باشگاه نویسندگان (پایه): جلسه ۳

شما قبل از مشاهده این درس باید اول باشگاه نویسندگان (پایه): جلسه ۲ را تکمیل کنید.

رویای شبانه

هر شب با قلم و کاغذ بخوابید. به محض بیدار شدن از خواب، رویای خود را بدون ارزیابی، سریع روی کاغذ بریزید. به عبارتی، نوشتن رویاهای شبانه، اولین فعالیت شما پس از بیداری باشد. مهم نیست چه جور می‌نویسید. قرار نیست همه خواب‌های شما سر و ته داشته باشند. برای اجرای این تمرین، کافی است هر روز، بلافاصله پس از بیداری، مشاهدات خود را در عالم رویا، روی کاغذ ثبت کنید.

چه کنیم اگر خواب ندیدیم؟ از نوشتن دست بکشیم؟ هرگز! راه حل، خواب دیدن در بیداری است. این جمله را کامل کنید: دوست دارم خواب ببینم…

تاثیر تمرین

ذهن ناخودآگاه، منبع ایده و الهام است. ذهن خودآگاه مدیر و منتقد است، و عیار و ارزش ایده‌ها را بررسی می‌کند. نویسنده به هر دو ذهنیت نیاز دارد. با این توضیح، عالم خواب گفتگوی بی‌واسطه و بی‌ملاحظه شما، با ذهن ناخودآگاه‌تان است. تکرار این تمرین، شما را یاری می‌کند که به ذهن ناخودآگاه‌ خود دسترسی پیدا کنید.

نمونه

خواب علی کریمی را دیدم. از او پرسیدم فوتبالیست‌های مطرح دنیا درباره فوتبال ایران و بزرگان آن چه نظری دارند؟ جواب واضح نداد؛ اما گفت آلمانی‌ها درباره فوتبال ما نظر مساعد دارند. فوتبال ما به آلمانی‌ها نزدیک‌تر است.

گفتم: آلمان؟ آنها که فوتبال خشک و ماشینی دارند!

گفت: خیلی راحت می‌شود دفاع آنها را شکافت. من خودم وقتی بایرن مونیخ بازی می‌کردم ۵۰ تا پاس گل دادم.

بعد خبر داد که ۴ هفته آینده، می‌خواهد دوباره به بوندسلیگا (لیگ حرفه‌ای فوتبال آلمان) برود؛ اما اسم تیم را فاش نکرد.

بعد بهزاد غلامپور، با کت و شلوار آمد که رد شود. علی کریمی دراز کشیده بود که پایش به پای بهزار غلامپور گیر کرد. کریمی عذرخواهی کرد. بعد با غلامپور مشغول احوال‌پرسی شد. غلامپور با من هم دست داد.

در بخش دیگری از خوابم، مردی در خانه‌اش، جلوی دوربین نشسته بود و خطاب به یکی از منتقدان خود می‌گفت: برای چی گفتی که زندگی من اشرافی است؟ ببین چه قدر خانه من کوچک و کم‌اثاث است. من حتی در خانه‌ام آینه هم ندارم!

بعد متوجه شدم خانه‌اش خیلی بزرگ و اشرافی است. آینه هم دارد. اما تمام اسباب و وسایل را جمع کرده و در اتاق‌های دیگر گذاشته است تا در فیلم، خانه‌اش خالی به نظر برسد.

جالب آن که وقتی همسرش از واقعیت آگاه شد، از اسباب و وسایل‌شان فیلم گرفت و رفت که واقعیت را فاش کند. در نهایت، پسر کوچک این خانواده سیگاری شد.

۱۹ آذر ۹۸

یادداشت روزانه

پایان هر روز، گزارش فعالیت‌های خود را بنویسید؛ از دیده‌ها و شنیده‌ها گرفته تا کارهای کرده و نکرده. می‌توانید احساسات خود را نیز به آن اضافه کنید؛ همین طور تحلیل و ارزیابی خود از اتفاقات آن روز را.

چه کنیم اگر در طول روز اتفاق چشم‌گیری رخ نداد؟ از نوشتن دست بکشیم؟ به هیچ وجه. خیال‌پردازی کنید و بنویسید که دوست دارید روز خود را چگونه بگذرانید.

تاثیر تمرین

مغز برای صرفه‌جویی در انرژی، مایل است بسیاری از فعالیت‌ها را به عادت تبدیل کند. بر همین اساس، در طول روز، بسیاری از اطلاعات را دور می‌ریزد. با تکرار این تمرین، به مغز خود هشدار می‌دهید که اتفاقات مهم‌تر را دور نریزد. زیرا در هر یک از مشاهدات روزمره ما، چه بسا سوژه‌ای برای نوشتن نهفته باشد. به زبان ساده، این تمرین به پرورش ذهن خودآگاه شما کمک می‌کند.

تاثیر دیگر این تمرین، ورزیده شدن برای داستان‌نویسی است؛ مخصوصا داستان کوتاه. تکرار این تمرین، ناخواسته به شما می‌آموزد فضای خالی داستان خود را چگونه به کمک جزئیات پر کنید.

مثال اعلای آن «آنتوان چخوف» است. چخوف از روزمرگی‌ها می‌نویسد؛ اما بسیار استادانه. او پزشک بود و روزانه بیماران را معاینه می‌کرد. گفته‌اند صبورانه با آن‌ها گفتگو می‌کرد و از زندگی شخصی و خصوصی‌شان می‌پرسید.

نمونه

امروز شنبه هفتم اسفند ۹۵، صبح که از خواب بیدار شدم، برای انجام آزمایش، ناشتا به بیمارستان رفتم. هوا گرم شده بود. کم کم نشانه‌های تغییر فصل و رسیدن عید نوروز نمایان می‌شد.

وقتی از جلوی مجتمع طلوع مهر عبور کردم، یادم افتاد که امروز کلاس نویسندگی خلاق دارم. سر میدان جانبازان از تاکسی پیاده شدم. راننده مردی کم انرژی بود. رمق نداشت حرف بزند.

وقتی به آزمایشگاه رسیدم، پیش از هر کس با دکتر مسعودی، پزشک خوش‌رو و خوش‌ذوق روبرو شدم. مبلغ آزمایشم ۹۹ هزارتومان شد. درخواست تخفیف دادم. دکتر هم ۲۰ هزار تومان تخفیف داد.

وارد اتاق نمونه‌گیری شدم. در حین نمونه‌گیری، چشمم مدام پی دکوراسیون محیط می‌چرخید. آزمایشگاه را بسیار شیک، تمیز و خوش‌منظر یافتم.

در ادامه، صدای تار شادروان محمدرضا لطفی به گوش رسید که در مایه ابوعطا می‌نواخت. دکتر مسعودی اهل شعر و موسیقی بود. به گفته خودش آرشیو کامل گلهای رنگارنگ را داشت. این را در طی چند دقیقه صحبت کوتاه با او متوجه شدم.

کسی که از من نمونه می‌گرفت شبیه کارآگاه‌های خصوصی بود. وقتی کارم تمام شد، پیش از خروج از آزمایشگاه، به دکتر مسعودی پیشنهاد کردم حتماً برنامه ۲۲۰ برگ سبز را با صدای ایرج (حسین خواجه امیری) در مایه افشاری گوش کند.

بعد از ظهر، پس از این که ناهار را دیرهنگام خوردم، به کلاس رفتم. در کلاس غزلی آیینی خواندم. استاد پورنجاتی بسیار تحسین و تشویقم کرد. من معتقدم شعر گفتن، بخشی به استعداد و بخش زیادی از آن به آگاهی و تمرین و پرورش ذوق و بیان مرتبط است.

با وجود این، آنچه برای من ارزش و اهمیت دارد، زندگی است. من تا این لحظه معتقدم می‌توانم زندگی را با نگارش داستان بلند تجربه کنم. به عبارتی من داستان بلند را قالب نگارشی خاص خودم نشان کرده‌ام. دوست دارم مجالی برای نمایش طرح و توطئه و ایجاد تعلیق در اختیار داشته باشم، تا به فضاسازی و شخصیت‌پردازی دست بزنم.

 

معرفی کتاب

«نونِ نوشتن» برگزیده‌ای از یادداشت‌های روزانه محمود دولت‌آبادی، رمان‌نویس سرآمد روزگار ما است. برای دانلود کتاب، روی تصویر فوق کلیک کنید. در صفحه ۷۴ کتاب، دولت‌آبادی یکی از رویاهای شبانه‌اش را به زیبایی و گیرایی تمام نوشته است. حتما آن را بخوانید.

تذکر ۱: برای مشاهده تمرین‌ها، باید حتما با نام کاربری و کلمه عبور وارد شوید.

تذکر ۲: برای مشاهده تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از پاسخ به تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:باشگاه نویسندگان (پایه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *