خانه / مقالات / چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

چرا نویسنده‌ها کودک درون خود را زندانی می‌کنند؟

همان طور که پیش از این وعده داده بودم، قصد دارم تا درباره فرایند نوشتن بیشتر توضیح دهم:

در وجود نویسنده هم‌زمان سه نفر فعال هستند: محقق، نویسنده، منتقد. در روانشناسی تحلیل رفتار متقابل (TA) نیز با سه مفهوم «کودک، والد و بالغ» مواجه هستیم.

کودک آن بخش از وجود ماست که حمایت‌طلب، لذت‌جو، مسئولیت‌گریز، و البته نیروی محرک زندگی است.

والد آداب‌دان، متوقع، سرزنش‌گر و آشنا به رسم و رسوم است. او همواره از ما انتظار دارد که بهترین باشیم، و به سنّت‌ها و قراردادها احترام بگذاریم.

بالغ به رشد و شکوفایی ما فکر می‌کند. او مصمم است تا احترام والد را نگه دارد، در عین حال به نیازهای کودک نیز توجه کند. او در پی فدا کردن یکی به پای آن یکی نیست. قصد دارد، میان آن دو آشتی ایجاد کند؛ چون هر کدام به کمک آن دیگری نیاز دارد؛ طوری که بدون هم به مشکل بر می‌خورند.

شاید با کمی آسان‌گیری و ساده‌انگاری، بتوان نویسنده را به کودک، منتقد را به والد، و محقق را به بالغ تشبیه کرد. اکنون بیایید بررسی کنیم در فرایند نوشتن چه قدر به کودک درون‌مان فرصت جست‌وخیز و بازی‌گوشی می‌دهیم. چه قدر احترام والد را نگه می‌داریم، و از تجربیات او درس می‌گیریم؟ چه قدر به بالغ متوسل می‌شویم تا حقیقت را بجوییم، و از راهنمایی‌های او به نفع لذت بردن و مفید بودن بهره برداری کنیم؟

معتقدم اگر با ترتیب زیر، دست به قلم بشویم، می‌توانیم میان این سه تعادل و تناسب را برقرار کنیم:

  • خلق/ کشف
  • نقد/ اصلاح

در مرحله خلق یا کشف، کودک درون خود را آسوده می‌گذاریم تا به گشت و گذار برود. همچنین، بالغ با والد مذاکرده می‌کند، و به او می‌گوید: به جای نق زدن، نصیحت، ایجاد ترس و دلهره، آرام بنشین و بگذار کودک با خیال خوش بازی کند. وقتی کودک خسته، گرسنه، تشنه یا حتی وحشت زده و یا ذوق‌زده شد، باز می‌گردد تا تجربیات خود را برای ما بازگو کند. از دیدنی‌ها و شنیدنی‌هایش بگوید. آنگاه تو می‌توانی با اندوخته‌ها و آموخته‌های خود او را تشویق کنی، و همچنین به او یاد بدهی که چطور از خود مراقبت کند.

همان طور که ملاحظه شد، ابتدا کودک (نویسنده) دست به کار می‌شود. سپس نوبت به نظرخواهی از والد (منتقد) می‌رسد. بالغ (محقق) هم که در تمام مراحل، حمایت‌گر و راهبر این گروه سه نفره است.

با این توضیحات، این جمله‌ها را بخوانید و ببینید در هر کدام، نقش بالغ پر رنگ‌تر است یا والد؟ در ضمن، بررسی کنید که در کدام حالت، کودک شادتر است.

  • «پژوهشگرانِ نویسنده، یا نویسندگانِ پژوهشگر، سَرسَری‌نویس نیستند، بلکه واقعا «نویسنده» هستند، و البته نویسنده کسی است که نوشتن را بیش از هر کس دیگری دشوار می‌یابد.» (اخلاق نگارش، ص ۸۵)
  • «اغلب نویسندگان به شماره کتاب‌هایشان می‌اندیشند، نه به آنچه شمرده می‌شود. به همین سبب آثار شاهکار، همواره اندک است. البته هستند نویسندگانی که از شتابزدگی می‌پرهیزند و  واژه – واژه کتاب خویش را با حوصله و تأنّی می‌نگارند. گوستاو فلوبر در یکی از نامه‌هایش می‌گوید: در هفت هفته تنها سیزده صفحه نوشته‌ام. در خاطرات او آمده است: هنگام نوشتن رمان مادام بوآری، مانند کسی هستم که وزنه‌هایی سنگین به انگشتانش بسته است و دارد پیانو می‌نوازد.» (اخلاق نگارش، ص ۸۶)
  • «[تولستوی گفته است:] آدم فقط وقتی می‌باید به نوشتن بپردازد که هر بار نوک قلم خود را در دوات فرو می‌برد، پاره‌ای از گوشت خود را در آنجا بگذارد.» (اخلاق نگارش، ص ۹۱)
  • «فلوبر، نویسندگی را کاری شاق و گران می‌دانست و مادام بواری را با دقت و وسواس نوشت. درباره او گفته‌اند: خیلی کار می‌کرد و زحمت می‌کشید. پیش از آنکه دست به نوشتن کتابی بزند، هر نوشته‌ای که مربوط به موضوع کتابش بود و می‌توانست گیر بیاورد، می‌خواند. یادداشتهای بسیار بر می‌داشت. وقتی چیز می‌نوشت، طرح خامی از آنچه می‌خواست بگوید، تهیه می‌کرد و بعد، روی چیزی که نوشته بود کار می‌کرد. مطالب را با دقت و نازک‌کاری، طول و تفصیل می‌داد. از آنها می‌زد، دوباره می‌نوشت، تا نتیجه‌ای را که می‌خواست به دست آورد. وقتی این کار تمام می‌شد، به مهتابی خانه می‌رفت و عباراتی را که نوشته بود، با صدای بلند می‌خواند و معتقد بود که اگر عبارات او خوشایند گوش نباشد، اگر شکل آنها چنان نباشد که به سهولت تمام بر زبان آید، پس باید عیب و علتی داشته باشند. در آن صورت، آنها را بر می‌گرداند و دوباره روی آنها کار می‌کرد تا وقتی که بالاخره راضی می‌شد… خود می‌گفت که گاه دو روز تمام را صرف نگارش دو سطر کرده است. دیگران هم درباره او گفته‌اند: تمام صبح را  صرف می‌کرد که یک ویرگول را در جای خود قرار دهد، و تمام بعد از ظهر را صرف می‌کرد تا آن را بردارد.» (اخلاق نگارش، صص ۹۶ و ۹۷)
  • «کسی که نوشتن برای او، به آسانی و شیرینی گشت و گذار در طبیعت است، نویسنده است؛ حتی اگر آنچه می‌نویسد، چشم‌ها را چندان خیره نکند. این گمان که نویسنده، باید با هر نوشته خود، خواننده‌اش را شگفت‌زده کند و به تحسین و اعجاب وادارد، دور از آبادی است. اگر کسی به همان راحتی که می‌گوید بنویسد، نویسنده است؛ اگر چه دیگران به سختی و با رنج فراوان، بهتر از او بنویسند.» (آیین قلم، ص ۲۷)

  • «کلمه در دست نویسنده، باید همچون بیل در دست کشاورز باشد.» (آیین قلم، ص ۲۸)
  • «به سود نویسنده است که در نوشتن پیرو مولوی باشد، نه نظامی و و خاقانی. مولوی در کار شعر، جز به دلدار و (مقصود) نمی‌اندیشد و در چنبر قافیه‌اندیشی گرفتار نمی‌آید… بر خلاف نظامی که می‌خواست با کلمات شعبده‌بازی کند و به حق نیز در این کار استاد بود. نویسنده‌ای که در نوشتن به نظامی و خاقانی و قاآنی و بیدل دهلوی اقتدا کند، باید برای هر جمله‌ای که می‌سازد پاره‌ای از جان خود را به مُزایده بگذارد و این شیوه زودا که او را خسته و ناتوان کند و قلم را از دست او بگیرد.» (آیین قلم، ص ۲۸)
  • «در نویسندگی، درستی، سادگی و نغزگویی کافی است؛ گو اینکه اگر کسی نوشتن برای او آسان باشد، بسیار می‌نویسد و بسیارنویسی، خواه‌نا‌خواه به زیبانویسی طبیعی می‌انجامد؛ زیرا کار نیکو کردن از پر کردن است.» (آیین قلم، صص ۲۹ و ۳۰)

در کارگاه نویسنده شو، مهم‌ترین موانع درونی و بیرونی نویسندگی را همراه با راه غلبه بر آن، برای شما بازگو می‌کنیم. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره کارگاه، اینجا کلیک کنید. با پیش ثبت نام در کارگاه، از اخبار برگزاری کارگاه مطلع شوید.

برای پیش ثبت نام در کارگاه، مشخصات خود را به ID من در تلگرام بفرستید: saeed_tarom@

پر کردن موارد ستاره‌دار الزامی است.

شما برای پیش ثبت نام هیچ پولی پرداخت نمی‌کنید.

با پیش ثبت نام، اطلاعات تکمیلی، اعم از زمان، مکان، حضوری یا آنلاین بودن، هزینه و… به زودی برای شما فرستاده خواهد شد. 

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

بنویسید و پولدار شوید!

امروزه نسبت به گذشته، وضع نویسندگان در سرتاسر جهان دگرگون شده است. بسیاری از کسب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *