خانه / داستان‌نویسی مقدماتی / داستان‌نویسی مقدماتی (۷)

داستان‌نویسی مقدماتی (۷)

در مقاله قبل، دو گونه داستانی پلیسی و وحشت را به اختصار معرفی کردم. در مقاله پیش رو، دو گونه داستانی کمدی و جنگی را تشریح خواهم کرد.

کمدی

این گونه داستانی بیشتر حول محور اتفاقات نامتعارف و بر هم زدن عادتهای معمول می چرخد که واکنش مخاطب به این بیانِ نامتعارف، خندیدن است. معمولا کنش افراد و شخصیتهای کمیک اغراق آمیز اما باورپذیر است. نکته مهم در کمدی آن است که به رغم تمام حماقت های شخصیت کمیک ما او را دوست داریم و می‌خواهیم پیروز شود. همچنین وقتی حادثه ای برای او رخ می دهد ناراحت نمی شویم. گویی قرارداد نانوشته ای میان داستان نویس و مخاطب امضاء شده است که نگران شخصیت من نباش. او در نهایت سالم و شادمان به زندگی اش ادامه خواهد داد.

از مشهورترین داستان های کمیک، می توان به «ماجراهای تن تن» و از مشهورترین کمدین ها می توان به لورل و هاردی، چیچو و فرانکو، جیم کری، جری لوئیس، نورمن ویزدوم، باستر کیتون، وودی آلن، هارولد لوید، و گل سرسبدشان یعنی چارلی چاپلین اشاره کرد.

حکایت های بهلول، قصه های ملانصرالدین نیز از دیگر نمونه های داستانی است که در ادبیات فارسی می توان از آنها نام برد. اکثر آثار داستانی «ابراهیم رها» بر محور طنز و رویدادها و رویکردهای کمیک استوار است.

سوزنی سمرقندی، عبید زاکانی، ایرج میرزا، علی اکبر دهخدا، ابوالقاسم حالت و کیومرث صابری از مشهورترین طنزپردازان تاریخ ادبیات فارسی هستند.

جنگی

همان طور که از اسم این گونه مشخص است زمینه یا رویداد محوری در آن به جنگ اشاره دارد. گاه مستقیم به خود جنگ، گاه به پشت جبهه و در پاره ای از موارد نیز به تبعات ناشی از جنگ مثل آوارگی، مهاجرت، بردگی و غربت پرداخته می شود. داستان «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار روایتگر سرگذشت نوجوانی است که با کشته شدن اعضای خانواده اش، آواره تهران می شود.

گاه انگیزه شخص از حضور در جبهه نبرد، دفاع در برابر هجوم بیگانگان است؛ مثل اکثر فیلم های دفاع مقدس از جمله پرواز در شب. گاه تبعات جنگ دستمایه روایت داستان قرار می گیرد؛ مثل فیلم سنمایی میم مثل مادر به کارگردانی شادروان رسول ملاقلی پور، و آژانس شیشه ای به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا.

گاه قرار است سربازی از رزم معاف شود. هدف یافتن او و بازگردان او به پشت خط نبرد است؛ مثل فیلم سینمایی نجات سرباز رایان به کارگردانی استیون اسپیلبرگ.

گاه صحنه نبرد در جبهه زمینه روایت داستانی قرار می گیرد حال آنکه اصل ماجرا چیز دیگری است؛ مثل فیلم سینمایی دوئل.

گاه هدف فرار از اردوگاه اسراست. کسی داوطلب می شود تا به هر طریق ممکن از اردوگاه بگریزد و فهرست اسامی اسرا را به مقامات ارشد خود ابلاغ کند تا اقدامات لازم صورت گیرد؛ مثل فیلم سینمایی رنجر به کارگردانی احمد مرادپور.

گاه نیز مسئله بازگشت اسرا محور اصلی روایت داستان می شود؛ مثل فیلم سینمایی نفوذی به کارگردانی احمد کاوری، و بوی پیراهن یوسف به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا.

گاه بنا بر این است که پدری فرزند خود را در جبهه بیابد؛ مثل فیلم سینمایی هور در آتش به کارگردانی عزیزا… حمید نژاد.

گاه حضور رزمنده در جبهه با چاشنی کمدی همراه می شود. مثل کتاب «رفاقت به سبک تانک» نوشته داوود امیریان، و «اکبر کاراته» نوشته محسن صالحی حاجی آبادی. فیلم سینمایی لیلی با من است نیز در همین دسته قرار می گیرد.

گاه برخی از داستان ها و فیلم ها جنگ را به چالش می کشند. به عبارتی، در اصل رخ دادن جنگ یا ادامه آن، تردید می کنند؛ مثل فیلم سینمایی «ملکه» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر.

 

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

همان طور که پیش از این وعده داده بودم، قصد دارم تا درباره فرایند نوشتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *