ساده‌نویسی (۱): آشنایی با مهارت ساده‌نویسی

شما قبل از مشاهده این درس باید اول آشنایی با زبان را تکمیل کنید.
لطفا پیش از شروع دوره پرداخت نمائید دوره

اولین منفعت ساده‌نویسی، نصیب خود نویسنده خواهد شد. چه بسا نوشته‌ی بدشکل و بدقواره، انگیزه بازنویسی متن را از نویسنده بگیرد.

بنابراین، اگر با قلم و کاغذ می‌نویسید، حتما دست‎نوشته‌های خود را پاک‌نویس کنید؛ اگر همه را نه، لااقل مطالب مهم‌تر را. با حوصله و خوانا بنویسید تا هر بار متن خود را خواندید یا به کسی دادید تا بخواند، هر دو از پاکیزگی و آراستگی نوشته لذت ببرید.

پاکنویس کردن در تایپ هم لازم است. اتفاقاً اشتباه نوشتاری در تایپ بسیار بیشتر است تا نوشتن با کاغذ و قلم. شاید در مرتبه اول، کلمه یا حرفی را جا انداخته باشید. شاید حرفی را دو بار تکرار کرده، یا شستی‌های صفحه کلید را اشتباه زده باشید.

 

درس‌نامه ساده‌نویسی

ساده‌نویسی از درست‌نویسی هم مهم‌تر است؛ هر چند درست‌نویسی، در اکثر موارد، خودْ به ساده‌نویسی کمک خواهد کرد. این جمله، اهمیت ساده‌نویسی را نشان می‌دهد:

در ادامه با تعریف ساده‌نویسی و ترفندهای آن آشنا خواهید شد. ناگفته نماند که قسمت عمده این مطالب، از کتاب «آیین قلم» نوشته استاد «رضا بابایی» از صفحات (۱۱۲-۶۹) نقل می‌شود؛ البته با تغییرات جزئی و کلی؛ تغییراتی که یادگیری را برای نویسنده نوآموز ساده‌تر می‌کند.

 

تعریف ساده‌نویسی

منظور از ساده‌نویسی، شیوا بودن عبارت‌ها و روشن بودن معانی است؛ به گونه‌ای که مقصود نویسنده بی‌درنگ در ذهن خواننده نقش ببندد. در نتیجه ساده‌نویسی به این معنا نیست که کلام از زیبایی و شکوهمندی بی‌بهره باشد.

موانع ساده‌نویسی

۱- کم‌مایگی نویسنده

نویسنده نوقلم غالبا در ساده نوشتن به دردسر می‌افتد؛ زیرا هنوز در مهارت‌های نوشتاری به قدر لازم ورزیده نشده است؛ مثلا شاید هنوز جمله‌بندی های او ضعیف است، یا نمی‌تواند به خوبی تشخیص دهد کجا پاراگراف را تمام، و پاراگراف بعدی را آغاز کند.

در نوشتن مطالب تحلیلی و تفسیری نیز، شاید هنوز نمی‌داند مسئله را چطور مطرح کند، یا از مقدمات، به خوبی نتیجه بگیرد. شاید هم در آوردن مثال غفلت کند، یا از مطالب مهم‌تر بگذرد و به سوی مطالب آسان بگریزد. محتمل است در اثر محدودیت دایره واژگان، اسیر پِرتی‌های زبان گفتاری شود، و در نهایت، کلی‌گویی، گزافه‌گویی و یا تکرار مکررات کند.

مجموعه عوامل یادشده، سد راه ساده‌نویسی خواهد شد. برای عبور از این مانع، ابتدا باید آن را شناخت. البته بدانید و به یاد داشته باشید که هیچ‌کدام از موارد فوق، مایه آبروریزی نویسنده نوآموز نیست. بی‌اعتنایی به تمرین و تکرار است که سد راه یادگیری می‌شود، و از رشد و پیش‎روی هنرجو جلوگیری می‌کند.

 

۲- ناپختگی مطلب در ذهن نویسنده

دیگر مانع ساده‌نویسی، عدم تسلط کافی بر موضوع و ابعاد آن است. در این حال، نویسنده بر مهارت‌های نگارشی مسلط است؛ اما موضوع خود را نمی‌شناسد؛ مثل کسی که رانندگی بلد است؛ اما خیابان‌ها را نمی‌شناسد؛ در نتیجه در یافتن مقصد به دردسر می‌افتد.

یکی از علل ناتوانی در شناخت موضوع، مطالعات تک‌بُعدی است؛ یعنی نویسنده فقط در یک زمینه و موضوع بخواند و دیگر زمینه‌ها و موضوعات را دست‌نخورده باقی بگذارد. مطالعات تک‌بُعدی، نویسنده را در پرداخت موضوعات مختلف ناکام می‌گذارد.

پیرو همین رهنمود، خوب است گاهی، نوشته‌هایی خارج از حوزه‌های تخصصی خود نیز بخوانیم. مطالعه مقاله‌ی فلسفی، یادداشت طنزآمیز، نقد فیلم سینمایی، تکه‌ای از فیلمنامه‌ای تاریخی، خبر ورزشی و… هر کدام تاثیر خاص خود را بر قلم می‌گذارد.

 

۳- ناآشنایی با رسانه

دیگر مانع مهم ساده‌نویسی، ناآشنایی با رسانه انتخابی و روش استفاده از آن است؛ مثلا فیلمنامه‌نویس، حتما با امکانات رسانه‌های تصویری و محدودیت‌های آن باید آشنا باشد. از روی هر رُمان خواندنی، لزوما فیلمی به همان زیبایی نمی‌توان ساخت؛ همان طور که هر تصویر یا فیلم زیبایی را در قالب واژه‌ها نمی‌توان ریخت. 

همین کارگاه آنلاین، اگر حضوری برگزار شود، شاید محدودیت‌هایی برای آموزگار و هنرجو در پی داشته باشد؛ چه در ارائه مطالب، چه در فهم و دریافت آن. همچنین، امکاناتی در اختیار هر دو می‌گذارد که روش آموزش و بازدهی آن را متحول می‌کند.

 

۴- بی‌اعتنایی به سطح درک خواننده

ناآشنایی با مخاطب و نیازهای او، دیگر مانع ساده‌نویسی است. نویسنده مخاطب‌شناس، در حد ظرفیت مخاطب می‌نویسد؛ در مقابل، نویسنده‌ ناآشنا با مخاطب، چه بسا به صحرای کربلا بزند، از زمین و زمان بگوید؛ اما به موضوع و مضمون مد نظر خواننده، اشاره هم نکند. شاید هم درست به هدف بزند؛ اما مخاطب، تاب و طاقت سخنان او را نداشته باشد. یکی از نمونه‌های رایج، سخنرانان هستند؛ همان‌ها که با مخاطب عام چنان حرف می‌زنند که با دانشجویان فلسفه.

هنگام نوشتن برای مخاطب، باید کم و بیش بدانیم وی تا چه حد با موضوع نوشته، آشنایی قبلی دارد. اصلا چه قدر آماده است تا با او در این باره سر سخن را باز کنیم؟ آیا نیاز نیست قبل از شروع بحث، او را با مقدمات و اصول، و دریافت مطالب اصلی آماده کنیم؟

چرا راه دور برویم؟ اگر مطالب همین کارگاه را دانش آموز سوم ابتدایی بخواند، شاید هیچ چیز نفهمد. نه اشکال از نویسنده است، و نه از خواننده. این دو مناسب هم نیستند؛ اما اگر قرار باشد با هم بگویند و از هم بشنوند، باید راه و روش دیگری پیش بگیرند.

اگر اشتباه نکنم این جمله از اینشتین است: «تنها زمانی چیزی را خوب دریافته‌اید که بتوانید آن را برای کودکی شش ساله توضیح دهید.»

البته فراموش نکنید معیار پیشنهادی اینشتین، مقصد است نه نقطه آغاز؛ یعنی با هر اندازه توانایی، باید شروع کرد، و با تکرار و تمرین به سوی آن شتافت؛ به عبارتی، آن قدر باید تلاش کنیم تا رفته رفته، به چنان مهارتی در ارائه منظور دست یابیم که بتوانیم حتی کودکی شش ساله را توجیه کنیم.

 

۵- پیچیدگی محتوا

اگر مطلب پیچیده، و مخاطب با آن بیگانه باشد، کار نویسنده بسیار دشوار می‌شود. اینجاست که اهمیت انتخاب موضوع و شناخت مخاطب، به چشم می‌آید. هنر نویسنده آن است که در این موارد، مطلب پیچیده را تا حد ممکن ساده کند. به علاوه، بکوشد آن را فقط با افراد صاحب‌ظرفیت در میان بگذارد.

البته تبدیل محتوای پیچیده به ساده، نیازمند مهارت است. ساده‌سازی، علاوه بر دانش، به قدرت انتقال بالا احتیاج دارد. معمولا استفاده از مثال، و استفاده از تکنیک استعاره مفهومی، در این موارد مفید خواهد بود. (استعاره مفهومی، جزء سرفصل‌های کارگاه مهارت‌های نگارشی (پیشرفته ۲) است.)

 

۶- فضل‌فروشی

نویسنده‌ها گاهی قصدشان از نوشتن، خودنمایی است و خودنمایی نمی‌تواند بدون تکلف و دشوارگویی باشد… [برخی از آنها] فقر علمی خود را با توسل به اصطلاحات و عبارات گنگ می‌پوشانند، و قصد دارند با جمله‌های چندپهلو و تاریک، خواننده خود را خلع سلاح کنند.

یکی از نشانه‌های فضل فروشی، اصرار بر ارائه تمام اطلاعات و محفوظات است؛ حال آن که ارائه اطلاعات باید بر اساس موضوع، و متناسب با درک خواننده باشد. ارائه بی‌حساب و کتاب اطلاعات، موضوع اصلی نوشتار را کم رنگ، ذهن خواننده را پریشان و نویسنده را به فضل‌فروشی متهم می‌کند.

اگر مطلبی را با پنج کلمه می‌توان گفت، نباید از شش کلمه استفاده کرد. هر کلمه زائد یا کم‌فایده، بخشی از ذهن خواننده را مصرف می‌کند و همان اندازه او را به دردسر می‌اندازد. پس بهتر است که به تعداد واحدهای مستقل معنایی، جمله‌های مستقل ساخت، و از تو در تو کردن عبارات پرهیز کرد.

گاهی نیز فضل‌فروشی، سرپوشی برای ضعف اعتماد به نفس است. زیرا اگر نویسنده‌ای به سخنش اطمینان نداشته باشد، نمی‌تواند آن را ساده بگوید.

 

یادآوری بسیار مهم: هنرجویانی که در دو کارگاه «نویسنده شو» و «هدف‌گذاری» همراه ما بودند، شاهدند که هیچ آموزه‌ای را به اندازه مقابله با کمال‌طلبی، تکرار نکرده‌ایم. جان کلام این است که باید نسخه اول متن را سریع، آسان و بدون نگرانی بنویسیم. عیب‌یابی، اصلاح خطاهای نگارشی و ویرایشی، حذف کلمات و عبارت زائد و… فقط و فقط مخصوص مرحله بازنویسی است.

در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر، بعدا سر فرصت، این مقاله را بخوانید: نوشتن را از فاصله سه متری آغاز کنید

 

آمادگی ذهنی برای ساده‌نویسی

۱- تصور مخاطب آشنا

نویسنده‌ای که هنگام نوشتن، مخاطبی آشنا را تصور می‌کند و گویی فقط برای او می‌نویسد، خود به خود قلمش ساده و مهربان می‌شود. یکی از دلایل جذابیت نامه‌های خصوصی، نوشتن برای یک مخاطب آشنا و صمیمی است؛ نه گروهی از مخاطبان دَر هم و بَر هم. عمل به همین آموزه ساده، مسیر نویسنده نوقلم را هموار خواهد کرد. در مقابل، بی‌اعتنایی به آن، شاید او را به دردسر بیندازد.

از همه خطرناک‌تر، به جای تصور مخاطب واحد، تصور منتقد ظالم است. اگر همواره فرد سخت‌گیری را در نظر داشته باشید، و زیر نگاه عذاب آور او بنویسید، نوشتن به شکنجه بدل خواهد شد. چه بسا با این اشتباه، قلم خود را قفل کنید و کلید آن را هم در چاه اندازید.

 

۲- نوشتن برای شنیدن

[با تمرین و تکرار متوالی و مستمر] باید چنان نوشت که خواننده گمان کند کسی در حال گفت و گوی رو در رو و شفاهی با او است. نوشته‌ای خواندنی است که شنیدنی نیز باشد… اگر نویسنده به گونه‌ای بنویسد که خواننده بیش از احساس خواندن، احساس شنیدن کند، به توفیقی بزرگ در جذب خواننده دسته یافته‌ است.

 

۳- خودداری از کلمات و عبارات دشوارفهم

بسیاری از تعبیرهایی که نویسندگان برای زیباتر کردن جمله خود می‌آورند، موجب ناهمواری و تکلف در جمله می‌شود. فراموش نباید کرد که زیباترین جمله، آسان‌ترین جمله است، و آسان‌ترین جمله، آن است که خالی از تکلّف باشد. بنابراین، بهتر است در عوض استفاده از عبارات پرطَمطَراق، از جایگزین‌های روان و همه‌فهم استفاده کنیم.

۴- رونویسی از نوشته‌های خوش‌خوان

بهترین راه برای تقویت مهارت ساده‌نویسی، انس با آثار بزرگانی است که ساده و نغز می‌نوشتند. رونویسی و الگوبرداری از این آثار نیز، به سهم خود اثرگذار است.

در میان نویسندگان کهن «بیهقی» و «سعدی» در ساده‌نویسی مشهور هستند؛ البته سعدی سادگی را با زیبایی همراه کرد. هم‌نشینی با او و خوشه‌ چیدن از خرمن دانایی‌اش را باید غنیمت شمرد. وی خودْ درباره قدرت سخن‌سرایی‌اش گفته است:

بر حدیث من و حُسن تو نیفزاید کس

حد همین است سخن‌دانی و زیبایی را

و به حق درست گفته است. کلام سعدی «سهل و ممتنع» است؛ یعنی چنان آسان می‌نماید که انگار هر کسی می‌تواند شبیه او بسراید یا بنویسد؛ اما وقتی دست به قلم شود، خواهد دید که سرودن یا نوشتن مثل سعدی، کار هر کسی نیست.

نثر فارسی از قرن هفتم و هشتم به بعد، رفته‌رفته از راه به در شد. گرفتاری‌های آن ادامه داشت تا در میانه دوره قاجار، اندیشمندان و نوگرایان، به فکر چاره افتادند. در این دوره، «محمدعلی فروغی»، «عبدالله مستوفی» و «میرزا مَلکُم خان» در ساده‌نویسی سرآمد هستند.

در ادامه «محمدعلی جمال‌زاده»، «صادق هدایت» و «جلال آل احمد» هر کدام به سهم خود، این قافله را همراهی کردند. در سالیان بعد نیز، «شاهرخ مسکوب» و «حسن کامشاد» پیشوای ساده‌‎نویسان شدند. 

با این توضیحات، در میان نویسندگان ایرانی، نادر ابراهیمی در صمیمت، صداقت و صراحت کم‌نظیر است. صرف نظر از برخی ناهمواری‌ها و دشواری‌های زبانی، نثر او بی‌اندازه خودمانی و خواندنی است.

هنوز روی دست او نویسنده‌ای را ندیده‌ام که این قدر با خواننده‌اش روراست باشد. مطالعه نوشته‌های او، مثل شنفتن درد دل دوستی رازدار و بی‌آزار است.

رضا بابایی هم که معروف حضور شما است. سادگی و زیبایی در نوشته‌های او موج می‌زند. برای مطالعه یادداشت‌های ایشان، روی تصویر زیر کلیک کنید:

در مقابل، دشوارفهم‌ترین سروده‌های ادبیات فارسی، به «خاقانی» تعلّق دارد. گفته‌اند خاقانی خشنود و مفتخر بود که کسی حرف او را نمی‌فهمد.

در نثر نیز، یکی از پیچیده‌ترین نوشته‌ها «تاریخ وصّاف» اثر «شرف‌الدّین عبدالله شیرازی» است. ظاهرا این قبیل آثار را می‌نوشتند تا مبادا کسی چیزی بفهمد!

در میان معاصران، نوشته‌های استاد میرجلال‌الدین کزازی چنین ویژگی‌هایی دارد. این استاد گران‌قدر زبان و ادبیات فارسی، با وجود آشنایی و اشراف بر چند زبان خارجی، از واژگان بیگانه در گفتار و نوشتار خود می‌پرهیزد. پیرو همین امر، گاهی درک کلام ایشان، برای بسیاری از افراد دشوار می‌شود؛ حتی اهالی علم و قلم.

گفتنی است که دانش این استادان و دانشوران، ستودنی است؛ اما مخاطب آن، تنها فرهیختگان و فرزانگان هستند؛ نه هَمِگان. 

تمرین ۱: (اختیاری)

یکی از نوشته‌های قبلی خود را پاکنویس کنید.

تمرین ۲: (اختیاری)

یکی از دوستان و آشنایان صمیمی خود را در ذهن مجسم کنید. چند خط خطاب به او بنویسید؛ فقط خودِ خودِ او؛ بدون خودسانسوری و ملاحظه؛ انگار او محرم اسرار شما است.

تمرین ۳: (اختیاری)

یکی از مطالب زیر را خطاب به کودکی شش ساله بنویسید:

۱- چرا در ماه، پا در هوا می‌مانیم؟

۲- چرا گاهی بعد از باران، رنگین کمان ظاهر می‌شود؟

۳- چرا خواب می‌بینیم؟ ما که هنگام خواب چشمانمان بسته است. 

۴- چرا هنگام رعد و برق، اول نور را می‌بینیم، بعد صدا را می‌شنویم؟

۵- چرا گاهی خوابِ مرده‌ها را می‌بینیم؟ اگر آنها مرده‌اند، پس چگونه به خواب ما می‌آیند؟

 

برای مشاهده تمرین‌های الزامی، روی دکمه آبی رنگ «مرور آزمون درس» در پایین همین صفحه کلیک کنید.

 

تذکر ۱: در صورت نیاز به توضیح درباره مطالب این درس، زیر همه صفحه پرسش خود را مطرح کنید.

تذکر ۲: دروس را باید به ترتیب بخوانید. اگر تا به حال چنین نکردید، به درس اول برگردید، و این کار را انجام دهید. بپس از مطالعه هر درس، روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از مطالعه درس، حتما روی دکمه «مرور آزمون درس» کلیک کنید. همچنین، پس از انجام تمرین‌ها، به همین صفحه بازگردید، و روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:مهارت‌های نگارشی (پایه)

یک نظر

  1. سپاس از زحما ت استاد ارجمند مطالب یکمی طولانی است در صورت امکان حجمش کم کنیین بتونیم درک کنیم سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *