باشگاه نویسندگان (پایه): برنامه حل تمرین

قبلا گفتیم از میان تمرین‌ها، این چهار مورد، بنیادی و زیربنایی است: رویای شبانه، یادداشت روزانه، خلاصه نویسی و رونویسی. هرگز این تمرین‌ها را دست کم نگیرید. اگر فقط یکی از دو تمرین رویای شبانه یا یادداشت روزانه را مکرر و بدون بازنویسی انجام دهید، در این صورت، پایان سال صدها صفحه مطلب در اختیار دارید.

در گام بعد قرار شد غیر از موارد فوق، پنج مورد از تمرین‌های محبوب خود را به ترتیب علاقه انتخاب کنید و هر یک را حداقل سه بار انجام دهید. در صورت نیاز به راهنمایی بیشتر برای حل تمرین‌ها، به مثال‌های حل شده و پاسخ‌های خودتان در جلسات قبلی دوره بازگردید.

ارسال پاسخ تمرین‌ها

هر روز یکی از تمرین‌ها را حل کنید. می‌توانید پاسخ آن‌ها را بفرستید؛ البته این کار اختیاری است؛ اما در صورت تمایل، فقط پاسخ ۱۵ تمرین (پنج گروه سه تایی) را به انتخاب خود بفرستید. حتما شماره تمرین‌ها را هم ذکر کنید. 

ابتدا خارج از سایت، پاسخ‌ تمرین‌ها را بنویسید و ذخیره کنید؛ مثلا در موبایل یا در فایل ورد در کامپیوتر. در نهایت وقتی ۱۵ تمرین را کامل کردید، پاسخ‌ها را در کادر پاسخ کپی کنید.

  تمرین ۱، ۲، ۳

بر اساس کلمات پیشنهادی زیر، با روش خوشه‌سازی، سه خاطره از یاد رفته خود را بنویسید. حتما تداعی‌های خود را ذکر کنید تا معلوم شود از کجا به کجا رسیدید. 

ابتدا نسخه اول را سریع بنویسید؛ ساده و صمیمی. انگار با دوستی هم‌دل و رازدار حرف می‌زنید. در مرحله بازنویسی، به این سه نکته توجه کنید:

۱- بر هیجانات خود تاکید و تمرکز کنید؛ مثل غم، خشم، شادی، یأس، عشق، کسالت، پشیمانی، پریشانی، ترس.

۲- حتما از توصیف عینی (حواس پنج‌گانه) کمک بگیرید. توصیف عینی، خاطره شما را در ذهن خواننده مجسم و ماندگار می‌کند.

۳- در صورت تمایل، رفتار گذشته خود را با دید و دانش امروزتان واکاوی و بررسی کنید.

کلمه‌‌های پیشنهادی برای مرکز خوشه

  • عیدی
  • سوت
  • گلدان

 

  تمرین ۴، ۵، ۶

از زبان اشیاء زیر بنویسید. فرض کنید به این شیء تبدیل شده‌اید. با این فرض، تمرین را حل کنید. حتما از توصیف عینی (حواس پنج‌گانه) نیز کمک بگیرید:

  • اتوموبیلی که مدت‌ها به کارواش نرفته است.
  • عروسکی که او را در اسباب‌کشی جا گذاشته‌اند.
  • حلقه ازدواج زن و شوهری که به تازگی طلاق گرفته‌اند.

 

  تمرین ۷، ۸، ۹

از زبان حیوانات زیر بنویسید. خودتان را جای آن‌ها و در موقعیت‌های یادشده بگذارید. با این فرض، تمرین را حل کنید. حتما از توصیف عینی (حواس پنج‌گانه) نیز کمک بگیرید:

  • گاوی که در طویله، در آستانه وضع حمل است.
  • کفشدوزکی که قرار است کفش‌های پاره‌ی هزارپا را وصله بزند.
  • مرغ ماهی‌خواری که به ضرب گلوله صیاد، زخمی روی آب افتاده است.

 

  تمرین ۱۰، ۱۱، ۱۲

پس از مشاهده تصویرهای زیر، ایده‌ها یا تداعی‌های خود را بنویسید. قرار نیست ذهنیات شما حتما با تصویر مرتبط باشد. اگر چیزی به ذهن‌تان خطور نکرد، سعی کنید برای تصویر ماجرا بسازید. به لحظات قبل و بعد از تصویر فکر کنید.

 

  تمرین ۱۳، ۱۴، ۱۵

فایل‌های موسیقی زیر را در خلوت و آرامش، با چشمان بسته گوش کنید. سپس ذهنیات خود را بنویسید. انسجام نوشته شما فعلا مهم نیست. مهم‌تر از هر چیز، آن است که احساسات و تداعی‌های خود را بیرون بریزید.

 

  تمرین ۱۶، ۱۷، ۱۸

با گروه کلمات زیر، یک یا چند جمله کوتاه معنادار بنویسید؛ طوری که خلاف روند معمول باشد. باید تمام کلمات داده شده را در یک یا چند جمله به کار ببرید.

  • زنگوله، برف، مالیات، کوزه، لبو
  • قاضی، جارو، تشت، اسفند، ساحل
  • دستمال، رد پا، دریاچه هامون، ساز دهنی، تربچه

تذکر: برای هر یک از سه گروه کلمات فوق، باید پنج جمله بسازید. در نهایت باید پانزده جمله نوشته باشید.

 

  تمرین ۱۹، ۲۰، ۲۱

هر یک از اشیاء زیر را حداقل پنج جور دیگر ببینید.

  • دکمه
  • توپ تنیس
  • چراغ مطالعه

تذکر: اصلا در این تمرین، به کاربرد اشیاء نظر نداریم. فقط قرار است آن را طوری دیگر ببینیم. در مجموع، باید حداقل پانزده مورد بنویسید.

 

  تمرین ۲۲، ۲۳، ۲۴

متن‌های زیر را بخوانید، و حداقل پنج واژه‌ی هر یک را با واژه‌های پیشنهادی خود عوض کنید. ابتدا کل متن را در کادر پاسخ کپی کنید. سپس واژه مد نظر خود را از متن حذف کنید. در گام بعد پرانتز باز کنید، و واژه تغییریافته را داخل آن بگذارید.

  • ذوق برای هنر، همچون آب برای ماهی یا هوا برای پرواز است. نویسندگی نیز هنر است و مانند همه هنرها موقوف استعداد ویژه و ذوق خداداد. کوشش و تمرین و تکرار، با همه آثار و اثماری که دارد، جای ذوق و استعداد را به کمال نمی‌گیرد… از منظر ذوق و قریحه، قلمزنان را به سه گروه می‌توان تقسیم کرد: واجد ذوق، فاقد ذوق و بینابین. واجدین، باید بکوشند که این نعمت بزرگ را حرمت گزارند و به کارش گیرند. نیز باید بدانند که آنچه دارند، آنان را بی‌نیاز از دانش و کوشش نمی‌کند. (آیین قلم، رضا بابایی، ص ۵۶،)

 

  • گروه دوم (فاقدان)، نخست باید بدانند که نداشتن استعداد ویژه در هنری از هنرها، هرگز به معنای بی‌استعدادی در دیگر هنرها نیست. همچنین، بر آنان است که سعی و عمل را وانگذارند و بدانند که کار «نیکو» کردن از «پر» است. مثلا آن را که ذوق و استعداد خط نیست، عجیب نیست اگر هرگز به عالی‌ترین و خوش‌ترین خط دست نیازد؛ اما تمرین و تکرار اگر خط او را «خوش» نگرداند، به حتم «خوانا» می‌کند. خوانانویسی مرتبه‌ای است در دسترس همگان، و موقوف به مشق و تمرین. در نویسندگی نیز کوشش و کارورزی، قلم را پخته و روان می‌کند؛ حتی اگر هیچ بهره‌ای از استعداد مادرزاد در نویسنده نباشد… (همان، صص ۵۶ و ۵۷)

 

  • گروه سوم کسانی‌اند که استعدادکی در نوشتن دارند. برخورداری اینان از این موهبت خداداد، نه چندان است که بی‌زحمت و اکتساب به جایی برسند، و نه چنان است که با زحمت و اکتساب به جایی نرسند. بیشترین مولفان و قلمزنان در این قطارند و از این شمار. بر ایشان است که در تَشحیذِ ذوق خویش بکوشند و این اندک را بسیار کنند. تشحیذ یا ذوق‌پروری، همچون سوهان، تیغ ذوق را تیزتر می‌کند و برای ساختن و پرداختن آماده‌تر. راه‌های پرورش و افزایش ذوق نویسندگی، بسیار است و شاید بهترین و موثرترین آن‌ها دیدار پی در پی با آفرینش‌های هنری برجسته است؛ اعم از هنرهای دیداری و شنیداری و جز آن‌ها. (همان، ص ۵۷)

 

  تمرین ۲۵، ۲۶، ۲۷

فایل‌های صوتی زیر را بشنوید. سپس از روی صداها، ماجرا را به سلیقه خود بازسازی کنید. انگار قرار است داستانی بنویسید؛ اما تنها اطلاعات شما، فقط از جنس صدا است. بقیه موارد را خودتان باید بسازید.

مثلا حدس بزنید آنجا کجاست؟ فضای داخلی است یا فضای باز؟ اسباب و وسایل داخل صحنه چیست؟ شب است یا روز؟ سرد است یا گرم؟ این‌ها کی هستند؟ چه ریخت و قیافه‌ای دارند؟ چه پوشیده‌اند؟ چه می‌کنند؟ اصل ماجرا چیست؟ از کجا شروع شده است؟ به کجا ختم خواهد شد؟

 

  تمرین ۲۸، ۲۹، ۳۰

با استفاده از حواس پنج‌گانه، متن‌های زیر را کامل کنید؛ طوری که زنده و ملموس شود و خواننده بتواند آن را در ذهن مجسم کند.

  • چشمانم را که باز کردم، دیدم خانه آتش گرفته است. کار از آن گذشته بود که بخواهم برای خاموش کردن آتش، شخصا عمل کنم. سراسیمه بیرون دویدم. یکی از همسایه‌ها، سریع نزدیکم آمد و دلداری‌ام داد. آن یکی به ۱۲۵ تلفن زد. خدا خدا می‌کردم آتش‌نشانی زودتر برسد.

 

  • پرستار پانسمان پایم را تازه عوض کرده بود. حالا نوبت تزریق آمپول تقویتی بود. حاضر بودم ده تا بسته کپسول و قرص یا ده تا شیشه شربت بخورم؛ اما آمپول نزنم. در همین خیال، نیش سوزن آمپول بدنم را گزید.

 

  • به اصرار دوستان، آخر هفته را به استخر رفتیم. من سینما را ترجیح می‌دادم. اصلا خوش نداشتم تنم را به آب بزنم. لب استخر نشسته بودم. ناگهان یکی از بچه‌ها مرا توی آب هل داد. تا به خودم آمدم، دیگری سرم را به شوخی زیر آب فرو کرد. وقتی از آب آمدم بیرون، در موقعیت مناسب، به هر دو نفر یک جفت سیلی آبدار نواختم تا یاد بگیرند دیگر از این شوخی‌ها با من نکنند. از آن روز به بعد، دوستانم مرا «غول دریا» صدا می‌زنند.

 

تذکر: در میان جمله‌ها، جمله‌هایی از خودتان اضافه کنید. جمله‌های خود را داخل پرانتز بگذارید تا به سادگی از متن اصلی متمایز شود. هر یک از حواس پنج‌گانه را حداقل یک‌بار در متن به کار ببرید. 

 

  تمرین ۳۱، ۳۲، ۳۳

با توجه به تصاویر زیر، مکان یاد شده را به کمک حواس پنج‌گانه توصیف کنید.

  • فرض کنید به جای «جک» از ساقه لوبیای سحرآمیز بالا رفته و برای اولین بار قصر افسانه‌ای غول را در آسمان تماشا کرده‌اید. حالا به زمین برگشته‌اید. قرار است مشاهدات خود را برای مادرتان تعریف کنید. فراموش نکنید که مادرتان، آن قدر هم زودباور نیست. زمانی حرف شما را باور خواهد کرد که مشاهدات خود را با جزئیات وصف کنید.

 

  • فرض کنید با گروهی از دوستان و آشنایان خود، در دل جنگل به گردش رفته‌اید. در همان حال، چند نفر از بومیان آدم‌خوار، از جهت‌های متفاوت به شما هجوم می‌آورند. در نتیجه، هر یک از شما، به سویی متواری و فراری می‌شود. مسیر شما به مکان زیر می‌رسد. در صورت تعلل، حتما آدم‌خواران شما را اسیر می‌کنند. تنها راه گریز، رفتن درون غار است؛ به این امید که آنجا راه فراری بیابید. شما به غار مخوف پا می‌گذارید و در نهایت جان سالم به در می‌برید. حالا دوباره در کنار دوستان و آشنایان خود نشسته‌اید. ماجرای فرار خود و همچنین مشاهدات داخل غار را توصیف کنید.

 

  • فرض کنید لب برکه‌ نشسته‌اید. پس از مدتی، قلاب ماهی‌گیری می‌جنبد. با قدرت آن را پس می‌کشید و ماهی صید شده را از سر قلاب جدا می‌کنید. ماهی به زبان می‌آید و می‌گوید: اگر مرا رها کنی، در عوض تو را به جایی خواهم برد که هیچ کس تا به حال نرفته است. شما متعجب و هراسان ماهی را در آب می‌اندازید و در می‌روید. باور این ماجرا، برای خودتان دشوار است؛ چه رسد به این که بخواهید آن را برای دیگران تعریف کنید. با خود می‌گویید مبادا اصلا همه چیز توهم و خیال بود؟ دوباره لب برکه می‌روم. اگر ماهی ظاهر شد و مرا به آن مکان ناشناخته برد، دیگر جایی برای تردید باقی نمی‌ماند. در کمال شگفتی، ادعای ماهی درست از آب درمی‌آید. شما موفق می‌شوید شهر افسانه‌ای «آتلانتیس» را در زیر اقیانوس‌ها از نزدیک ببینید. حالا سردبیر مجله‌ای از شما خواسته، مشاهدات‌تان را بنویسید و بفرستید تا منتشر کند.

 

  تمرین ۳۴، ۳۵، ۳۶

با فردی واقعی (مرده یا زنده) مصاحبه کنید؛ مثل هیتلر، بروس‌لی، صادق هدایت، مسعود فراستی، جواد خیابانی. اگر شخص خاص مد نظر ندارید، از میان گزینه‌های زیر هم می‌توانید انتخاب کنید:

پروفسور حسابی، چارلی چاپلین، مادر ترزا، مریم میرزاخانی، نیچه، چنگیرخان، اوریانا فالاچی.

برای اجرای این تمرین، بهتر است:

۱- ابتدا پرسش‌های مصاحبه را آماده کنید؛ مثلا هفت-هشت سوال. البته محتمل است در میانه مصاحبه، پرسش‌های دیگری نیز پیش آید.

۲- شخصیت‌های برجسته را برای مصاحبه انتخاب کنید؛ کسانی که تا اندازه‌ای آن‌ها و فعالیت‌شان را بشناسید.

۳- در طرح پرسش‌ها، دقت و خلاقیت به خرج دهید. در غیر این صورت، لطف مصاحبه از بین می‌رود. مثلا تا حد ممکن پرسش‌ْ با جواب دو کلمه‌ای (بله یا خیر) مطرح نکنید؛ زیرا این نوع پرسش‌ها، فرصت ابراز وجود را از مصاحبه شونده می‌گیرد.

۴- برای پاسخ به پرسش‌ها، خودتان را جای شخصیت بگذارید و با زبان و ذهنیت او به سوالات جواب دهید.

۵- از توصیف عینی (حواس پنج‌گانه) استفاده کنید. انتخاب زمان و مکان برای مصاحبه، دست‌تان را برای توصیف عینی بازخواهد گذاشت.

 

  تمرین ۳۷، ۳۸، ۳۹

با فردی غیرواقعی یا موجودی خیالی مصاحبه کنید؛ مثل حسن کچل، چوپان دروغگو، گُردآفرید، غول چراغ جادو، آلیس در سرزمین عجایب، خشایار مستوفی، مستربین. اگر شخص خاص مد نظر ندارید، از میان گزینه‌های زیر هم می‌توانید انتخاب کنید:

سیمرغ، سندباد، دخترک کبریت‌فروش، پطرس فداکار، سفیدبرفی، امیرارسلان، پری دریایی، هری پاتر.

برای اجرای این تمرین، بهتر است:

۱- ابتدا پرسش‌های مصاحبه را آماده کنید؛ مثلا هفت-هشت سوال. البته محتمل است در میانه مصاحبه، پرسش‌های دیگری نیز پیش آید.

۲- شخصیت‌های برجسته را برای مصاحبه انتخاب کنید؛ کسانی که تا اندازه‌ای آن‌ها و فعالیت‌شان را بشناسید.

۳- در طرح پرسش‌ها، دقت و خلاقیت به خرج دهید. در غیر این صورت، لطف مصاحبه از بین می‌رود. مثلا تا حد ممکن پرسش‌ْ با جواب دو کلمه‌ای (بله یا خیر) مطرح نکنید؛ زیرا این نوع پرسش‌ها، فرصت ابراز وجود را از مصاحبه شونده می‌گیرد.

۴- برای پاسخ به پرسش‌ها، خودتان را جای شخصیت بگذارید و با زبان و ذهنیت او به سوالات جواب دهید.

۵- از توصیف عینی (حواس پنج‌گانه) استفاده کنید. انتخاب زمان و مکان برای مصاحبه، دست‌تان را برای توصیف عینی بازخواهد گذاشت.

 

  تمرین ۴۰، ۴۱، ۴۲

برای هر یک از اشیاء زیر، حداقل پنج کاربرد غیرمعمول بنویسید.

  • کلید 
  • فندک
  • چادر (پوشش)
  • پوکه (فشنگ خالی)

 

  • نخ
  • آینه
  • جوراب
  • چوب کبریت

 

  • کاغذ
  • چفیه
  • کمربند
  • خط‌کش

 

  تمرین ۴۳، ۴۴، ۴۵

فرض کنید در موقعیت‌های زیر قرار گرفته‌اید. با استفاده از حواس پنج‌گانه، محیط را توصیف کنید. هر یک از حواس پنج‌گانه را حداقل یک‌بار در متن به کار ببرید.

 

  • خواهر یا برادر عروس و داماد هستید؛ شاید هم پدر یا مادر. با این دید، مجلس خواستگاری را توصیف کنید.

 

  • برای عرض تسلیت به بازماندگان، به مراسم فردی تازه درگذشته رفته‌اید. با این دید، این مراسم را توصیف کنید.

 

  • در کافه‌ای منتظر کسی نشسته‌اید. طرف مقابل با شما تماس می‌گیرد و اعلام می‌کند با تأخیر می‌رسد. کافه نسبتا شلوغ است. هر کس با مخاطب خود گرم گفتگو است. با وجود این، دختری تنها نظر شما را جلب می‌کند. او نیز مثل شما منتظر کسی است. تا چند دقیقه دیگر، پسری آشنا به دیدار او می‌آید. این دو شاید هم‌کلاسی باشند؛ شاید هم همکار. پسر با اهدای کادو، برای اولین بار به دختر ابراز علاقه می‌کند. واکنش دختر و نیز جزئیات کل ماجرا و محیط را توصیف کنید.

 

  تمرین ۴۶، ۴۷، ۴۸

قسمت‌های خالی متن زیر را پر کنید؛ طوری که نوشته‌ای معنادار حاصل شود. در هر نقطه‌چین می‌توانید چند کلمه یا جمله بنویسید. کلمه‌ها و جمله‌های اضافه شده را داخل پرانتز بنویسید.

  • خبر رسید که … را بازداشت کرده‌اند؛ به جرم … . به … گفتم: چرا؟ مگر … ؟ جواب داد: … . اصلا انتظار نداشتم که … . با وجود این، در اولین فرصت … .

 

  • از … که آمدم هنوز … . سریع به … . همه چیز آماده بود؛ به جز … . نمی‌خواستم به هیچ عنوان این … ؛ اما چه باید می‌کردم؟ آن هم وقتی که … . ناچار … را پذیرفتم. به این امید که روزی … .

 

  • درست همان طور که حدس می‌زدم … . هر چند من ترجیح می‌دادم … . قرار نیست که همیشه … . مگر من هم مثل … ؟ با این اوصاف، اگر … می‌فهمید که چنین تصمیمی در سر دارم، آن وقت … . برایم مهم نبود. فوق فوقش … . بهش می‌ارزید. از … که بهتر بود.

برای مشاهده تمرین‌های بیشتر، روی تصویر زیر کلیک کنید:

تذکر ۱: برای مشاهده صفحه پاسخ، با نام کاربری و کلمه عبور وارد شوید.

تذکر ۲: برای ارسال پاسخ‌ها، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از پاسخ به تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:باشگاه نویسندگان (پایه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *