پاراگراف‌بندی

شما قبل از مشاهده این درس باید اول پیکربندی متن (مقدمه، میانه، پایان) را تکمیل کنید.
لطفا پیش از شروع دوره پرداخت نمائید دوره

مجموعه‌ چند جمله را پاراگراف می‌نامند. مهم‌ترین ویژگی‌های پاراگراف از این قرار است: 

۱- جمله اصلی

جمله اصلی روح هر پاراگراف است؛ به عبارتی، هر پاراگراف را می‌توان در این جمله خلاصه کرد.

۲- استقلال موضوعی

پاراگراف باید به خودی خود استقلال موضوعی داشته باشد. در عین حال، با پاراگراف‌های قبل و بعد خود باید مرتبط باشد.

۳- توضیح پاراگراف قبل

هر پاراگراف باید توضیح‌دهنده پاراگراف قبل باشد؛ یعنی به شفافیت مطالب قبل کمک کند.

۴- زمینه‌چینی پاراگراف بعد

هر پاراگراف باید مخاطب را برای استقبال از پاراگراف بعد آماده کند. به عبارتی حلقه واصل بین پاراگراف قبل و بعد از خود باشد.

مثال: قطعه زیر سه شامل سه پاراگراف است:

«یکی از مهم‌ترین موانع نوشتن اهمال‌کاری یا همان پشت گوش انداختن است. در این وضع، معمولا به جای نوشتن به پیامک‌های خود سر می‌زنید یا در شبکه‌های اجتماعی بیهوده و بی‌هدف می‌گردید. به طور کل، با انجام دادن هر کار دیگری، از نوشتن طفره می‌روید.

کمال‌طلبی، یکی از مهم‌ترین دلایل ابتلاء به اهمال‌کاری است. کمال‌طلبی در نوشتن یعنی از خود انتظار داشته باشید در اولین کوشش، با کمترین تلاش، بهترین متن را بنویسید. چنین چیزی اصلاً ممکن نیست؛ مگر در موارد نادر و استثنایی. در همین راستا، ارنست همینگوی نویسنده نام‌آشنای امریکایی گفته است: «اولین نسخه از هر چیزی مزخرف است.»

اما چرا کمال‌طلبی؟ شاید به این دلیل که می‌ترسید دیگر افراد نوشته شما را به باد انتقاد و تمسخر بگیرند و شما را ناتوان ارزیابی کنند. اگر پیشاپیش تسلیم این قضاوت نادرست خود شوید، محتمل است که مدام خود را با دیگر دوستان نویسنده‌تان مقایسه کنید، و نگران باشید مبادا از دیگران بدتر بنویسید. بدین ترتیب هر بار که می‌خواهید بنویسید، مجموعه عوامل یادشده، دست شما را می‌بندد.» (برگرفته از کتابِ قلم‌بند، نوشته سعید تارم، در دست نگارش)

جمله اصلی هر پاراگراف:

۱- اهمال‌کاری یکی از مهم‌ترین موانع نوشتن است.

۲- یکی از مهم‌ترین علل ابتلا به اهمال‌کاری، کمال‌طلبی است.

۳- ترس از تمسخر و انتقاد دیگران، ریشه احتمالی کمال‌طلبی است.

همان طور که مشاهده می‌کنید، هر یک از این سه پاراگراف، استقلال موضوع دارند. همچنین، پاراگراف دوم، توضیح دهنده پاراگراف اول است، و زمینه را برای پاراگراف سوم آماده می‌کند.

نکته ۱: هر پاراگراف باید از سر خط شروع شود. هر چند این نکته بدیهی است، برخی از نویسنده‌ها به آن پشت می‌کنند. در صورت عدم استفاده از پاراگراف، متن ما کل صفحه را پر خواهد کرد. در این وضع، شاید مخاطب از مطالعه خسته شود. همچنین، محتمل است که در گرماگرم مطالعه، خطوط را گم کند. هر پاراگراف به مخاطب اجازه می‌دهد نفس تازه کند و ادامه متن را با تمرکز بیشتری بخواند.

نکته ۲: بهتر است هر پاراگراف حداقل دو و حداکثر پنج خط باشد. کمتر از آن، صفحه را از ریخت و رو می‌اندازد، و بیشتر از آن، مخاطب را خسته می‌کند.

نکته ۳: معمولاً اولین کلمه پاراگراف را کمی جلوتر از سایر خطوط می‌نویسند. شاید هدف از این کار، کمک به خواننده است تا بداند شروع پاراگراف‌ها کجاست. البته این قاعده‌ای سفت و سخت نیست. بنابراین اشکالی ندارد اگر آن را رعایت نکنید. اگر هدف از این کار، کمک به خواننده باشد، رعایت فاصله عمودی بین پاراگراف‌ها مهم‌تر است.

 

تمرین: متن زیر را بخوانید و پاراگراف‌بندی کنید:

«دوستی دارم که به شدت استعداد نوشتن دارد. اما به خاطر اینکه عموم مردم نوشتن را شغل یا تخصص نمی‌دانند به سراغ یک رشته دانشگاهی مردم پسند رفته و مهندس شده و برای حقوق چند صدهزارتومانی و اضافه کاری ساعت چند هزارتومان، خودش را گرفتار یک بروکراسی پیچیده کرده و شاید تا لحظه‌ی مرگ متوجه نشود که یک مقاله خوب ارزشمند (حتی اگر ماهی یک مورد باشد) می‌تواند همان حقوق را برایش تامین کند. دوست دیگری دارم که در زمان دانشگاه نامزد کرد و حدود سه ماه گذشت و او و همسرش متوجه شدند که اشتباه کرده‌اند. اما جدا نشدند و گفتند: حرف مردم را چه کار کنیم؟ چطور به دانشگاه برگردیم؟ بچه‌ها چه می‌گویند؟ باید برویم از اول کنکور بدهیم! نامزدی به عقد و ازدواج رسید. مشکلات بیشتر شد. باز هم می‌گفتند: خانواده‌ها را چه کنیم. هر دو نفر آنها از دوستانم هستند. چند روز پیش با هر کدامشان جداگانه حرف زدم. هر کدام درگیر رابطه عاطفی دیگری شده و هر دو هم به صورت نانوشته آن را پذیرفته‌اند. به آنها می‌گویم از نظر شرع و عرف و قانون و اخلاق کار درستی نمی‌کنید. ضمن اینکه حتی آن آزادی واقعی را هم ندارید. چرا جدا نمی‌شوید؟ هنوز هم می‌گویند از حرف مردم می‌ترسیم. تازه. مردم به آنها گفته‌اند که اگر بچه دار شوند، ممکن است رابطه‌شان دوباره خوب شود! بسیاری از طبقات شغلی در کشور ما خالی و خلوت است، صرفاً به دلیل حس بدی که مردم به آن طبقات شغلی دارند. بسیاری از رشته‌های دانشگاهی کم طرفدار است به دلیل اینکه مردم به آن حس بدی دارندامروز در مرور کوتاهی به زندگی دوستان و اطرافیانم، بخش قابل توجهی را می‌بینم که ناراضی هستند. یا لااقل راضی و باانگیزه نیستند. نه در کار و نه در زندگی. هم خودشان می‌گویند و هم از چهره‌شان و رفتارشان می‌شود خواند و فهمید. بخشی از آنها، کسانی هستند که جامعه آنها را موفق‌ترین و خوشبخت ترین می‌داند. اما خودشان راضی نیستند. دلیلش هم واضح است. آنها برای رسیدن به مترها و معیارهایی که جامعه مناسب می‌دانست تلاش کرده‌اند و چون مستعد و تلاشگر بوده‌اند، به آن معیارها هم دست یافته‌اند. اما الان حالشان خوب نیست و می‌بینند آنچه می‌خواستند این نبوده است. بخش دیگری از دوستانم، کسانی هستند که هم خودشان و هم جامعه آنها را شکست خورده و ناموفق می‌داند. آیا اینها مستعد نبوده‌اند؟ آیا بی انگیزه بوده‌اند؟ آیا کم تلاش کرده‌اند؟ پای حرفشان که می‌نشینی می‌بینی که در زمینه دیگری استعداد داشته‌اند. اما به سراغ پرورش استعدادهایی رفته‌اند که جامعه آنها را برترمی‌داند (مثلاً جامعه استعداد ریاضی را بالاتر از استعداد نگارش می‌داند و استعداد کلامی را بالاتر از استعداد حرکات موزون). آنها امروز با معیارهای خودشان و با معیارهای جامعه، شکست خورده‌اند. به دلیل اینکه یک روز در گذشته تصمیم گرفتند و انتخاب کردند که با معیارهای جامعه پیروز شوند. بله. می‌دانم. مخالفت کردن با نظر مردم سخت است. آنها که زندگی شخصی من را می‌دانند مطلع هستند که چند بار بر خلاف نظر مردم تصمیم گرفته‌ام. چه در زندگی شغلی و چه زندگی عاطفی و چه زندگی اجتماعی. بنابراین درد این کار را می‌دانم. سختی‌اش را به خوبی می‌دانم. اما»

توضیح: آنچه خواندید، نوشته محمدرضا شعبانعلی بود؛ کسی که به او مدیونم. این مقاله چهار قسمت دارد. من بارها خودْ آن را خوانده‌ام. زندگی من قبل از مطالعه این مقاله و بعد از آن، زیر و رو شد. اگر می‌خواهید هر چهار قسمت این مقاله را کامل بخوانید، پایان کارگاه یادآوری کنید تا لینک آن را برای شما بفرستم. شاید مطالعه آن، الآن تمرکز شما را از مطالب آموزشی کارگاه، منحرف کند.

 

تذکر ۱: در صورت نیاز به توضیح درباره مطالب این درس، زیر همه صفحه پرسش خود را مطرح کنید.

تذکر ۲: دروس را باید به ترتیب بخوانید. اگر تا به حال چنین نکردید، به درس اول برگردید، و این کار را انجام دهید. بپس از مطالعه هر درس، روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

تذکر ۳: بعد از مطالعه درس، حتما روی دکمه «مرور آزمون درس» کلیک کنید. همچنین، پس از انجام تمرین‌ها، به همین صفحه بازگردید، و روی دکمه «درس را تکمیل کن» کلیک کنید.

بازگشت به:مهارت‌های نگارشی (پایه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *