خانه / مقالات / برای که بنویسم؟

برای که بنویسم؟

چرا به مخاطب نیاز دارم؟

اینکه شما پیش قدم شده اید بنویسید، ناخودآگاه به معنای آن است که برای خوانده شدن نیاز به مخاطب دارید. مگر این که به هیچ وجه قصد انتشار آثارتان را نداشته باشید. با این اوصاف، سوال اساسی این است که شما از ایجاد رابطه با مخاطب چه هدفی دارید؟ آیا مثل شخصیت خودشیفته داستان شازده کوچولو تنها دغدغه دیده شدن و تحسین شدن دارید؟ آیا می خواهید مخاطب را تحت تاثیر قرار دهید؟ آیا می خواهید به او چیزی را پیشنهاد دهید؟ آیا می خواهید او را از کاری نهی کنید؟ آیا می خواهید به رشد سطح فکر و درک مخاطبین تان کمک کنید؟ و …

اولین مخاطب کیست؟

شما تا نتوانید برای خودتان بنویسید، برای هیچ کس دیگر هم نخواهید توانست نوشت. راضی کردن مخاطب، به همان اندازه که به متن شما جهت دهی می بخشد، می تواند شما را در تنگنا قرار دهد. اگر در ابتدای راه نوشتن هستید، سعی کنید برای هیچ کس ننویسید؛ مگر خودتان.

آیا واقعا مخاطب را شما انتخاب می کنید؟

نکته اساسی این است که شما زمانی خواهید توانست با مخاطب وارد داد و ستد شوید که مخاطب شما را انتخاب کرده باشد، نه این که شما سراغ مخاطب رفته باشید! پیرو همین، انتخاب مخاطب انبوه باعث می شود آن قدر سطح پایین بنویسید تا مطمئن شوید همه منظور شما را فهمیده و پسندیده اند. در این حالت، نوشته های شما از پرداختن به نیازهای مادی، تکراری و بی رنگ و بوی عوام فراتر نخواهد رفت و به گنیجینه ادبیات چیزی نخواهد افزود.

اگر می خواهید بر زندگی دیگران تاثیر بگذارید، پیشاپیش می بایست بر زندگی خود تاثیر گذاشته باشید. به قول سعدی «ذات نایافته از هستی، بخش/ کی تواند که شود هستی‌بخش». بدانید که استقبال مخاطب، چیزی نیست که بلافاصله رخ دهد. اگر هم این طور باشد ممکن است به همان سرعت ترقی معکوس داشته باشد.

جذب مخاطب چه مراتبی دارد؟

فراموش نکنید برای آنکه مستمعین خاص خود را داشته باشید، می بایست ابتدا سخن گفتن را خوب بیاموزید. در قدم اول خواه نا خواه چاره ای جز مستمع بودن ندارید. به قول حضرت حافظ «تا نباشی راهرو کی می توان شد راهبر» و به قول مولوی «مدتی باید دهان را دوختن/ وز سخندانان سخن آموختن»

در قدم بعد می بایست تقلید کنید. یعنی بیاموزید چگونه شبیه دیگران بنویسید. توقف در این مرحله از شما کسی می سازد که هویت شخصی ندارد. در این حالت تمام تلاش های شما، رونوشتی از یک الگوی شناخته شده محسوب می شود. گویی در این حالت جیره خواری را به میزبانی ترجیح داده اید.

در پایان، این خلاقیت و همان تجربه زیستی شماست که کمک می کند به یک نویسنده موفق تبدیل شوید؛ طوری که بتوانید از زاویه دید خود، دنیای پیرامون را ادارک و با بیانی خلاق، تجربیات تان را ارائه کنید. اینجاست که مخاطب می تواند شما را انتخاب و دنیا را از دریچه نوشته های شما مشاهده کند.

همان طور که ملاحظه می کنید، زمان زیادی لازم است تا مخاطب به شما روی خوش نشان دهد، در غیر این صورت ممکن است افرادی که از نوشته های شما استقبال می کنند، مانند مگسان گرد شیرینی شما را به سادگی ترک کنند. تا زمان استقبال مخاطبین، می بایست تمرکز خود را بر تجربه زیستی و یادگیری فنون نوشتن در قالب مد نظرتان معطوف کنید.

مخاطب را چگونه باید جذب کرد؟

شما به عنوان نویسنده می بایست از مخاطب خود شناخت لازم داشته باشید و این میسر نخواهد شد مگر این که با افراد مختلف هم گام و همراه باشید، یا اگر در میان ایشان اما بر خلاف شان زندگی می کنید، دست کم مرام و مسلک آنها را بشناسید که اگر چنین نباشد متن شما در نگاه این افراد، تصنعی و نچسب خواهد بود. مخاطب دوست دارد در متن نویسنده مورد علاقه اش، خودش و زندگی اش را ببیند. منتهی طوری ببیند که گویی خودش را برای اولین بار قرار است کشف کند. شناخت شما از مخاطب، و قدرت بیان تان از مشاهده اعمال و خصلت های او، می تواند کمک کند تا در آینده جزء گزینه های انتخابی اش قرار گیرید.

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

همان طور که پیش از این وعده داده بودم، قصد دارم تا درباره فرایند نوشتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *