خانه / اشعار / توبه فرمایان گرگ

توبه فرمایان گرگ

عده ای تا تکیه بر کرسی و منبر می کنند

تا شروع دور بعدی، خلق را خر می کنند

هر زمان که بین مردم آفتابی می شوند

عینک دودی زده، خود نیز عر عر می کنند

می خورد سُر خرقه تقوای شان از روی دوش

لیکن آن را تنگ تر هر بار در بر می کنند

از سر تکلیف می آیند اما می خورند

کنگر و بر صدر «مجلس» سخت لنگر می کنند

می زنند از پشت تَکل؛ البته ناحق، در زمین

داور بیچاره را همچون چغندر می کنند!

غیر از این، شیر سماور، اگزوز خاور، وَ گاه

چوب را حتی فرو در چرخ داور می کنند!

در «فَعَلتُ» ضایع اند و در «قَبِلتُ» پایه اند

صیغه هایش را نخوانده، جاری از بر می کنند

هوش بهر این نوابغ از نخودچی کمتر است

نطق‌‌ شان را گاه از رو هم به هم ور می کنند

البته استاد شیطان در سیاسی کاری اند

شاه را پنهان، شبان را جاش افسر می کنند

کوفیان را دست از پشت این جماعت بسته اند

شان اُشتر را رعایت بیش از اَشتر می کنند

چون قُزَک در می روند؛ اما پس از پایان جنگ

حلق خود را پاره با «ا… اکبر» می کنند

اُف بر آنهایی که مرگ گرگ ها را منکرند

توبه را بی بازگشتن نیز باور می کنند!

آه! فرمان! توبه نشکن تو قسم خوردی، قسم…

کار اینها را تمام امثال قیصر می کنند

***

با زبان سرخ خود دادم سر سبزم به باد

این نشان این خط مرا روزی نگون‌سر می کنند

سعید تارم، خرداد ۱۳۹۶

پیشکش به همه توبه فرمایانی که چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

دختر پابند غزل‌ها

روی عکس کلیک کنید: پ.ن: گیسو بتکان دختر زیبای غــــــــــــزل‌ها آب از سر من رفته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *