خانه / مقالات / چگونه یک خاطره بنویسم؟

چگونه یک خاطره بنویسم؟

یکی از بهترین تمرینات نرم کردن قلم و تقویت مهارت نوشتن، خاطره نویسی است. رکن اصلی در خاطره نویسی، توجه به واقعیات است. به عبارتی در خاطره نویسی از خیال پردازی و داستان سرایی می بایست تا حد ممکن پرهیز کنیم. هر چه عنصر واقعیت پردازی کم رنگ تر و در عوض عنصر خیال انگیزی پر رنگ تر بشود، متن ما از خاطره به سمت داستان با چاشنی نثر شاعرانه متمایل می شود. آنچه در ادامه می آید پیشنهاد شخصی نگارنده است که حاصل تجربه گرایی و قلم زنی در قالبهای مختلف نگارشی است. لذا می توانید از آن صرف نظر کنید یا آن را نپذیرید.

در این مقاله برای نوشتن خاطره، از منظر میزان سهم راوی در خاطره و از نظر نوع زاویه دید، برای شما پیشنهادهایی دارم. ابتدا باید توضیح دهم که زاویه دید، چشم اندازی است که راوی از آنجا به دنیای خاطره می‌نگرد. با این توضیح باید گفت که در روایت خاطرات می بایست توجه داشته باشیم که نقش ما در رویداد مد نظر چیست؟ آیا صرفا بیننده و شاهد هستیم؟ یا این که در رویداد دخالت داریم؟ یا اینکه اصلا رویداد حول محور خودمان می چرخد؟

وقتی قرار باشد شاهد باشیم، می بایست جزئیات صحنه رویداد را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم. برای این کار می بایست از توصیف عینی کمک بگیریم. توصیف عینی، شرح رویدادها، افراد، اشیاء و به طور کل عناصر موجود در یک محیط است؛ طوری که با حواس پنج گانه قابل ادارک باشد. به این نمونه از توصیف عینی دقت کنید:

«مردی کنار کوره راه، پشت درختی ایستاده بود و به محوطه بی درخت نگاه می کرد. مرد نیم تنه ای از پارچه زمخت سبز رنگ به تن داشت که یقه اش باز بود و گردن آفتاب سوخته اش را نشان می داد. کمربند چرمی پهنی به دور کمرش بسته بود و در یک طرف خنجری و در طرف دیگر سه تیر بلند به کمر آویخته بود. شلوار کوتاهی از چرم نرم رانهایش را می پوشاند و پایین آن، پاتابه های پشمی سبز رنگی پوشیده بود که تا روی پاهایش را گرفته بود. پاتابه هایش را کفشهایی از چرم محکم و ضخیم خوک پوشانده بود….»[۱]

همان طور که ملاحظه می کنید آنچه ذکر شد کاملا واقعی و ملموس است و می توان در عالم واقع نظیر آن را مشاهده کرد. به عبارتی گویی کسی دارد از دریچه یک دوربین منظره ای را می بیند و هر چه را که مشاهده می‌کند یا می شنود، گزارش می دهد.

در نوع دوم، اگر در رویداد دخالت داریم می بایست از احساسات و ذهنیات خودمان نیز توضیح دهیم. مثلا شرح دهیم نسبت به فلان تصمیم چه نظری داشتیم؟ از وقوع فلان حادثه چه احساسی را تجربه کردیم؟ و …

در این مدل از خاطره نویسی، علاوه بر استفاده از توصیف عینی، می توانیم از توصیف ذهنی کمک بگیریم. در توصیف ذهنی نقش آرایه های ادبی پر رنگ تر است. به عبارتی با بیانی شاعرانه و به خصوص با استفاده از تشبیه، احساسات خود را بیان می کنیم. به این نمونه دقت کنید:

«تیغ تیز آفتاب بر پیکر مسافران فرود می آمد. شتران کف به دهان آورده بودند و دیگر نایی نداشتند. باد همچون یاغیان و تاراجگران می شورید و هو هو می کرد. کویر ترک خورده سقایی تهی دست بود که قطره ای برای نوشاندن نداشت…»

همان طور که مشاهده می کنید، این توصیفات و تصویرسازی ها از جنس خیال است و در عالم محسوسات و واقعیات ملموس، تحقق ناپذیر و غیر قابل ادراک است. استفاده از توصیف ذهنی متن ما را به سمت نثر شاعرانه متمایل می کند. پس می بایست در استفاده از توصیف ذهنی تعادل را رعایت کرد تا واقعیات در میان انبوه تشبیهات گم نشود.

در نوع سوم، وقتی رویداد حول محور خودمان می چرخد آنگاه گویی ما صاحب خاطره هستیم. می توانیم علاوه بر خودمان، ذهنیات و احساسات دیگران را نیز تشریح و توصیف کنیم. این نوع زاویه دید در روایتگری را دانای کل می نامند. به عبارتی روای داستان گویی از همه چیز همه کس با خبر است. اما دقت داشته باشید که در استفاده از این نوع زاویه دید، به دام قضاوت دیگران نیفتید. حفظ احترام شخصی دیگران لازم و ضروی است. نمی بایست آبرویی از کسی ریخته یا به اشتباه چیزی به شخصی نسبت داده شود.

با این توضیحات، به عنوان تمرین، با توجه به میزان سهم تان در یک رویداد، و با استفاده از توصیف عینی یا ذهنی، یک خاطره بنویسید. اگر خاطره خاصی مد نظر ندارید، می توانید از میان گزینه های زیر یکی را انتخاب کنید:

  1. روز کنکور
  2. جشن تولد
  3. مراسم عقد
  4. دوره آموزشی خدمت سربازی
  5. سیزده به در
  1. رابین هود، هنری گیلبرت، ترجمه احمد کسایی پور، انتشارات هرمس، ص ۲

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

کارگاه پیشرفته وسعت دایره واژگان (۱۰)

همان طور که می‌دانید زبان فارسی زبانی ترکیب‌ساز است؛ به عبارتی، با چسباندن پیشوند، میانوند …

یک نظر

  1. بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون
    متشکرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *