خانه / مقالات / چگونه می توان یک نویسنده را از یک نانویسنده تشخیص داد؟ (۲)

چگونه می توان یک نویسنده را از یک نانویسنده تشخیص داد؟ (۲)

در مقاله قبل، در خصوص نشانه های یک نویسنده، به درک عمیق، نگاه متفاوت، میل به تغییر و ابرازگری اشاره شد. در این مقاله، سایر نشانه ها را با هم مرور خواهیم کرد. گفتنی است که آنچه ذکر می شود، دورنما و هدف است؛ به معنای آن نیست که اگر چنین ویژگی هایی در شما نیست، حق ندارید نویسنده شوید یا امکان نوشتن برای شما وجود ندارد. اگر دقت داشته باشید، آنچه در این دو مقاله گفته می شود، بیشتر بر زیست نویسنده استوار است. جمله مشهوری است که می گوید اگر می خواهی هنرمند خوبی بشوی روی زندگی ات کار کن. شاید بتوان گفت زیرا اثر هنری یک هنرمند از منبع زیستی او منتشر می شود.

 

خیرخواهی

نویسنده خیرخواه است یا دست کم از موضع خیرخواهی قلم می زند هر چند اگر خوشایند دیگران نباشد. او واقعیت ها را بهتر و زودتر از دیگران می بیند و می فهمد. این هوشیاری او را مسئول و خیرخواه می سازد. برای ابلاغ و اعلام واقعیات با روند معمول مخالفت می کند. سعی دارد مخاطبین خود را آگاه سازد. گویی خود را موظف می بیند نا به سامانی ها و شلختگی ها را در نوشته خود منعکس کند؛ با این نیت و هدف که دیگر این آشفتگی ها نادیده گرفته نشود. به این امید که وضعیت مطلوب محقق شود.

 

پیشنهاد الگوی جدید

نویسنده از آنجا که فکور و اندیشه ور است، برای مسائل قدیمی نیز روش های بهینه و جدید پیشنهاد می دهد. او می تواند ضرورت حفظ یا بازتعریف سنت های یک جامعه را دریابد و برای روزآمدن کردن و تردید در پذیرفته های عامه مردم، جسارت لازم را از خود نشان دهد. او آماده است تا پا را از دایره عادات معمول بیرون بگذارد و یک وجب آن طرف تر را به امید یافتن جایی برای بهتر زیستن جستجو کند. در یک عبارت باید گفت، نویسنده یک شهروند پیشرو و با عقب ماندگی و تک افتادگی مخالف است.

 

سخنگوی قبیله

نویسنده به سبب برخورداری از سطح اعلای مهارت های زبانی و بیانی، کسی است که می تواند به نمایندگی و حتی به وکالت از سایرین، انتخاب شود. پر واضح است آن که در ابراز و دفاع از حقوق خود ضعیف و ذلیل است با مقام یک نویسنده اصیل فاصله ای زیاد دارد.

 

حساسیت

نویسنده اصیل در مقایسه با سایرین، شاخک های تیزتری دارد. او می تواند مانند یک لرزه نگار نوسانات امواج جنبش های اجتماعی را ادارک کند. این هوشیاری و گوش به زنگ بودن از او خبره ای کارکشته و عاقبت اندیش می‌سازد. او سیگنال های ضعیف موجود در محیط را زودتر از دیگران دریافت می کند.

او فرزند زمانه خویش است. نمی تواند از کنار بسیاری از مسائل نادیده عبور کند. دست کم حقیقت را می جوید و زمانی که آن را یافت، آن را می شناسد و می پذیرد، اگر چه بنا بر مصلحت روزه سکوت بگیرد و سیاست انفعال را برگزیند.

 

عاقبت اندیشی

از دیگر نشانه های یک نویسنده معتبر رسیدن به مقام عاقبت اندیشی است. در این حال او می تواند پیامدهای ناشی از تصمیمات خرد و کلان خود و جامعه اش را پیشی بینی کند. بنا بر همین مهارت، می تواند بهتر و سریع تر تصمیم بگیرد. می تواند بر وسوسه ها، تردیدها و تعلل و ترس های خود فائق آید.

 

نازک طبعی

یک نویسنده خام اندیش نمی تواند عواطف و احساسات خود را به رسایی و دلپسندی یک نویسنده اصیل بیان کند. او می بایست در کنار پرورش قدرت اندیشه، میل به زیبایی ها را در وجود خود در حد اعلاء پرورش داده باشد. می بایست در کنار عقل پخته دل سوخته ای داشته باشد. نویسنده اصیل از ظواهر عبور می کند. او افق های کشف ناشده را می جوید. آماده و مشتاق است که چشم هایش را بشوید تا جور دیگر ببیند.

 

یکپارچگی

بی شک یک نویسنده اصیل اگر کور خود بینای مردم باشد، در عوض کمک به مخاطب، آنها را از خود می راند و می تاراند. فراموش نکنید که زمانی سخن یک نویسنده دلپذیر می شود که به آنچه نوشته همزمان عالم و عامل باشد. اگر قلمش یک چیز بنویسد و اعمالش چیز دیگری را انجام دهد، خواسته یا ناخواسته در میان مخاطبین و در خلوت و تنهایی خود شرمنده و بی کفایت خواهد بود.

 

واقع بینی

یک نویسنده اصیل می داند برای تحقق آرمان هایش می بایست از سد واقعیات عبور کند. همزمان که به آرمان های خود وفادار است، واقعیات را انکار نمی کند. حتی اگر لازم شد به طور موقت از بلندپروازی و کمال گرایی پرهیز می کند. خوب می داند اگر فریفته تصاویر رویایی و خیالی خویش شود، بازی زندگی را مفت باخته است. آنگاه اندیشه ها و راه حل هایش پوک و غیراجرایی خواهد بود. آنگاه میان او و نیاز و سلیقه مخاطب ناهماهنگی حس می شود. آنگاه باورپذیری نوشته هایش کم می شود؛ طوری که نمی تواند پاسخگوی احتیاجات مخاطبین خود باشد؛ بلکه مدام سعی می کند با تخدیر و تهییج، آنها را بازی دهد.

درباره‌ی admin

همچنین ببینید

اگر نوشتن این قدر شگفت انگیز است، پس چه چیزی جلوی مرا می گیرد؟

برای نویسنده نوقلم، چیزی واجب تر از غلبه بر ترس از نوشتن نیست. قصد دارم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *