خانه / داستان‌نویسی مقدماتی / داستان‌نویسی مقدماتی (۱۰)

داستان‌نویسی مقدماتی (۱۰)

در مقاله قبل، دو گونه داستانی مذهبی و خانوادگی را به اختصار معرفی کردم. در مقاله پیش رو، گونه داستانی عاشقانه را تشریح خواهم کرد.

عاشقانه

این ژانر، یکی از محبوب ترین ژانرهای داستان است. از بایسته های آن می‌توان به وجود شخصیت عاشق، شخصیت معشوق و موانع وصال آن دو اشاره کرد. در قدم بعد، «مهم ترین سوالی که هنگام نوشتن داستان عشقی مطرح می شود این است: «چه چیزی مانع آنهاست؟»…

صحنه آشنایی زن و مرد همواره یکی از قراردادهای تخطی ناپذیر داستان عشقی بوده که معمولا در آغاز قصه روی می دهد و پس از آن نوبت آزمایشها و رنجها و پیروزی نهایی عشق است.»[۱]

نوع دیگر از داستان های عاشقانه آن است که مسئله ملاقات عشاق، مسئله اصلی داستان باشد؛ یعنی در عوض آن که داستان با ملاقات این دو و شرح ماجراهای بعدی آغاز شود و پیش رود، عشاق برای دیدار هم تلاش کنند؛ تلاشی که بنا بر قاعده، می بایست در پایان داستان ثمره دهد تا داستان به سرانجام برسد. نمونه آن، حکایت امیرارسلان نام دار است که دلباخته دختری به نام فرخ لقا در سرزمین روم می شود، و به جستجوی او راه فرنگ را در پیش می گیرد.

در این گونه داستانی، موضوع اساسی عشق است که می تواند رویکردهای متفاوتی داشته باشد. از مهم ترین و رایج ترین این رویکردها می توان به این موارد اشاره کرد:

  • عاشق و معشوق به هم علاقه مند هستند ولی بر سر راه وصال آنها مانع وجود دارد. متداول ترین نوع داستان عاشقانه، عشق مثلثی است. به عبارتی، دو عاشق بر سر یک معشوق رقابت دارند. اما معشوق فقط یکی را دوست دارد. عاشق دوم غالبا مخالف و مزاحم این دو است. برای نمونه، می توان فیلم سینمایی عروس آتش به کارگردانی خسرو سینایی را مثال زد. نمونه دیگر فیلم سینمایی یک عاشقانه ساده به کارگردانی سامان مقدم است که البته رقیب عشقی، با منطق و باانصاف (!) است و عشق را به عشاق واگذار می کند. نمونه دیگر زمانی است که عاشق و معشوق دلبسته یکدیگرند اما عاشق می فهمد که فرد دیگری به معشوق علاقه دارد، در حالی که شخص ثالث، از ماجرای میان عشاق بی خبر است. در این شرایط، عاشق با ژست قهرمانی (!) به نفع شخص ثالث کنار می کشد. فیلم سینمایی سربلند به کارگردانی سعید تهرانی نمایشگر چنین رویکردی از عشق است.
  • معشوق به عاشق علاقه ندارد؛ طوری که مسئله اساسی داستان، آن است که عاشق تلاش کند تا معشوق، عشق او را بپذیرد. غالبا خودِ معشوق یا پدرش، یا سرپرستش و به طور کل بزرگ ترش، با مطرح کردن شرطی، سنگ بزرگ جلوی پای عاشق می گذارند که در صورت تحقق، عاشق می تواند با معشوق خود وصلت کند. در این زمینه، سریال شب دهم به کارگردانی حسن فتحی گویای مطلب است.
  • دو یا چند نفر عاشق برای تصاحب معشوق یا وصال او، با هم رقابت می کنند. برای مثال، اسطوره ادیسه دارنده چنین رویکردی از عشق است. سفر دور و دراز و پرماجرای ادیسه ۲۰ سال طول می کشد. امیران شهر او، کاخ او را تصرف می کنند و اموال و دارایی اش را به غارت می برند. به پنه لوپ، همسر ادیسه امر می کنند که تو باید با یکی از ما ازدواج کنی. پنه لوپ اجازه می گیرد تا قبل از انتخاب فرصتی داشته باشد تا برای خود یک کفن بدوزد. او هر روز کفن را می بافد ولی شب هنگام آن را می شکافد. وضع به همین شکل ادامه دارد تا اینکه ادیسه با هویت ناشناس به کاخ خود بر می گردد. قرار می شود که هر کس بتواند کمان ادیسه را زه کند و تیر را از میان حلقه معین شده عبور دهد، پنه لوپ به او تعلق بگیرد. برنده این مسابقه کسی نیست؛ مگر خود ادیسه که پس از تمام شدن غائله، هویت واقعی اش را فاش می کند.
  • یک عاشق به دو یا چند معشوق علاقه مند است؛ طوری که مسئله اساسی داستان آن است که کدام یک از آنها را باید انتخاب کند؟ فیلم سینمایی کازابلانکا نمونه ای از این رویکرد عاشقانه است. شخصیت زن داستان، السا، در یک دوراهی قرار می گیرد که به همسر خود وفادار بماند یا برای نجات جان او از او دست بکشد. او در همان حال که فکر می کرده شوهرش مرده، به مرد دیگری دل می بندد؛ اما بعد که از زنده بودن همسرش آگاه می شود، بی اطلاع، عشقِ جدید خود را بر هم می زند. پس از گذشت یک سال، دست سرنوشت این بار او و شوهرش را به کافه ای می رساند که صاحب آن، همان مرد عاشق ناکام است. مرد ناکام به طور جد پیگیر است تا بداند که چرا السا او را بی خبر و بی توضیح ترک کرده است؟
  • عشق های نامتعارف که دستمایه بسیاری از داستان های موفق و محبوب تاریخ ادبیات می شوند. برای نمونه می توان در خصوص عشق یک هیولا و انسان، به قصه دیو و دلبر اشاره کرد. در فیلم دزدان دریایی کاراییب، دلباختگی کشیش جوان به پری دریایی از دیگر مثال های مرتبط با این نوع از عشق است. ابراز علاقه یک خون آشام به یک انسان نیز از دیگر مواردی است که در داستان «تاک خانواده ای با عمر جاویدان» قابل مشاهده است.
  • شخصیت عاشق دروغین یا اغواگر نیز می تواند دستمایه نگارش داستان عشقی باشد. در این نوع داستان عاشقانه، یکی از عشاق تظاهر به علاقه مندی می کند در حالی که هدف او چیز دیگری مثل جاسوسی، انتقام، شهوترانی، قتل و… است که عشق، دستاویزی است تا آن هدف محقق شود. دو فیلم سینمایی «استرداد» به کارگردانی علی غفاری و «باج خور» به کارگردانی فرزاد موتمن بر همین اساس ساخته شده اند. در فیلم سینمایی «اشک و سرما» نیز شخصیت زن فیلم، ماموریت دارد از عشق سرباز جوان به خود، سوء استفاده کند و او را بکشد. از عاشقان متظاهر و خودخواه، می توان به «دون ژوان» اشاره کرد که با دروغ، صحنه سازی و حیله گری، در پی صید دختران و زنان است. کاراکتر پیمان قاسم خانی در فیلم سینمایی سن پطرزبورگ، نسخه ایرانی دون ژوان است.
  • عشق یک سویه که در صورت پاسخ منفی به انتقام جویی منجر می شود. در این خصوص می توان به داستان یوسف و زلیخا و  نیز شیفتگی سودابه به سیاوش اشاره کرد. فیلم سینمایی شب های روشن به کارگردانی فرزاد موتمن نیز روایتگر داستانی بر اساس رویکرد عشق یک طرفه است؛ اما در پایان آن، خبری از انتقام و خون و خونریزی نیست!

به طور کل ماندگارترین داستان های تاریخ ادبیات، یا بر مبنای عشق طراحی و روایت شده اند یا به هر صورت موقعیت ها یا نشانه هایی از عشق را می توان در آن جستجو و مشاهده کرد. نتیجه آن است که ژانر عاشقانه، قابلیت و انعطاف پذیری بالایی دارد تا با دیگر ژانرها آمیخته شود.

در زمینه داستان های عاشقانه باید گفت که اکثر داستان نویسان فرانسوی، به خصوص نویسندگان قرن ۱۹ میلادی، رمان های عاشقانه و احساساتی نامدار و ماندگاری نوشته اند. از این داستان ها می توان به بینوایان و کنت مونت کریستو به ترتیب نوشته ویکتور هوگو و الکساندر دوما اشاره کرد. در اولی عشق ماریوس و کوزت، و در دومی عشق نافرجام ادموند به مرسده، موقعیت محوری، و مرکز ثقل داستان است.

یکی از مشهورترین داستان های عاشقانه، داستان کوتاه ارمغان مُغان، نوشته اُ. هنری است که در ایران با عنوان هدیه سال نو شناخته می شود. از نمونه های مطرح و برجسته ایرانی نیز می توان به داش آکل نوشته صادق هدایت اشاره کرد.

در طیِ تاریخِ پیدایی داستان و صنعت فیلمسازی، عشاق ادبیات، دستمایه نگارش داستان یا ساخت فیلم بوده اند. در غیر این صورت، به احتمال زیاد سرچشمه الهام برای داستان سرایی به شمار می آمدند.

از عشاق معروف ادبیات فارسی می توان به شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون، وامق و عذرا، زال و رودابه و بیژن و منیژه اشاره کرد. رومئو و ژولیت، اتللو و دزدمونا نیز دو جفت از عشاق کلاسیک هستند که ویلیام شکسپیر سرگذشت آنها را در قالب دو نمایشنامه نوشته است.

در همین راستا، در میان فیلم های تاریخ سینمای ایران، فیلم سینمایی غزل، ساخته مسعود کیمیایی و دو فیلم سینمایی قرمز به کارگردانی فریدون جیرانی و طلا و مس ساخته همایون اسعدیان نیز شایسته تحسین و در خور توجه است.

در سینمای بین المللی نیز، یکی از ماندگارترین فیلم های تاریخ سینما، فیلم سینمایی بر باد رفته به کارگردانی ویکتور فلمینگ است که عشق زیربنا و پی آن را تشکیل داده است. این فیلم از روی رمانی به همین نام، نوشته مارگارت میچل اقتباس شده است.

  1. داستان، ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی، صص ۶۵-۶۴

 

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

همان طور که پیش از این وعده داده بودم، قصد دارم تا درباره فرایند نوشتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *