خانه / مقالات / چگونه می توان یک نویسنده را از یک نانویسنده تشخیص داد؟ (۱)

چگونه می توان یک نویسنده را از یک نانویسنده تشخیص داد؟ (۱)

درک عمیق

نویسنده کسی است که نسبت به عامه مردم درک عمیق تری دارد. نگاه تیزبین او چیزهایی را شکار می کند که از چشم سایرین پنهان و پوشیده مانده است. نویسنده از ظواهر و از سطح امور به باطن و عمق آن نفوذ می کند. نفوذ به عمق کاری دشوار و ترسناک است. نویسنده همچون یک معدنکاو به امید یافتن گنجی، هر رنجی را به جان می خرد. در این کاوش، از میان ناخوش احوالی ها و ناخواستنی ها عبور می کند تا عاقب گنجینه زیستی خود را بیابد و آن را نمایان سازد. اگر غیر از این باشد، موجودیت و اعتبار نویسنده زیر سوال می رود. در این حال، او نیز فردی عادی و معمولی خواهد بود که به اشتباه قلم در دست گرفته است و کاغذ سیاه می کند. البته فراموش نکنید که برای رسیدن به مقام نویسندگی، می بایست به خود زمان دهید. منظور این است که اگر در سطح و در ظواهر توقف کنید، آنگاه نویسنده موفقی نخواهید شد.

 

نگاه متفاوت

نویسنده نمی تواند تا ابد مشغول و دلخوش به واقعیت های محدود، ملال آور و تکراری پیرامون خود شود. او مایل است چیزی ورای عادات معمول و رویدادهای دور و برش خلق کند. برای تحقق این هدف می بایست تخیل خود را پرورش داده باشد؛ آنگاه می‌‎تواند پا را از دایره واقعیات بیرون بگذارد و تصویری نو از تجربیات و مشاهدات خود ارائه کند.

او زمانی می تواند در دل مخاطب جا باز کند که به درک متفاوتی از وجود خویشتن دست یافته باشد. آنگاه مخاطب او را به پاسداشت شنا در جهت مخالف آب انتخاب می کند. البته فراموش نکنید هر حرکت مخالفی موجه و مقبول نخواهد بود. زمانی این تلاش متفاوت، معتبر خواهد بود که پشت آن علّیت و منطق خاص نویسنده نهفته باشد.

 

میل به تغییر

گفته شد که نویسنده واقعیات ملال آور را بر نمی تابد. او به سبب نگاه متفاوتی که دارد، مشتاق است تا تصویری جدیدی از همین زندگی و یا گزینه های جدیدی برای دیگرگونه زیستن ارائه کند. نویسنده خوب می داند که در دنیای واقعی نمی تواند هر کاری که دلش خواست انجام دهد. گویی نوشتن پناهگاه اوست. جایی است که می تواند آرزوهای محقق ناشده اش را عملی کند. جایی است که می تواند تجربه شیرین تاثیرگذاری و تسلط را مزمزه کند. جایی است که مجال ابراز وجود پیدا می کند. می تواند به اندازه خود و به نمایندگی از سایرین سخنگو باشد.

 

ابرازگری

از دیگر نشانه های نویسنده می توان به ابرازگری اشاره کرد. اگر فردی حرفی برای گفتن نداشته باشد، یا رغبت و قدرتی برای فریاد کردن در خود نبیند، قطعا میل به نوشتن را در خود سرکوب کرده و نادیده گرفته است. نویسنده همواره حرفی برای گفتن دارد؛ و اگر چنین نباشد دوست دارد حرفهای دیگران را اعلام و اظهار کند. حرفهایی که شاید هر کسی حاضر به شنفتنش نباشد. اما نویسنده نیز نمی تواند آن را در خود فرو ببرد هر چند اگر به قول مولوی، گنگ خواب دیده باشد:

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کــر

من ناتوان ز گفتن و خلق از شندینش

درباره‌ی admin

همچنین ببینید

اگر نوشتن این قدر شگفت انگیز است، پس چه چیزی جلوی مرا می گیرد؟

برای نویسنده نوقلم، چیزی واجب تر از غلبه بر ترس از نوشتن نیست. قصد دارم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *