تله‌های پنهان در هدف‌گذاری (۵)

Preview
شما قبل از مشاهده این درس باید اول تله‌های پنهان در هدف‌گذاری (۴) را تکمیل کنید.

۹- دستاوردسازی به جای هدف‌گرایی

بسیاری از ما انسان‌ها، غالباً به جای زدن به هدف، تیری در تاریکی می‌اندازیم؛ آنگاه چشم باز می‌کنیم، و دورِ تیرِ فرو رفته بر در و دیوار، دایره می‌کشیم. به عبارتی، اول تصمیم می‌گیریم، سپس برای توجیه آن، دلیل می‌تراشیم. همین گونه است که بسیاری از منابع خود را مثل وقت، انرژی، پول و… حیف و میل می‌کنیم.

برای مثال، قصد دارید داستان‌نویس بشوید، ولی به عشق همراهی با دوست خود، در کلاس شعر ثبت نام می‌کنید! ذهن شما برای طرفداری از این تصمیم، توجیه می‌تراشد: «حضور در کلاس شعر بی‌فایده نیست. قطعاً آنجا هم دوستانی اهل ادب می‌یابم، و چیزهای ارزنده‌ای می‌آموزم.»

این رفتار یعنی دایره کشیدن دور تیر، نه زدن تیر به دایره هدف. به عبارتی، شما در جستجوی مقصد نیستید. پس به انتخاب مسیر نیز نیازی ندارید. به دل جاده زده‌اید. به هر حال، سرانجام از جایی سر درمی‌آورید، و مثل سعدی، چنین خیالی را در سر می‌آورید:

ما را سر باغ و بوستان نیست

هر جا که تویی تفرّج آنجاست

هدف شما یافتن دوستان اهل ادب، و آموختن چیزهای ارزنده است یا فراگیری داستان‌نویسی؟ آیا نمی‌توان در مسیر داستان‌نویسی چیزهای ارزنده آموخت، و دوستان اهل ادب یافت؟

توجیه‌تراشی یکی از مکانیسم‌های دفاعی ذهن، برای بقا است. ذهن به جای پذیرفتن واقعیت‌هایِ تلخ، دروغ‌هایِ شیرین به ما تحویل می‌دهد. اگر چنین نکند، شاید انگیزه‌ای برای ادامه زندگی برایمان باقی نماند. در چنین مواقعی، برای تسلی خاطر خود یادآوری می‌کنیم: «چیزی که عوض داره، گله نداره.»

در حالی که چنین طرز فکری، هرگز ملکه ذهن ما نباید بشود؛ در غیر این صورت، ذهنْ رفته‌رفته به ما فتوا و چه بسا فرمان بدهد: «سر گاو را ببر، بعد آن را از خمره درآور. هر چند گاو می‌میرد؛ اما در عوض، سرش در خمره، دیگر درگیر نیست.»

مطالب فوق به این معنی نیست که حق نداریم اشتباه کنیم. مَثَل اشتباه و هدف‌گذاری، مَثَل آدم و سایه اوست که نمی‌توان از آن گریخت؛ اما نه اشتباهات تکراری! اشتباه هر بار جدید باید باشد، یا دستاوردهای آن از زیان‌های آن ارزشمندتر و مفیدتر باشد. در این صورت،تجربه و اندوخته‌ای برای پیشرفت خواهد بود. 

مشهور است که همه انسان‌ها زمین می‌خورند؛ اما افراد موفق، هنگام برخاستن، چیزی از زمین بر‌می‌دارند؛ چیزی که شاید در ادامه راه، باعث شود آنها کمتر زمین بخورند، یا اگر زمین خوردند، کمتر آسیب ببینند؛ ولی افراد ناموفق، هر بار که زمین می‌خورند، در عوض برخاستن یا برداشتن چیزی، به زمین و زمان فحش می‌دهند، یا صرفا خوشحال می‌شوند با وجود درد و جراحت هنوز زنده‌اند.

 

تمرین: یکی از تصمیم‌های خود را به یاد بیاورید که اول آن را انتخاب کردید و بعد برای توجیه آن، دستاوردهایش را به خود یادآوری کردید. سپس با دانش فعلی خود عملکردتان را ارزیابی کنید.

 

۱۰- توقع نتایج عالی و آنی

این نگرش باعث می‌شود بسیاری از افراد، به محض آن که انتظارات‌شان برآورده نشد، میدان را خالی کنند؛ زیرا «انسان‌ها نتایج سریع می‌خواهند و وقتی زود نتیجه نگیرند، تسلیم می‌شوند. (۱۲۴)»

 «خیلی‌ها برای یک روز، دو روز و یا حتی یک ماه جا نمی‌زنند؛ اما اکثرا بالاخره از گود بیرون می‌روند. در همین حال کسانی که با علاقه کمتر؛ ولی با تعهد بیشتری شروع کرده‌اند، خودشان را سریع به ایشان می‌رسانند و از آن‌ها هم جلو می‌زنند. (۱۲۳)

جالب است بدانید که «کمتر از ۵ درصد از افرادی که نواختن گیتار را آغاز می‌کنند، یادگیری را آن قدر ادامه می‌دهند تا یک آهنگ را به طور کامل فرا بگیرند. ۹۵ درصد بقیه در اثر شوق لحظه‌ای تصمیم به فراگیری گیتار می‌گیرند و البته قبل از یادگیری حتی یک آهنگ، از ادامه کار منصرف می‌شوند. (شکستن مرزهای علمکرد، نوشته ژان بقوسیان، ص ۷)»

افراد نتیجه‌گرا لذت پیروزی را در رسیدن به مقصد تجربه می‌کنند؛ اما افراد فرایندگرا، از حرکت به سوی هدف لذت می‌برند. بر همین اساس، نتیجه‌گراها محتمل است در تله‌ی توقع نتایج عالی و آنی گرفتار شوند.

لطفا قبل از مطالعه ادامه مطلب، این کلیپ را تماشا کنید:

 

افراد بسیار زیادی (مثل من و شاید مثل شما) گرفتار نتیجه‌گرایی و ناشکیبایی هستند. نتیجه‌گراها به جای طی مسیر، خوش دارند با اولین گام قله را فتح کنند. برای آنها رسیدن به مقصد از پیمودن مسیر لذت‌بخش‌تر است؛ با این اوصاف، وقتی به مقصد می‌رسند، فوری مزه شیرین موفقیت از کام‌شان می‌پرد؛ زیرا لذت رسیدن به مقصد، فقط گوارای وجود کسانی خواهد شد که رنج پیمودن مسیر را به جان خریده باشند. به همین دلیل، نتیجه‌گراها دائم از قله‌ای به قله دیگر می‌خواهند بپرند؛ قله‌هایی که با اولین گام فتح بشوند (!)

از نظر این افراد، تلاش زمانی معتبر است که فوری به نتیجه مطلوب منجر شود. با وجود این واقعیات، خبر خوش آن است که نتیجه‌گرایی را با تمرین می‌توان مهار کرد.

بنابراین، به جای تکیه و تاکید بر کمبودها و محدودیت‌ها، با هر مقدار استعداد و توان، در مسیر محبوب و متناسب خود گام‌های استوار و پایدار بردارید؛ هر چند کوچک. در این صورت، سرانجام شما نیز در صف آن ۵ درصد ممتاز، قرار خواهید گرفت.

 

محمدحسن شهسواری، استاد داستان‌نویسی گفته است:

«استعداد بدون شک لازمه ورود به دنیای نوشتن است، اما راستش خیلی هم مهم نیست. آدم با استعداد زیاد است… من آمار دقیقی در دست ندارم اما بر اساس تجربه معتقدم که از هر ده مستعد یک نفر  پشتکار دارد. پشتکار گام دوم و اساسی نوشتن است؛ اما این یکی هم کافی نیست. از هر ده نویسنده‎ی با پشتکار، یک نفر می‌تواند افسردگی برآمده از نوشتن را مدیریت کند.» (حرکت در مه، ص ۶۸)

امیدوارم مطمئن شده باشید که کمبود استعداد، تنگی وقت، نداشتن امکانات و… غالباً بهانه‌های خودساخته من و شما است تا بی‌وفایی خود نسبت به تحقق اهداف‌مان را توجیه کنیم. برای آن که اهمیت وفاداری به اهداف را خوب دریابید و آن را به یاد بسپارید، این کلیپ را هم تماشا کنید:

 

فراموش نکنیم که موفقیت حاصل جمع فعالیت‌های کوچک و مستمر است. از قدیم گفته‌اند: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود. اگر هدف ما دریا باشد، موظفیم هر بار قطره‌ای ذخیره کنیم. اگر دائم به دریا فکر کنیم، جمع‌آوری قطرات، برای‌مان بی‌معنی و بی‌ارزش خواهد شد. باید پیوسته در پی جمع‌آوری قطرات باشیم، آنگاه در نهایت دریا ناگزیر به سمت‌مان سرازیر خواهد شد.

 

تمرین: یکی از اهداف خود را به یاد بیاورید که نیمه کاره رها کردید. سپس با دانش فعلی خود آن را ارزیابی کنید.

تمرین: یکی از اهداف خود را به یاد بیاورید که تا زمان دست‌یابی، از آن چشم نپوشیدید؛ اگر چه در طی مسیر، به زحمت و دشواری افتاده باشید. سپس با دانش فعلی خود آن را ارزیابی کنید.

 

تذکر ۱: برای مشاهده تمرین‌ها، باید حتما با نام کاربری و کلمه عبور وارد شوید.

تذکر ۲: برای مشاهده تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از پاسخ به تمرین‌ها، روی دکمه آبی رنگ «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *