آشنایی با زبان

شما قبل از مشاهده این درس باید اول رسم‌الخط را تکمیل کنید.
لطفا پیش از شروع دوره پرداخت نمائید دوره

انواع زبان بر اساس ارائه مستقیم یا غیرمستقیم پیام

به طور کل، زبان بر اساس ارائه مستقیم و غیرمستقیم مطالب، به زبان علمی و زبان ادبی قسمت می‌شود.

۱- علمی: در زبان علمی، سرراستی مهم است؛ یعنی هدف انتقال مفاهیم است؛ بدون پیچ و تاب. زبان علمی همان زبان است که گوینده اخباری سراسری ساعت ۱۴ آن را به کار می‌گیرد؛ زبانی بدون توصیف ذهنی و آرایه‌های ادبی که کاربرد آن، فقط انتقال معنا است.

۲- ادبی: زبان ادبی این زبان بار عواطف و احساسات را به دوش می‌کشد. در زبان ادبی آراستگی مهم‌تر است؛ به عبارتی، چگونه گفتن مهم‌تر از چه گفتن است. به قول حافظ: یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب، از هر زبان که می‌شنوم نامکرر است. یا به قول صائب تبریزی: یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت، در بند آن نباش که مضمون نمانده است.

در مثال یاد شده، تمام ظرافت زبان ادبی در آن است که می‌تواند عشق و علاقه‌مندی را به اشکال گوناگون بیان کند. هر بیان جدید، خریدار و خواستار جدید دارد؛ اگر چه حرف همان باشد که دیگران نیز پیش از این گفته‌اند. 

تذکر: هر جا که صحت و صراحت مهم باشد، استفاده از زبان ادبی به هیچ وجه پیشنهاد نمی‌شود؛ مثل مطالب علمی، آموزشی، تحلیلی. در این نوع مطالب، باید تحقیق کرد و استدلال آورد. اگر زبان ادبی را میانجی کنیم، ممکن است استدلال‌ها میان عبارت‌پردازی‌ها گم شود. زبان ادبی غالباً شور را در آدم برمی‌انگیزد؛ همچنانکه زبان علمی شعور را.

مثال ۱:

دیشب زلزله‌ای به قدرت ۸ ریشتر، کرمانشاه را لرزاند. (علمی)

دیشب زمین مشت ۸ ریشتری خود را بر چهره کرمانشاه کوفت. (ادبی)

مثال ۲:

فردا ساعت ۱۴:۲۵ دقیقه، سال تحویل می‌شود. (علمی)

فردا ساعت ۱۴:۲۵ دقیقه، بهار در خانه‌ها را می‌زند. (ادبی)

مثال ۳:

خردمندان را هنگام مشورت می‌شناسند؛ همان طور که انسان‌ها را از روی نام. (ادبی)

مشورت نشانه خردمندی است. (علمی)

مثال ۴:

روزی خورشید حقیقت از پشت ابر‌های دروغ و ریا بیرون می‌زند. (ادبی)

روزی حقیقت مشخص خواهد شد. (علمی)

 

انواع زبان بر اساس میزان رسمیت

زبان گفتاری: در این نوع زبان، کلمات جابه‌جا یا دگرگون می‌شود؛ درست همان طور که در حرف زدن کلمات را پس و پیش بیان می‌کنیم؛ به بیان دیگر، زبان گفتاری مستعد آن است که الگوی جمله بندی را به هم بریزد. مثلا فعل را بر فاعل یا مفعول را بر فعل مقدم بدارد، و نیز گاه و بی‌گاه ارکان جمله مخصوصا فعل را حذف کند.

مثال:

آمد سمتم بزند توی گوشم.

در زبان نوشتاری جمله یادشده را چنین می‌نویسیم: به سمتم آمد تا توی گوشم بزند.

ویژگی دیگر زبان گفتاری، وجود واژه‌ها و عباراتی است که در زبان نوشتاری جایی ندارد. زبان گفتاری زبانی است که سرضرب نیست؛ بلکه خودمانی و سر به هوا است. برای این که کلمات را فرا بخواند گاهی نیاز به صبر و فرصت دارد.

در این مواقع، برای پر کردن خلا، سراغ تکیه کلام‌های خاص می‌رود؛ تکیه کلام‌هایی مثل: خدمت شما عرض کنم، خلاصه داشتم می‌گفتم، القصه، در واقع، چیز، بگو، قضیه این جوری بود که، دروغ چرا؟ از شما چه پنهان…

در زبان نوشتاری این پِرتی‌ها را نداریم. با وجود این، زبان گفتاری امتیازاتی نسبت به زبان نوشتاری دارد که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

این زبان مخزن «کنایات» است. کنایه یعنی بیان غیرمستقیم منظور. مثلاً وقتی می‌گوییم: «به شکمت صابون نزن» منظورمان این است که انتظار بیهوده نکش. خیال خام نداشته باش. نه این که صابون را به شکمت نکش.

یکی از کسانی که در زبان نوشتاری خود واژه‌های زیادی از زبان گفتاری را راه داد، جلال آل‌احمد است. الحق در این راه سنگ تمام گذاشت. ناگفته نماند که پیش از او، محمدعلی جمال‌زاده و صادق هدایت، بسیاری از اصطلاحات کوچه و بازار را به زبان نوشتاری دعوت کردند؛ اما ارزش کار جلال در آن بود که از ساختار زبان گفتاری نیز الهام گرفت؛ مثل حذف افعال و حروف اضافه.

زبان نوشتاری: این زبان یک‌دست و هماهنگ است، و واژه‌های خاص خود را دارد؛ واژه‌هایی که شأن و منزلتی دیگر دارند؛ واژه‌هایی که شاید نه در گفتگوهای روزانه که بیشتر در نوشته‌ها نمایان است.

همین واژه «نمایان» را در نظر بگیرید: ما در گفتار روزانه خود، به جای این واژه، غالبا از واژه «پیدا» یا «معلوم» استفاده می‌کنیم.

ویژگی دیگری زبان نوشتاری، ترتیب ارکان جمله است. در زبان نوشتاری، الگوی جمله‌بندی، مستقیم است؛ یعنی فعل و فاعل و دیگر ارکان جمله، تا حد ممکن، درست در جای خود به کار گرفته می‌شود. در این باره، در درس‌های بعدی توضیح خواهیم داد.

به طور کل، زبان نوشتار پیراسته‌تر و پالوده‌تر از زبان گفتار است؛ در مقابل، امتیاز زبان گفتاری صمیمت و سادگی آن است. البته در استفاده از آن باید محتاط بود تا مبادا نوشته، لُوْث و لوس شود.

معرفی کتاب: هنرجویان داستان‌نویسی، در آینده، برای دیالوگ‌نویسی داستان‌های خود، باید زبان گفتاری را بشناسند، و از امکانات آن استفاده کنند. در همین زمینه، کتاب «فرهنگ فارسی گفتاری»، تالیف بهروز صفرزاده، منبع مفیدی برای شناخت زبان گفتاری است.

مثال ۱:

چه حالی داد ماشین‌سواریِ دیشب! (گفتاری)

ماشین‌سواریِ دیشب چه لذت‌بخش بود! (نوشتاری)

مثال ۲:

از این کسی که تازه آمده بود، اصلاً خوشم نمی‌آمد. (نوشتاری)

اصلاً با این یارو که تازه آمده بود، حال نمی‌کردم. (گفتاری)

مثال ۳:

خیال کرده بود اینجا شهر هرت است؛ هر غلطی کرد، کسی گیر ندهد بِهِش. (گفتاری)

خیال کرده بود اینجا قانون ندارد؛ هر غلطی کرد کسی اعتراض نکند. (نوشتاری)

مثال ۴:

آن شب که به مهمانی رفتم، به من توجه نکردند؛ نه تعارف، نه خوش‌آمدگویی. (نوشتاری)

آن شب که به مهمانی رفتم، به من محل نگذاشتند؛ نه تعارف، نه خوش‌آمدگویی. (گفتاری)

تمرین: (اختیاری)

یکی از دو داستان کوتاه «جشن فرخنده» یا «گلدسته‌ها و فلک» نوشته جلال آل‌احمد را بخوانید، و واژه‌ها و عبارات گفتاری آن را مشخص کنید. در گام بعد، معادل نوشتاری این واژه‌ها و عبارات را بیابید و بنویسید. 

برای مشاهده تمرین‌های الزامی، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» در پایین همین صفحه کلیک کنید.

 

تذکر ۱: در صورت نیاز به توضیح درباره مطالب این درس، زیر همه صفحه پرسش خود را مطرح کنید.

تذکر ۲: دروس را باید به ترتیب بخوانید. اگر تا به حال چنین نکردید، به درس اول برگردید، و این کار را انجام دهید. بپس از مطالعه هر درس، روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از مطالعه درس، حتما روی دکمه «مرور آزمون درس» کلیک کنید. همچنین، پس از انجام تمرین‌ها، به همین صفحه بازگردید، و روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:مهارت‌های نگارشی (پایه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *