توصیف (۲)

شما قبل از مشاهده این درس باید اول توصیف (۱) را تکمیل کنید.
لطفا پیش از شروع دوره پرداخت نمائید دوره

در جلسه قبل آموختیم که توصیف از نظر وجود یا نبود تخیل دو نوع است: ذهنی و عینی.

نوشتن توصیف ذهنی، نیازمند استفاده از آرایه‎های ادبی است؛ مخصوصا آرایه تشبیه. برای توصیف عینی نیز، از حواس پنج‌گانه کمک می‌گیریم. با توصیف ذهنی، نوشته خیال‌انگیز می‌شود؛ اما با توصیف عینی، زنده و پویا. 

برای توصیف ذهنی، باید قدرت تصویرسازی داشت. توصیف عینی نیز وابسته به قدرت مشاهده و دریافت قوی است. ما از شما انتظار نداریم که الآن توصیفات ذهنی خیره‌کننده بنویسید. بنابراین، بر آموزش توصیف عینی تمرکز می‌کنیم؛ زیرا در مقایسه با توصیف ذهنی، یادگیری آن برای نویسنده‌های نوآموز، آسان‌تر است.

حس بینایی

توصیف عینی از طریق حس بینایی، یعنی بیان آنچه با چشم دیده شود؛ مثل شکل‌ها، اندازه‌ها و رنگ‌ها.

مثال:

چراغ که سبز شد، ماشین‌ها از چهارراه گذشتند. زن مجبور شد بایستد تا دوباره چراغْ قرمز شود. چادر مشکی‌اش را به دندان گرفته بود. با یک دست، مچ استخوانی دخترش را گرفته بود، با آن یکی، پلاستیک سیب و پرتقال را. دخترش این پا و آن پا می‌کرد، و با زیپ کوله پشتی‌اش ور می‌رفت. هنوز زیر چشم زن کبود بود.

حس شنوایی

توصیف عینی از طریق حس شنوایی، یعنی بیان آنچه با گوش شنیده شود؛ مثل انواع صداها، آهنگ‌ها و…

مثال:

چراغ که قرمز شد، زن دست دخترک را کشید و با خود برد. دخترک آدامس خود را پف می‌کرد و می‌ترکاند. از آن سو موتورسواری با سرعت می‌آمد. نرسیده به چهارراه، زد به پشت ماشین روبرویی: تق! افسر سوت کشید و سمت آن دو دوید. موتور سوار و راننده داد و بیداد می‌کردند. ماشین‌ها و موتورها، پشت سر آنها بوق می‌زدند. زن در همهمه پیاده‌رو فرو رفت. گوشی‌اش یک‌ریز زنگ می‌خورد.

حس بویایی

توصیف عینی از طریق حس بویایی، یعنی بیان آنچه استشمام می‌شود؛ مثل بوی گند، عطر، ادکلن.

مثال:

دخترک بهانه می‌گرفت و می‌گفت گرسنه است. بوی بتادین، حال زن را به هم می‌زد. به بازار که رسید، رایحه دارچین، زیره، و دیگر ادویه‌جات، همه جا را پر کرده بود. یاد خانه پدری‌اش افتاد. میانه بازار بوی کباب، آب از دهان دختر راه انداخت. زن فقط به اندازه کرایه تاکسی پول داشت.

حس چشایی

توصیف عینی از طریق حس چشایی، یعنی بیان آنچه چشیده می‌شود؛ مثل انواع ذائقه‌ها و مزه‌ها: ترشی، شیرینی، تلخی، شوری، تندی، چربی.

مثال:

دخترک آدامس خود را بیرون انداخت؛ چون دیگر شیرین نبود. گفت: مامان! یه آدامس دیگه بهم بده. زن به ماجرای تلخ دیشب فکر می‌کرد. باور نمی‌کرد روزی چنین رفتاری از شوهر خود ببیند. در همین فکرها بود که یک‌باره سر معده‌اش سوخت. نفس‌زنان ایستاد و به دیوار تکیه داد. اسید معده‌اش بالا زده بود.

حس لامِسه (بساوایی)

توصیف عینی از طریق حس لامسه، یعنی بیان آنچه لمس می‌شود؛ مثل زبری، نرمی، سردی، گرمی، خشکی، خیسی.

مثال:

زن دخترک را بغل کرد و برد توی رختخواب خوابانید. سرش را نوازش کرد و رویش را بوسید. عقربه ساعت از یازده گذشته بود. زن بلند شد و لامپ را خاموش کرد. رفت لب پنجره. به ماه خیره شد. خُنَکای نسیم صورتش را قلقلک می‌داد. چشم‌هاش را روی هم گذاشت. به فردا فکر می‌کرد؛ به فردا.

نکته: از میان پنج حس فوق، حس بینایی و شنوایی، بیش از همه در نوشته‌ها به کار گرفته می‌شود. بنابراین، ضمن استفاده از این دو حس، اگر از دیگر حواس استفاده کنیم، نوشته ما خواندنی و ملموس خواهد شد.

نکته: مهارت توصیف، مهره مار نویسنده است. پیرو همین اصل، هر چه توصیفات نویسنده قوی‌تر شود، خواننده‌های او نیز افزایش خواهد یافت.

تمرین اختیاری: نوشته‌های قبلی خود را مرور کنید. در بازنویسی، تا حد ممکن، هر پنج حس را در آن به کار ببرید. 

تمرین الزامی: برای مشاهده این تمرین‌، در پایین همین صفحه، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» کلیک کنید.

تذکر ۱: در صورت نیاز به توضیح درباره مطالب این درس، زیر همه صفحه پرسش خود را مطرح کنید.

تذکر ۲: دروس را باید به ترتیب بخوانید. اگر تا به حال چنین نکردید، به درس اول برگردید، و این کار را انجام دهید. بپس از مطالعه هر درس، روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از مطالعه درس، حتما روی دکمه «مرور آزمون درس» کلیک کنید. همچنین، پس از انجام تمرین‌ها، به همین صفحه بازگردید، و روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:مهارت‌های نگارشی (پایه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *