باشگاه نویسندگان (پایه): جلسه ۲

شما قبل از مشاهده این درس باید اول باشگاه نویسندگان (پایه): جلسه ۱ را تکمیل کنید.

خلاصه‌نویسی

خلاصه‌نویسی مطالب داستانی به این صورت است:

خلاصه یک‌خطی

در این نوع، شخصیت اصلی داستان، و هدف یا گرفتاری او را فقط ذکر می‌کنیم؛ بدون اشاره به پایان داستان.

خلاصه چند خطی

در این نوع، غیر از شخصیت اصلی داستان و هدف یا گرفتاری او، روند داستان را مرور می‌کنیم. به بیان ساده،کافی است بنویسید: اصل ماجرا چه بود؟ از کجا آغاز شد؟ چگونه پیش رفت؟ به کجا ختم شد؟

البته اشاره به پایان داستان، وابسته به آن است که نویسنده از خلاصه‌نویسی چه هدفی دارد. اگر داستان را برای خودش خلاصه می‌کند، بهتر است پایان آن را حتما بنویسد؛ اما اگر قرار است خلاصه‌ی داستان را در اختیار مخاطب بگذارد، باید کمی احتیاط کرد.

مثلا در داستان‌های معمایی و جنایی، غالبا در پایان، گره ماجرا باز و قاتل شناسایی می‌شود. اگر خلاصه داستان پشت جلد کتاب ذکر شود، جایز و جالب نیست پایان آن را بیان کنیم. روشن است که با افشای پایان، لطف داستان از بین می‌رود.

خلاصه چند صفحه‌ای

این نوع مثل خلاصه‌نویسی چند خطی است، با این تفاوت که به مناسبت‌های مختلف، از متن اصلی نیز، تکه‌هایی عینا ذکر می‌شود؛ مثلا قسمتی از گفتگوی شخصیت‌ها.

خلاصه‌نویسی مطالب غیرداستانی به این صورت است:

خلاصه یک‌خطی

در این نوع، به عنوان و موضوع کلی مطلب فقط اشاره می‌کنیم.

خلاصه چند خطی

در این نوع، علاوه بر اشاره به موضوع، ساختار و چارچوب مطلب را مرور می‌کنیم. فصل‌ها و برخی از عنوان‌های مهم‌ هر فصل را با اندکی توضیح، در حد یک یا دو جمله، مرور می‌کنیم. برای این کار می‌توان از فهرست کتاب‌ کمک گرفت.

خلاصه چند صفحه‌ای

این نوع مثل خلاصه‌نویسی چند خطی است، با این تفاوت که به مناسبت‌های مختلف، از متن اصلی نیز، تکه‌هایی عینا ذکر می‌شود؛ مثل جمله‌های کلیدی و نتیجه‌گیری هر عنوان یا فصل. همچنین، برخی از مثال‌ها.

انواع خلاصه‌نویسی

در نوع اول، خلاصه را به زبان خود بیان می‌کنیم. خلاصه‌های یک‌خطی و چند خطی از این نوع هستند. تمرین تعویض کلمات در جلسه قبل، شما را ورزیده می‌کند تا بتوانید متن دیگران را به زبان خودتان بنویسید. در نوع دوم، دقیقا متن اصلی را به کار می‌بریم؛ اما با حذف قسمت‌های اضافی. معمولا خلاصه‌های چند صفحه‌ای از این نوع هستند.

هر چه خلاصه مفصل‌تر باشد، تقلید از متن اصلی نیز بیشتر خواهد شد. مثلا اگر رمان ۱۰۰۰ صفحه‌ای را بخواهیم در ۳۰۰ صفحه خلاصه کنیم، باید ۷۰۰ صفحه آن را حذف کنیم. 

ناگفته نماند که می‌توان هر دو نوع خلاصه‌نویسی را ترکیب کرد. اتفاقا این نوع خلاصه‌نویسی هنرمندانه‌تر و دلچسب‌تر است. مثلا همین رمان ۱۰۰۰ صفحه‌ای را با حذف قسمت‌های اضافی به ۳۰۰ صفحه برسانیم، سپس آن را به زبان خود بیان کنیم؛ طوری که به ۲۰۰ صفحه برسد.

تاثیر تمرین

خلاصه‌نویسی نوعی مهندسی معکوس است. نویسنده‌ها غالبا ابتدا خلاصه‌ای از متن خود را تهیه می‌کنند. سپس با گسترش خلاصه، نوشته خود را به سرانجام می‌رسانند. با حل این تمرین، می‌آموزید که متن اصلی را فشرده کنید و به مرحله قبل بازگردانید.

تاثیر دیگر خلاصه‌نویسی، صرفه‌جویی در زمان و انرژی خواننده است. خواننده با مطالعه خلاصه مطلب، با موضوع و ساختار کلی آن آشنا می‌شود. در نتیجه، با آزادی عمل، می‌تواند تصمیم بگیرد آیا مطلب را بخواند یا نه.

نمونه

خلاصه یک‌خطی

تنگسیر روایت فردی به نام زائرمحمد است که از چهار نفر طلب‌کار است. وقتی نمی‌تواند به زبان خوش، طلب خود را پس بگیرد، تفنگ برمی‌دارد.

خلاصه چند خطی

زائر محمد پس از بیست سال تلاش، دو هزار تومان پس‌انداز می‌کند. هزار تومان آن را به کریم حاج حمزه می‌دهد و با او شریک می‌شود. کریم سود او را که نمی‌دهد هیچ، اصل پول را هم انکار می‌کند. غیر از کریم، سه نفر دیگر نیز در این ماجرا پشتیبان و هم‌دست کریم هستند: محمد گُنده‌رجب، شیخ ابوتراب و آقا علی کچل.

زائرمحمد پس از یک سال دوندگی، به نتیجه‌ای نمی‌رسد. پولش را نمی‌دهند. بدتر از آن، مسخره‌ و مضحکه‌اش می‌کنند. سرانجام به تنگ می‌آید. به دیدار پدرزنش می‌رود و زن و دو فرزندش را به او می‌سپارد. و تصمیم خود را اعلام می‌کند: کشتن هر چهار نفر.

در گام بعد، تبر و کارد و تفنگش را آماده می‌کند. دار و ندارش را می‌فروشد و پول حاصل را در اختیار همسرش می‌گذارد. سپس با او وداع می‌کند.

روز بعد، اول صبح، در بازار راه می‌افتد. به همه می‌گوید تفنگچی حکومتی شده است و راهی آبادان است. پس از اصلاح و سلمانی، سراغ کریم حاج حمزه می‌رود. او را در بازار به ضرب گلوله می‌کشد؛ روز روشن، جلوی چشم همه.

سپس به خانه شیخ ابوتراب می‌رود. بعد از کشتن او، همسر و خواهر شیخ، راه زائر را سد می‌کنند. بر خلاف میل باطنی، آن دو را نیز به ضرب تبر آش و لاش می‌کند. 

حالا نوبت محمد گنده‌رجب است. زائر او را در خانه سید محمدعلی کازرونی می‌یابد و به گلوله می‌بندد. آخرین نفر آقا علی کچل است. او را نیز جلوی چشم همسرش، در خانه‌اش از پا درمی‌آورد.

حالا تفنگچی‌های حکومتی در پی او هستند. زائر به ناچار، در پستوی مغازه آساتور ارمنی پنهان می‌شود. بیرون دکان آساتور، تفنگچی‌ها در جستجوی او پرسه می‌زنند. زائر تا شب همان‌جا می‌ماند. در این فاصله، تفنگچی‌ها به کپر او سر می‌کشند و از زن زائر، سراغ او را می‌گیرند.

نیمه شب زائر از دکان آساتور بیرون می‌آید. یک تفنگچی را با قنداق تفنگ از پا درمی‌آورد. اسلحه و فشنگ‌های او را برمی‌دارد، و در تاریکی به سمت دریا می‌رود. 

در میدان منتهی به دریا، دو تفنگچی کشیک می‌دهند. زائر مجبور می‌شود یکی از آن دو را هدف بگیرد. از صدای گلوله، دیگر تفنگچی‌ها نیز به سوی او می‌شتابند و فرمان ایست می‌دهند؛ اما زائر بی‌توجه به سمت دریا می‌دود و خود را به آب می‌اندازد.

زائر زیرآبی می‌رود. پس از طی مسافتی، سر از آب بیرون می‌آورد تا نفس بگیرد. همه جا امن است. تصمیم می‌گیرد به کپر خودش برگردد و زن و فرزندانش را بردارد و در برود؛ غافل از آن که تفنگچی‌ها، کپر او را محاصره‌ کرده‌اند.

زائر شنا می‌کند و پیش می‌رود؛ اما در میانه راه، کوسه‌ای به او هجوم می‌آورد. زائر با کوسه گلاویز می‌شود و پس از کشمکش فراوان، شکم او را با کارد می‌درد. سرانجام با تن مجروح و بی‌رمق، به ساحل می‌رسد. 

با وجود بی‌حالی، به نخلستان می‌زند. مخفیانه خودش را به نزدیکی کپر می‌رساند. شش تفنگچی همراه سرکرده خود، در اطراف کپر، چشم به راه او هستند.

زائر در حمله‌ای ناگهانی، قنداق تفنگ را به گیج‌گاه سرکرده می‌کوبد و او را نقش زمین می‌کند. سپس او را خلع سلاح می‌کند و به سمت تفنگچی‌ها نشانه می‌رود. تفنگچی‌ها تسلیم می‌شوند. در نهایت، به کمک همسایه‌ها، زن و فرزندانش را در قایق می‌نشاند و می‌راند.

 

معرفی کتاب

برای معرفی کتاب، ابتدا باید عنوان کتاب، نوع قالب و موضوع آن، و نام نویسنده را ذکر کنید. به پیشینه نویسنده، مخصوصا کتاب‌های قبلی او نیز می‌توان اشاره کرد.

سپس خلاصه‌ای چند خطی را به آن اضافه کنید. در این قسمت می‌توانید از فهرست کتاب و پیش‌گفتار یا مقدمه آن کمک بگیرید.

غیر از این موارد، اطلاعات شناسنامه‌ای کتاب هم قابل ذکر است: نوبت چاپ، تیراژ (تعداد جلد یا نسخه)، نام انتشارات، تعداد صفحه، نام دیگر افراد مثل مترجم، ویراستار، تصویرگر و… ، قیمت. این اطلاعات را هم می‌توان طبقه‌بندی شده نوشت، هم به صورت سیّال و با جمله‌بندی‌های متفاوت. به سلیقه شما بستگی دارد.

در ادامه قسمت‌هایی از کتاب را محض نمونه نقل کنید. همچنین، در صورت تمایل، ضعف و قوت کتاب را از دید خود بنویسید. 

در نهایت بنویسید خواندن این کتاب برای چه کسانی مفید یا خوشایند خواهد بود. حتی می‌توان نوشت این کتاب برای چه کسانی مناسب نیست. 

تاثیر تمرین

این تمرین بیش از همه مناسب افراد کتاب‌خوان است. این افراد اگر پس از مطالعه، با صرف اندکی وقت، معرفی‌نامه‌ای برای کتاب تهیه کنند، پس از مدتی مثلا یک یا دو سال، اندوخته‌ای ارزشمند فراهم آورده‌اند که دیگر کتاب‌خوان‌ها را یاری می‌دهد؛ مخصوصا کتاب‌خوان‌هایی که تازه مطالعه را آغاز کرده‌اند و برای انتخاب منبع، به راهنمایی فردی خبره و کارکشته نیاز دارند.

امتیاز دیگر این تمرین، کاربرد گسترده، در تبلیغ و بازاریابی است. به هر حال، خواه‌ناخواه برای خرید و فروش کتاب، معرفی‌نامه آن، نقش کلیدی دارد.

کتاب‌فروش‌ها، مخصوصا سایت‌ها یا صفحات اینستاگرام، اگر بتوانند معرفی‌نامه‌ای درست و مناسب تهیه کنند، می‌توانند با ترغیب مشتری و رفع نیاز او، به درآمد بیشتر برسند. حتی اگر خود شما روزی کتاب بنویسید، برای تبلیغ و ترویج آن، به نوشتن معرفی‌نامه نیاز دارید.

نمونه

رولف دوبلی در کتاب هنر شفاف اندیشیدن، ۹۹ خطای ذهنی در برداشت و تصمیم‌گیری را معرفی می‌کند. این اقتصاددان سوئیسی، پس از سال‌ها رمان‌نویسی، به نوشتن این کتاب رو آورد.

جالب است بدانید که رولف دوبلی سایتی دارد که در آن چکیده کتاب‌ها را می‌فروشد. یعنی تمرین خلاصه‌نویسی در باشگاه نویسندگان (پایه) منبع درآمد اوست.

با هم چند فقره از عنوان‌های این کتاب را مرور کنیم:

. اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه‌ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.

. چرا یک نقشه‌ی غلط را به نبود نقشه ترجیح می‌دهیم؟

. چرا باید دفترچه خاطرات داشت؟

. چرا بدبختی بزرگ‌تر از خوشبختی به نظر می‌رسد؟

. چرا تماشا و صبر کردن شکنجه است؟

. کسی که چکش به دست دارد، فقط میخ را می‌بیند.

. کشیدن دایره هدف دور تیر

عادل فردوسی پور به همراهی دو تن از دانشجویان دانشگاه شریف، بهزاد توکلی و علی شهروز، این کتاب را به فارسی برگرداند. نثر ترجمه روان و بدون دست‌انداز است. همین نکته، به خوانایی کتاب افزوده است.

بسیاری از ما فکر نمی‌کنیم. وقتی هم فکر می‌کنیم، اسیر خطاهای دستگاه تفکر خود می‌شویم. بر همین اساس، مطالعه این کتاب، بیش از همه برای کسانی مفید خواهد بود که دوست ندارند از یک سوراخ چند بار گزیده شوند. 

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: 

«بالزاک می‌نویسد حسادت احمقانه‌ترین عادت بد است، چون حتی یک مزیت هم ندارد… چگونه حسادت را مهار کنی؟ اول از همه، خودت را با دیگران مقایسه نکن. دوم، دایره توانایی‌ات را پیدا کن و خودت آن را پر کن. موقعیتی را برای خودت خلق کن که در آن بهترینی. مهم نیست حوزه مهارتت چه قدر کوچک باشد، مهم این است که پادشاه قلعه هستی.»

در قسمتی دیگر می‌خوانیم:

«پیش‌بینی می‌کنم توجه نکردن به اخبار به اندازه کنار گذاشتن هر یک از نود و هشت خطای گفته شده در صفحات این کتاب، به نفعت خواهد بود. این عادت را کاملا کنار بگذار. به جای آن، مقالات و کتاب‌های مطرح را بخوان. بله، هیچ چیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمی‌شود.»

شاید این قسمت هم برای شما جالب و مفید باشد:

«اثبات شده که از نظر عاطفی، از دست دادن یک چیز دو برابر «سنگین‌تر» از به دست آوردن همان چیز است. دانشمندان اجتماعی، به این پدیده نفرت از زیان می‌گویند. به همین سبب، اگر می‌خواهی کسی را در مورد موضوعی متقاعد کنی، بر مزایای آن تمرکز نکن، بلکه سعی کن به او نشان بدهی چگونه می‌تواند از مضرات آن رها شود.»

نشر چشمه، علاوه بر اندازه استاندارد، اولین چاپ جیبی این کتاب را سال ۱۳۹۵ در ۲۵۰۰ نسخه به بازار فرستاد. می‌ارزد این ۳۲۰ صفحه‌ را چند بار مطالعه کرد.

 

از سایت‌های مفید در زمینه معرفی کتاب، کافه بوک را می‌توان مثال زد. برای ورود به این سایت اینجا کلیک کنید.

معرفی کتاب

کتاب «ماهی سیاه کوچولو» داستان کوتاهی از زنده‌یاد صمد بهرنگی است. برای انجام تمرین‌های این جلسه به آن نیاز دارید. برای دانلود رایگان این کتاب، روی تصویر فوق کلیک کنید.

تذکر ۱: برای مشاهده تمرین‌ها، باید حتما با نام کاربری و کلمه عبور وارد شوید.

تذکر ۲: برای مشاهده تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از پاسخ به تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:باشگاه نویسندگان (پایه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *