خانه / مقالات / مراحل هشت‌گانه نویسندگی (۱)

مراحل هشت‌گانه نویسندگی (۱)

بی‌راه نگفته ام اگر مدعی شوم که این مقاله، یکی از سه مقاله مهم، و چه بسا مهم ترین مقاله ای است که در خصوص نویسندگی نوشته ام. از آنجا که حجم مطالب، بیشتر از چیزی شد که فکر می کردم، لذا آن را در دو قسمت منتشر می کنم. درباره کلیات مقاله همین قدر بدانید که برای نویسندگی، هشت مرحله در نظر گرفته ام:

  1. کشف علاقه مندی به نوشتن
  2. ابراز علاقه مندی به نوشتن
  3. آموختن نوشتن با تقلید از روی دست نویسنده های چیره دست
  4. آموختن با تمرین عملی در حالی که از تقلید صرف فاصله گرفته اید
  5. آموختن مقدمات اصول و قواعد نوشتن
  6. تسلط بر ابزار نگارش
  7. تکرار دانسته ها و آموخته ها با هدف حرفه ای شدن
  8. ابداع: نوآوری در قالب ها یا طرز بیان

در قسمت اول، موارد یک تا چهار را از فهرست فوق را مفصل، با جزئیات و مثال بررسی می کنیم:

برای نویسنده شدن، سیر و سلوکی می توان در نظر گرفت که دست کم هشت ایستگاه دارد. در هر ایستگاه، نویسنده توشه خود را پر بار می کند تا راه نوشتن برای او روشن و هموار گردد.

اگر نوشتن را مَرکَب در نظر بگیریم برای راندن آن می‌بایست تسلط و مجوز داشته باشیم. تسلط از تمرین حاصل می شود، و مجوز از ناحیه علاقه و شجاعت ما صادر می گردد. این هشت مرحله را با هم مرور می کنیم:

  1. کشف علاقه مندی به نوشتن

برای نوشتن، ابتدا باید به آن علاقه مند باشیم یا بشویم. شما باید جایی از کسی چیزی دیده یا شنیده یا خوانده باشید که به نوشتن علاقه پیدا کرده باشید. برای برخی این اتفاق در همان دوران کودکی و برای برخی دیرتر رخ می دهد. اولین نشانه های علاقه مندی همانند جرقه است. اگر این جرقه گر بگیرد و زبانه بکشد، آنگاه شما به مشتاق می شوید از نویسندگی و نویسندگان بیشتر بدانید. لذا به مطالعه روی می آورید. اگر جایی نوشته یا نویسنده ای ببینید، به سادگی از آن چشم نمی‌پوشید. آتشی در جان شما می افتد که اجازه نمی دهد آرام و قرار بگیرد. برای فرو نشاندن آتش درون خود، باید حتما بنویسید. درست مثل این است که رانندگی کسی را ببینید و مشتاق شوید روزی خود نیز پشت فرمان بنشینید.

  1. ابراز علاقه مندی به نوشتن

پس از کشف علاقه مندی، سعی می کنید خوانده های خود را به نوعی مرور کنید. در این مرحله نتایج مطالعات خود را برای کسی تعریف می کنید. شاید خواب ببینید که نویسنده شده اید. یا با نویسنده ها نشست و برخاست دارید. شاید با شخصیت های کتاب ها، در عالم خواب وارد گفتگو و مراوده شوید. حالت پیشرفته تر آن زمانی است که شاید ناخواسته متوجه شوید قسمتی از نوشته های محبوب خود را زمزمه می کنید، یا نادانسته، از حفظ آنها را روی کاغذ می نویسید. کار به جایی می رسد که آگاهانه از روی متن محبوب خود می نویسید. اگر چنین هم نباشد، رونویسی یکی از بهترین و مفیدترین تمرین ها برای شروع نوشتن است.

این مرحله درست مثل تاتی کردن نوزاد برای آموختن راه رفتن است. وقتی ترس تان از نوشتن کمتر شد، جرئت می کنید متون محبوب خود را به زبان خودتان بنویسید.

در قیاس با رانندگی، در این مرحله عکس ماشین ها را جمع آوری می کنید. پشت ماشین خاموش می نشینید و خود را در جاده تصور می کنید. سپس در خیال خود بوق می زنید و از میان ماشین ها رد می شوید. کمی بعد بدون اجازه ماشین را روشن می کنید و مخفیانه می رانید. شاید به در و دیوار بزنید؛ طوری که دیگران شما را سرنزش کنند؛ اما وقتی اشتیاق تان را نسبت به رانندگی می بینند، به شما توصیه کنند صبور باشید. در این حال، لحظه شماری می کنید تا به سن قانونی برسید تا بتوانید تصدیق بگیرید و بدون حرف و حدیث پشت فرمان بنشینید.

  1. آموختن نوشتن با تقلید از روی دست نویسنده های چیره دست

در قدم بعد در نوشته های محبوب خود استغراق می کنید. طوری که در جلد نویسنده محبوب خود فرو می روید و دنیا را از دید او مشاهده و ادراک می کنید. در این حال، گویی تجربیات و نگرش نویسنده محبوب خود را به امانت گرفته اید تا از این طریق دنیا را ببینید و بفهمید. درست مثل این که شما تازه رانندگی یاد گرفته باشید؛ اما شاید بترسید یا نتوانید که بلافاصله اتوموبیل شخصی بخرید. شاید راننده حرفه ای باشید، اتوموبیل هم داشته باشید، اما هنوز به اندازه کافی پول نداشته باشید که اتوموبیل خود را بیمه کنید. در این حال، ترجیح می دهید ابتدا ماشین کرایه کنید یا با کمک مربی رانندگی، جلسات خصوصی بگیرید و در شهر و در کنار او برانید.

  1. آموختن با تمرین عملی در حالی که از تقلید صرف فاصله گرفته اید

وقتی دست تان به نوشتن سفت شد، و ترس ابتدایی تان ریخت، جرئت می کنید بدون حضور مربی و نظارت بزرگ تر، نوشتن را تجربه کنید. اینجاست که ممکن است گیر کنید. ممکن است با چالش های جدید روبرو شوید. برای شما سوال پیش می آید که چرا چنین شد؟ چگونه می توان از تنگناهای نوشتن عبور کرد؟

در این مرحله از خود می پرسید، چرا نمی توانم درست شبیه نویسنده محبوب خود بنویسم؟ یا اگر می نویسم چرا این قدر اذیت می شوم؟ آیا او هم مثل من این قدر عذاب می کشد تا چنین بنویسد؟

در قیاس با رانندگی مثل این است که از خود بپرسید چرا اتومبیلم خاموش می شود؟ چرا دیر ترمز می گیرد؟ چرا فرمان نرم نمی چرخد؟ چرا کج پارک می کنم؟ چرا این قدر کند می رانم؟ و…

زمانی این مرحله به سلامتی پشت سر گذاشته می شود که نویسنده، بیش از کیفیت به کمیت نوشته های خود توجه نشان دهد. در این مرحله، هدف غلبه بر مهم ترین مانع نوشتن، یعنی کمال طلبی است. اینجاست که نیازمند اطلاعات بیشتر هستید. تا آن زمان، بهتر است آزاد نویسی کنید. یعنی در قید و بند نوشته خود نباشید، انتظارات خود را پایین بیاورید و هر چه در دل یا در سر دارید بنویسید. بسیاری از پاورقی نویس ها، با همین روش بر موانع نوشتن غلبه کرده اند. چنین است که می توانند سریع و زیاد بنویسند. اما اگر بخواهید از مقام پاورقی نویس به جایگاه بالاتر صعود کنید، وقت آن است که چیزهای بیشتری را بیاموزید.

شما در مرحله چندم نویسندگی هستید؟ می خواهید به مرحله چندم برسید؟ پس چرا دست روی دست گذاشته اید؟ همین الآن قلم را بردارید و بی وقفه بنویسید.

ادامه دارد… 

قسمت دوم را اینجا بخوانید.

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

من در بد نوشتن بی‌نظیرم!

دو مرحله نوشتن (به ترتیب) خلق/ کشف نقد/ اصلاح گزاف نگفته‌ام اگر اعلام کنم که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *