خانه / مقالات / شش دلیل مهم برای این که کتاب نخوانیم

شش دلیل مهم برای این که کتاب نخوانیم

اگر به کتاب خواندن علاقه ندارید، مطالعه نکنید. کتاب نخواندن عیبی ندارد؛ اما به زور کتاب خواندن بی‌عیب نیست؛ زیرا به زور کسی کتابخوان نمی‌شود. کتاب‌خوان‌های زوری، نویسنده‌های زوری را فراخوانی می‌کنند. منظور این است که باید عده‌ای را وابداریم که باب طبع کتاب‌خوان‎های زوری بنویسند تا به هر قیمت به کتاب‌خوانی پایبند بمانند. این وضع به نفع هیچ یک از طرفین تمام نخواهد شد.

پیشنهاد می‌کنم به جای تشویق یا اجبار کتاب‌نخوان‌ها به مطالعه، از کتاب‌خوان‌ها و کتاب‌نویس‌های کنونی بیشتر حمایت کنیم. اگر برای همین تعداد از مردم که کتاب می‌خوانند، کتاب خوب تهیه و تولید کنیم، وضع مطالعه‌ بسیار بهتر از این می‌شود که هست.

کتاب‌نخوان‌ها هم حتما به جایگزین‌های دیگر پناه می‌برند. هر چند چیزی جای کتاب را نمی‌گیرد. باز اگر فیلم ببینند، تئاتر بروند، در کارگاه‌های آموزشی ثبت نام کنند، مجله بخوانند، در کانال های مفید تلگرام عضو شوند، به خودی خود، اتفاق خوبی افتاده است. 

عوامل متعددی مانع مطالعه است: مرسوم‌ترین آنها کمبود زمان، خواب‌آلودگی، نبود آسودگی خاطر، گران بودن کتاب و… است. این موانع را افرادی برمی‌شمارند که غالباً مطالعه را معادل عذاب شب اول قبر می‌پندارند، و گرنه هر کدام از آنها راه حل دارد.

از میان موانع مطالعه، من شش مورد از مهم‌ترین‌شان را در فهرست زیر ردیف کرده‌ام. موارد زیر، اندکی کم و کیف مسئله را تغییر می‌دهد: 

  • من مجله می‌خوانم. هم متنوع‌تر است، و هم ارزان‌تر. تازه می‌توانم مشترک شوم تا هر بار آن را از پست، درب منزل تحویل بگیرم.
  • من وبگردی می‌کنم؛ چون با جستجوی سریع و ساده، به مطالب مد نظرم دسترسی پیدا می‌کنم.
  • من در تلگرام مطالعه می‌‎کنم. تلگرام روی موبایل است، موبایل هم همیشه همراه من است. این طوری راحتم.
  • برای چی باید وقت و انرژی خود را صرف کتابهایی کنم که مفید و جالب نیستند. کتابهایی که غلط املائی فراوان دارند، نثر آنها روان نیست، مطالب آنها کهنه و تکراری است و به درد زندگی امروز من نمی‌خورد.
  • کتاب برای زمان‌های قدیم مناسب بود که تلویزیون و اینترنت و دیگر رسانه‌های سرگرمی وجود یا رواج نداشت. من الآن برای سرگرمی به سینما یا تئاتر می‌روم. تازه اگر فرصت یا رغبت نداشته باشم، فیلم داستانی یا مستند دانلود می‌کنم و می‌بینم.
  • به اندازه کافی در مدرسه و دانشگاه کتاب خوانده‌ایم. دیگر حال و حوصله نداریم مطالعه نداریم.

برای هر کدام از موارد فوق می‌توان راه حل ارائه داد؛ اگر واقعا در این شش ایستگاه مطالعه توقف کرده‎اید، بر اساس توانایی و شرایط موجود، از راه حل‌های پیشنهادی زیر کمک بگیرید:

  • مجله خواندن بسیار پسندیده است. اگر پی تنوع می‌گردید، کتابخوانی را با مجموعه داستان‌ها و مجموعه مقالات آغاز کنید. در ضمن، می‌توان کتاب را هم اینترنتی سفارش داد، و درب منزل تحویل گرفت.
  • شاید در وبگردی به اطلاعاتی دست بیابیم که از کتابی خاص استخراج شده است. دست کم همان کتاب را تهیه کنیم و بخوانیم.
  • از کتابهای الکترونیک استفاده کنید که در موبایل هم ذخیره می شوند. فیدیبو، کتابراه، طاقچه سه فقره از اپلیکیشن های کتابخوان، با تنوع بالا هستند. از کتاب های صوتی نیز غافل نشوید.

 

  • همه کتاب ها ضعیف و سرسری نیستند. نشانی کتابهای خوب را از کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای بجویید؛ آنها که خوره کتاب هستند و کتا‌ب‌ها را نخوانده بلکه خورده‌اند.
  • بسیاری از فیلم‌ها از روی داستان‌ها و زندگی‌نامه‌ها اقتباس می‌شوند. دست کم اگر فیلمی اقتباسی، دیدید که خوش‌تان آمد، کتاب آن را بخوانید. مثلا فیلم ساحره ساخته داوودمیرباقری، از روی داستان کوتاه عروسک پشت پرده، نوشته صادق هدایت ساخته شده است.
  • قرار نیست بعد از مطالعه کتاب امتحان بدهید. تمام کتاب‌ها هم به کتاب‌های درسی تنظیم نشده‌اند. مطالعه را از خواندن داستان های مصور یا کمیک استریپ آغاز کنید. حجم این کتاب‌ها کم و تصاویرشان متعدد و متنوع است. در ضمن، غالباً داستان‌هایی بسیار هیجان‌انگیز و پر افت‌وخیز را روایت می‌کنند.

با این همه، همچنان معتقدم که راه حل‌ها زمانی مفید خواهند بود که ما چالش‌های پیش روی خود را به عنوان مسئله بشناسیم، نه مانع و بهانه. افراد متمایل به کتابخوانی، نیاز به دلیل و برهان ندارند. حتی اگر شده، به در و دیوار می‌زنند تا به مقصود خود نائل شوند. شهد شیرین موفقیت گوارای وجودشان باد. اما آنها که پی دست یافتن به هدف نیستند، در عوض تکاپو و تقلا، موانع را می‌بینند، و مقصد و مقصود را نه.

کتاب خواندن بیش از آن که ضرورت باشد، برخاسته از کشش درونی است. کسی که با کتاب مأنوس است، آرامش لازم را میان ورق‌ها و واژه‌های آن جُسته است. شاید سایرین، این آسودگی خاطر را در جایی دیگر یافته باشند. بگذاریم هر کس دلش خواست کتاب بخواند. اما اگر به مطالعه روی خوش نشان داد، او را گرامی بداریم؛ زیرا کتاب خواندن در گرو سوزاندن فسفر است؛ چیزی که نه فقط ایرانی‌ها، بلکه تمام انسان‌ها، از آن اکراه دارند. جالب است بدانید که مغز ما زمانی راضی به سوزاندن فسفر می‌شود که در عوض این فسفرسوزی، دستاوردی دندان‌گیر و باب طبع، به چنگ آورد.

با وجود این، بسیاری از ما ایرانی‌ها، نیازمندی‌ها و دوست‌داشتنی‌هایمان را از کتاب‌ها سراغ نمی‌گیریم. به نظر من عیبی هم ندارد. در عوض به رسانه‌های دیداری و شنیداری، به خصوص شبکه‌های اجتماعی روی خوش نشان می‌دهیم.

پیرو همین نکته، من با این حرف موافق نیستم که گسترش تکنولوژی در کتاب‌نخوانی مردم سرزمین ما نقش پررنگ داشته است. به نظرم مردم ما در چند دهه اخیر، از بیخ کتاب‌نخوان بوده‌اند؛ با این توضیح که سابق بر این، تکنولوژی این قدر پیشرفته و فراگیر نشده بود؛ لذا افراد ماجراجو و پرتکاپو، جز کتاب پناهگاهی نداشتند. وقتی دیگر رسانه‌ها آمدند، از آنها استقبال کردند. به این ترتیب، کتاب حاشیه‌نشین (شاید هم خاکسترنشین) شد؛ و گر نه ما از ژاپن و امریکا که صنعتی‌تر و مدرن‌تر نیستیم. آنها با وجود رسانه های متعدد، هنوز هم حرف اول را در کتاب‌خوانی می‌زنند.

به نظر من، ریشه مشکل نه در مدرنیسم که در جای دیگری است؛ زیرا مردم ما غالبا اهل شنیدن و دیدن هستند؛ اما کتاب خواندن نه. دیدن و شنیدن سهل‌الوصول است؛ اما لزوما به اندازه مطالعه، کارساز نخواهد بود. ما انسان‌ها به طور طبیعی به راحتی بیشتر تمایل داریم تا به سلامتی؛ مگر آن که بر طبیعت خود چیره شده و آن را تربیت کرده باشیم.

دقیقا نمی‌دانم حین کتاب خواندن چه اتفاقی در مغز می‌افتد؛ اما همین قدر می‌دانم که با مطالعه، ذهن هوشیار شده، تخیل به شدت فعال می‌گردد؛ مثل زمانی که برای عوامل فیلم سینمایی فرش قرمز می‌اندازند. مغز نیز همین طوری آماده پذیرایی از واژه‌ها می‌شود. این استقبال شاید در پذیرایی از رسانه‌های شنیداری و دیداری ارزش و اهمیت نداشته باشد.

رسانه‌های دیداری و شنیداری از ما اذن دخول نمی‌گیرند. مثل لشکر مغول بر سرمان هوار می‌شوند. لذا آمادگی نداریم که از آنها استقبال کنیم. البته در لباس مبدل، مثل بچه‌های تُخس و وروجک از در و دیوار ذهن‌مان بالا می‌روند، و با معلق‌بازی و جفتک‌اندازی، سرگرم‌مان می‌سازند. یک کلام، ختم کلام: کتاب خواندن دلیل نمی‌خواهد، دل می‌خواهد؛ باید به کتاب دل داد.

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

همان طور که پیش از این وعده داده بودم، قصد دارم تا درباره فرایند نوشتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *