خانه / مقالات / چه طور یک کتاب را به شکل صحیح مطالعه کنم؟ (۱)

چه طور یک کتاب را به شکل صحیح مطالعه کنم؟ (۱)

شکل مطالعه هر کتاب تا اندازه ای به موضوع آن وابسته است. اگر بخواهید یک کتاب درسی ریاضی را بخوانید، در مقایسه با یک رمان ماجرایی، می بایست تمرکز و تعمق بیشتری داشته باشید. در این مقاله فرض را بر این می گذاریم که شما می خواهید نه کتابهای تحلیلی بلکه کتابهای خواندنی را مطالعه کنید. با این فرض پیشنهاد می شود:

 

قبل از مطالعه نویسنده کتاب را بشناسید.

وقتی به یک نویسنده اجازه می دهیم که دست ما را بگیرد و در دنیای متن خود به گردش ببرد، خوب است که گنگ و تسلیم شده نباشیم. ابتدا لازم است او و سابقه اش را بشناسیم. برای این کار، می توانیم نام او را در گوگل جستجو کنیم. خلاصه ای از زندگی نامه و آثارش را بخوانیم. ببینیم آیا با او مصاحبه کرده اند. تصویر او را ببینیم. بررسی کنیم چه نظرات موافق و مخالفی در مورد او مطرح است. آیا درباره اش فیلم مستندی ساخته شده است؟ چه جوایزی گرفته است؟ چه کتابهای دیگری نوشته است؟ و …

 

به سال انتشار، شمارگان، و نوبت چاپ دقت کنید.

تا یک کتاب خوانده و فهمیده نشود، نمی توان به سایر اطلاعات حاشیه ای آن اعتماد کرد، اما به هر ترتیب معیارهای کمّی هم به اندازه خود حائز اهمیت هستند. پیرو همین، دقت کنید کتاب در چه سالی منتشر شده است. این روزها سرعت رشد و به روز شدن علم، در مقایسه با سالهای پیشتر، شدیدا افزایش یافته است. ممکن است کتابی که امسال نوشته شده باشد، سال آینده چندان اعتبار و اهمیت نداشته باشد. به همین دلیل، پیشنهاد می کنم پیش از مطالعه، با توجه به سال انتشار کتاب مورد نظر، از به روز بودن آن مطلع شوید.

نکته دیگر شمارگان یا همان تعداد جلد کتاب است. بررسی کنید آیا این کتاب در حجم گسترده منتشر شده، یا این که به تعداد اندک و محدود روانه بازار گشته است. بررسی کنید کتابی که دارید می خوانید چاپ چندم است. تعدد چاپ لزوما به معنای خوب بودن محتوای کتاب نیست، اما به هر حال نشان از اقبال مخاطب دارد. گفتنی است که کتابهای حجیم و مرجع، در مقایسه با سایر کتابها معمولا در شمارگان کمتر منتشر می شوند، زیرا عامه مردم خریدار و طرفدار این گونه کتابها نیستند، و بیشتر اساتید و محققین نسبت به این گونه آثار روی خوش نشان می دهند. همچنین، به علت حجیم بودن، هزینه انتشار آنها بالاتر از حد معمول است.

 

به دنبال این نباشید که کتاب را زود به پایان ببرید.

پیشنهاد می کنم پایان هر فصل توقف و تفکر کنید. ببینید آیا مطالب قبلی را خوب دریافت کرده اید. آیا میان مطالب جدید و قدیم هماهنگی وجود دارد؟ کمبود چه چیزی را حس می کنید؟ آیا مطلب را خوب دریافت کرده اید یا نیاز دارید بعضی از قسمت ها را در یک فرصت مناسب دوباره بخوانید؟

با مطالب کتاب درگیر شوید. به شیوه دوران تحصیل کتاب نخوانید. شما قرار نیست برای مطالعه این کتاب به کسی جواب پس دهید. به تخیل خود میدان دهید. اگر حس می کنید نویسنده جایی کم مایه گذاشته است، آن قسمت ها را مشخص و نظر خود را در خصوص آن اعلام کنید.

 

اقتباس ها و حواشی پیرامون کتاب را بیابید.

اگر کتاب داستانی می خوانید، ببینید آیا از روی آن فیلم یا انیمیشینی ساخته شده است؟ در صورت پاسخ مثبت، سعی کنید آن فیلم را نیز تماشا کنید. آنگاه خواهید فهمید چه قدر در تصویر سازی شخصیت ها و رویدادهای داستان موفق عمل کرده اید.

بررسی کنید آیا این کتاب در جواب یا واکنش به کتاب دیگری نوشته شده است یا نه؟ آیا از کتاب دیگری الهام گرفته است یا نه؟ در صورت پاسخ مثبت، آن کتاب را نیز سعی کنید بخوانید. هر چه جستجوگر باشید، مطمئن باشید میزان یادگیری تان بیشترخواهد بود.

 

وقتی کتاب تمام شد فکر نکنید که محتوای آن را کاملا فهمیده اید.

با یک بار خواندن کتاب، لزوما محتوای آن را به طور کامل نخواهید فهمید؛ چرا که به قول سعدی «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی». لازم است کمی به خود زمان بدهید. نشانه یادگیری و دریافت یک مطلب، تاثیر آن در رفتار شماست. اگر آن را درونی و مال خود کرده باشید، رفتارتان بهبود خواهد یافت.

پیشنهاد می شود اگر کتاب را پسندیدید، در یک فاصله زمانی معین دوباره آن را بخوانید. ببینید این بار چه قدر برداشت تان تغییر کرده است. بررسی کنید این بار چه نکاتی به چشم تان می آید که دفعه قبل از آن به سادگی و به سرعت عبور کرده بودید؟

 

تداعی ها و ایده های خود را بنویسید.

خواه نا خواه با مطالعه این کتاب تخیل شما به کار خواهد افتاد. ممکن است خاطره ای برای شما زنده شود. ممکن است با یک جرقه ذهنی، برای شما سوالی پیش آید. ممکن است ایده ای به ذهن تان خطور کند. اگر مثل یک ربات، سرتان را پایین بیندازید و کتاب را بدون تجربه هیچ حسی تا پایان کلمه به کلمه بخوانید، در نهایت برداشتی از آن نخواهید داشت. پس بهتر است همواره کاغذ و قلم نزدیک خود داشته باشید؛ زیرا اگر ذهنیات خود را شکار نکنید، به سرعت از چنگ تان خواهند گریخت.

درباره‌ی admin

همچنین ببینید

اگر نوشتن این قدر شگفت انگیز است، پس چه چیزی جلوی مرا می گیرد؟

برای نویسنده نوقلم، چیزی واجب تر از غلبه بر ترس از نوشتن نیست. قصد دارم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *