه این متون بنویسید؟ بعد دست به تجربه گرایی بزنید و سعی کنید چیزی بنویسید شبیه آنچه خوانده اید.

بررسی سرعت و کیفیت پیشرفت

بعد از گذشت چند مدت ببینید آیا آنچه نوشته اید، نظر خودتان را جلب می کند؟ اگر پاسخ مثبت بود، نظر سایرین را نیز جویا شوید؛ اما اگر پاسخ منفی بود، به یک متخصص مراجعه کنید، و دلایل عدم موفقیت و رضایتمندی خود را از او بپرسید. شاید نیاز داشته باشید که بیشتر تمرین کنید. شاید هنوز آن قالب نگارشی خاص را خوب نشناخته باشید. و در نهایت شاید این قالب، قالب شما نباشد. در این صورت، شاید بهتر باشد فعلا از آن چشم پوشی و قالب دیگری را امتحان کنید. ممکن است بعدا که با تجربه تر شدید، دوباره بتوانید در همان قالب اول موفق تر عمل کنید.

انتخاب از سر علاقه مندی یا سایر عوامل؟

فرض کنید در دانشگاه شما یک جلسه ادبی برگزار می شود که فقط در آن آثار طنز پذیرفته و قرائت می شود. با توجه به مخاطبین انبوه این جلسه، ناخودآگاه برای جلب نظر و تحسین، داوطلب شده اید تا در این جلسه نوشته خود را بخوانید. آنگاه پس از گذشت چند وقت و فرو کش کردن انگیزه های اولیه مشاهده می کنید که دیگر حال ندارید در این قالب فعالیت کنید. آنگاه ممکن است خود را با سایرین مقایسه و با مشاهده پیشرفت سریع آنها فکر کنید نویسنده خوبی نیستید. به نظرم این دیدگاه شما درست نیست. در این حالت، شما قالب نگارشی خاص خود را هنوز نیافته اید، و تحت تاثیر عواملی غیر از علاقه مندی و شناخت، وارد دنیای نویسندگی شده اید.

به طور کل، انتظار نداشته باشید بدون این که خیس بشوید شنا کردن را بیاموزید. در ابتدا چاره ای جز تجربه گرایی نیست؛ ولی نباید در این مرحله توقف کرد. می بایست پس از گذشت مدت زمانی به عقب برگردید و از خود بپرسید: آیا من این قالب را با علاقه انتخاب کرده ام؟ اگر پاسخ مثبت است آیا هنوز آن علاقه اولیه را دارم؟ آیا واقعا می خواهم در نهایت با این قالب به عنوان یک نویسنده مطرح شناخته شوم؟ آیا حاضرم با تلاش در این زمینه، به یک متخصص خبره تبدیل شوم؟ آیا قالب دیگری هست که بتوانم در آن موفق تر عمل کنم و آن را بیشتر دوست داشته باشم؟

از تجربه گرایی نترسید. چیزهایی را که در یک قالب می آموزید می توانید، در قالبهای دیگر پیاده کنید. برای مثال، من یک مدت به عنوان خبرنویس، با خبرگزاری فارس همکاری داشتم. بعید می دانم روزی دوباره بخواهم تن به چنین کاری بدهم. اما در همان مدت چند ماه، تجربیات زیستی و نگارشی زیادی اندوختم که امروز به من کمک می کند در مقایسه با گذشته ام، متفاوت تر و جامع تر بنویسم.

گفتنی است که من خود نزدیک به پنج سال سرگردان بودم. اگر در یک زمینه کوچکترین استعدادی در خود می دیدم، اندازه نگرفته و بی برنامه به آن سو کشیده می شدم. هنوز سلیقه و زمینه خاص خود را نیاموخته و نشناخته بودم. دیگر افراد که توانمندی نسبی مرا می دیدند، بنا بر سلیقه و عقیده خود، مرا تشویق می کردند که فلان کار را بکن. فلان چیز را دنبال کن. فلان چیز را بنویس و …

از بس از این شاخه به آن شاخه پریدم، یک مرتبه دیدم بعد از گذشت چند سال، هنوز در هیچ زمینه ای خبره نیستم. از هر چیز اندکی می دانم؛ اما در یک قالب خاص کارشناس و متخصص نشده ام. در بسیاری از تصمیماتم تردید کردم. حسابی زیر و زبر انتخابهایم را بررسی نمودم. دیگر به حرف کسی گوش ندادم. با خودم خلوت و حسابی مطالعه و تفکر کردم. به این نتیجه رسیدم که تجربیات چند ساله ام را بنویسم، و با دیگران به اشتراک بگذارم تا آنها به اندازه من سرگردان نشوند، و با صرف انرژی کمتر و تقبّل هزینه پایین تر، در زمینه نویسندگی موفق شوند.

نظرخواهی از یک کارشناس کهنه کار و به روز

روی به روز بودن بیشتر تاکید دارم. بسیاری از اساتید به روز نیستند و نگاه رو به جلو ندارند. در میان ایشان، هنرمندان و آموزگاران درجه یک، کم یاب است. سعی کنید با پرس و جو، آنها را بیابید. نشانه به روز بودن، صرف از نظر مطلع بودن از جریان ادبی روزمره، داشتن نگاه رو به جلو و قوه تحلیل دقیق است. یک استاد خبره می تواند با مشاهده آثار شما و سیر پیشرفت تان شما را راهنمایی کند. سعی کنید مشورت بگیرید نه دستور. شما مجبور نیستید مطابق میل یا فرمایش هیچ کس رفتار کنید. آینده نویسندگی شما در دستان خود شماست. یک استاد، در بهترین حالت می تواند به شما آگاهی بیشتری بدهد. عمل کردن به رهنمودهای او به طور کامل به عهده خود شماست.

پیرو همین، برای مثال، پیشرفت در قالب رمان نویسی هم اندازه پیشرفت در زمینه یادداشت نویسی، زمان بر نیست. پیشرفت در زمینه داستان کوتاه نیز به اندازه پیشرفت در حوزه فیلمنامه نویسی دشوار نیست. البته شاید بر حسب روحیات و توانمندی ها، برای هر کس پیشرفت در این قالبها با فردی دیگر متفاوت باشد. این یک استاد راهنمای با تجربه است که می تواند تا اندازه قابل ملاحظه ای واقعیت را تشخیص دهد و شما را راهنمایی نماید.

ارزیابی قالبهای پذیرفته شده در نظر مخاطب

ممکن است در میان مخاطبین امروز، غزل بیشتر از شعر سپید پذیرفتنی باشد. اگر نگاه بلند مدت نداشته باشیم و کورکورانه تن به پسند و نیاز امروز بدهیم، آنگاه ممکن است فردا مخاطب و طرفداری برای نوشته های خود نیابیم. با خود بیندیشید آیا ده سال بعد هم به اندازه امروز، رمان، طرفدار پر و پا قرص دارد؟ اصلا از خود می بایست بپرسید چه قدر استقبال مخاطب برای تان اهمیت دارد؟ آیا حاضرید بین استقبال مخاطب و علاقه خود اولی را انتخاب کنید؟

اگر قرار باشد نان به نرخ روز خور باشیم، اگر قرار باشد با هجوم هر موجی در دریای ادبیات، به یک سو متمایل بشویم و از خود اراده و انتخابی نداشته باشیم، ممکن است به نویسنده ای بی خاصیت و میرزابنویس تبدیل شویم. آنگاه احتمال دارد هر سال در یک قالب بنویسیم. هر بار به شکلی متفاوت بنویسیم و در نهایت در حوزه ای مشخص به عنوان متخصص شناخته نشویم. به نظرم بهتر است این جمله آلدوس هاکسلی را به یاد داشته باشیم و آن را سرلوحه تلاش خود قرار دهیم: «از همه چیز یک چیز بدانید و از یک چیز همه چیز» به عبارتی، در زمینه های عمومی مثل اقیانوسی با عمق یک بند انگشت، و در زمینه تخصصی خود، به اندازه یک چاه عمیق باشیم.

ارزیابی قالبها و انتخاب قالب اثرگذار

صرف نظر از علاقه مندی خود به یک قالب نگارشی مخصوص، و گذشته از نیاز یا سلیقه مخاطب، ببینید در چه قالبی می توانید درونیات خود را بهتر و اثرگذارتر منتقل کنید. آیا داستان پردازی بستر مناسب برای ارائه ذهنیات شماست یا سرودن شعر؟ آیا در یادداشت نویسی و مقاله نویسی اثرگذارترید یا در فیلمنامه نویسی و نمایشنامه نویسی؟

نمی توان در همه قالبها استاد شد، برای این کار می بایست عمر نوح و صبوری ایوب داشت. اگر مخاطب، شما را در یک زمینه به عنوان متخصص و هنرمند درجه یک بشناسد، آنگاه تاثیرگذاری بیشتری خواهید داشت. منظور از تاثیرگذاری، آن است که شما در این قالب خاص، در ارائه مفهوم و محتوای خود، زیباتر، رضایتمندانه تر، گویاتر و به طور کل موفق تر عمل می کنید. شاید کسی نمایشنامه نویس بهتری باشد تا این که بخواهد شعر بسراید. بنابراین، ضمن مطالعه در خصوص قالبها، و علاوه بر نظرخواهی از اساتید، به خودتان زمان بدهید و از تجربه کردن و از جستجوگری باکی نداشته باشید. در نهایت این خود شما هستید که قالب خاص خود را خواهید یافت.

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

همان طور که پیش از این وعده داده بودم، قصد دارم تا درباره فرایند نوشتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *