خانه / کارگاه وسعت دایره واژگان / کارگاه وسعت دایره واژگان (۱)

کارگاه وسعت دایره واژگان (۱)

یکی از نیازهای ضروری ما در تحصیل، شغل، ارتباطات بین فردی و مکالمات روزمره، بهره مندی از تعداد واژه های بالاست. بر همین اساس، برای وسعت دایره واژگان، غالبا پیشنهاد می شود:

  • زیاد کتاب بخوانید.
  • کلمات جدید را در دفترچه ای یادداشت کنید.
  • معنی کلمات را در لغت نامه بجویید و با آنها جمله بسازید.
  • در مکالمات روزمره و در یادداشت های روزانه خود، بنا بر موقعیت، از این واژه ها استفاده کنید.

من روش فوق را می پسندم، و آن را کارآمد ارزیابی می کنم. زیرا از اجرای آن نتیجه مثبت گرفته ام. اما معتقدم فرایند افزایش دامنه واژگان، فقط به افزایش تعداد واژه ها محدود نمی شود؛ از آن مهم تر، سرعت انتقال در فراخوانی واژه ها و خلاقیت در به کارگیری و ترکیب آنهاست که از ما گوینده ای صاحب سخن و نویسنده ای واژه شناس تربیت می کند.

واضح است که خلاقیت در به کارگیری واژه ها، در گرو آشنایی با الگوهای واژه سازی است که این خود بحثی جدا می طلبد؛ اما سرعت انتقال واژه ها از ذهن به زبان یا از ذهن به قلم، آسان‌یاب‌تر به نظر می رسد. از آنجا که نوع بشر به تن پروری و راحت طلبی تمایلِ ذاتی دارد، معتقدم فرایند غنی سازی خزانه ذهن، بهتر است از اینجا آغاز شود.

همه ما واژه هایی پرشمار را می شناسیم اما از آنجا که اینها در محدوده واژه های فعال مان قرار ندارد، معمولا مثل عتیقه و وسائل کم کاربرد، آنها را به دورترین منطقه ذهن مان تبعید می کنیم. با این توضیح، در ابتدا کافی است، به جای ورود واژه های جدید، همین واژه های تبعیدی را فرابخوانیم تا از نو به مرکز ذهن بازگردند.

اما حل مسئله به همین سادگی هم نیست. این واژه ها مدت زمانی دراز را بی گناه در غربت سپری کرده اند. اکنون به قدری آزرده دل هستند که به این سادگی با ما آشتی نمی کنند. یکی از بهترین واسطه ها برای پادرمیانی، توسل به فرایند جمله سازی است. با این کار، اهمیت و جایگاه این واژه ها را به آنها گوشزد می کنیم. لذا بازگشت به آغوش واژه های پرمصرف، برای شان معنی دار و خوشایند می شود.

برای تحقق همین هدف، تصمیم گرفتم علی الحساب، تا ده جلسه، هر مرتبه جمله یا جمله هایی را بنویسم. سپس آنها را به ده شکل متفاوت، نقل به مضمون، بازنویسی کنم. کافی است که فقط یک مرتبه این کار را انجام دهید. به سرعت متوجه خواهید شد که در ابتدا، چه قدر دست تان برای ساخت جمله های بعدی، خالی از واژه است. در این حالت، شما خواه ناخواه نیاز به واژه دارید. این لحظه دقیقا همان لحظه ای است که فریاد «هل من واژه‌ای ینصرنی» در ذهن مان طنین انداز می شود.

برای اجرای مفید این تمرین باید خاطرنشان کنم:

  • اگر جمله ای به ذهن تان نرسید همان جمله های قبلی را تکرار کنید.
  • تا حدممکن در لحظه‌ی بازنوشتن جمله ها، به لغت نامه و یا نوشته دیگری مراجعه نکنید.
  • پس از انجام تمرین، آن را کنار بگذارید. اجازه دهید لااقل یک روز بگذرد. سپس به ده جمله بازگردید و کلمه های تازه وارد را در میان آنها شناسایی کنید.

از مزایای اجرای این تمرین، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • به طور ملموس و عینی متوجه کم وزن بودن ترازوی واژگان خود می شویم.
  • با در نظر داشتن یک معنی مشخص، فقط و فقط به دنبال واژه های متعدد و الگوهای جدید جمله سازی برای ارائه همین معنی می گردیم.
  • با آزمایش شیوه های متعدد ساخت جمله، فرایند غنی سازی واژگانی را در قالب تمرین نوشتن تجربه می کنیم.

جلسه اول

اگر موضوع بزرگی بین دو نفر وجود داشته باشد و درباره‌اش حرف نزنند، درباره هیچ موضوع مهم دیگری هم نمی‌توانند صحبت کنند. (اروین یالوم، مامان و معنی زندگی، ترجمه سیپده حبیب، ص ۱۴۶، انتشارات کاروان، چ اول ۱۳۸۷)

با این اوصاف، این جمله ها را – نقل به مضمون – به ده شکل متفاوت می‌نویسم:

  1. اگر دو نفر بر سر موضوعی با هم اختلاف داشته باشند و به روی خودشان نیاورند، درباره هیچ موضوع مهم دیگری هم به توافق نمی رسند.
  2. اگر دو نفر برای حل اختلافات میان خود، روی خوش نشان ندهند، درباره موضوعات مهم دیگر نیز راه به جایی نمی برند.
  3. سکوت در برابر اختلافات بین فردی، کار را به جایی می رساند که گفتگو درباره دیگر موضوعات مهم بین دو نفر را ناممکن می کند.
  4. چطور می توان انتظار داشت که درباره موضوعات مهم به توافق برسیم حال آنکه از گفتگوی صریح درباره مسائل پیش پاافتاده نیز عاجز هستیم؟
  5. خوب است اگر حرف نگفته ای داریم، به طور مستقیم با فرد مد نظر در میان بگذاریم؛ زیرا سرپوش نهادن روی حرف های ناگفته، احتمال گفتگو درباره دیگر مسائل را نیز به حداقل می رساند.
  6. اگر دو نفر حاضر یا قادر به طرح درخواست های خود نباشند، توافق با هم دیگر بر سر سایر موضوعات مهم را فقط در خواب تجربه می کنند.
  7. ناگفته های ما رفته رفته منجر به توافق ناپذیری با دیگران می شود.
  8. اگر دو نفر برای رفع تردیدها و بدگمانی ها پا پیش نگذارند، دست شان از اتفاق نظر در خصوص دیگر موارد نیز کوتاه خواهد ماند.
  9. وقتی به حل و فصل اختلافات کوچک پشت می کنیم، نطفه سوء برداشت ها در پس پرده سرپوش و رودربایستی رشد می کند؛ طوری که در نهایت به اژدهایی تبدیل می شود که فرصت های هم اندیشی و دیگرپذیری را می بلعد.
  10. گریز از گفتگو و طفره رفتن از حل و فصل مسائل، به عدم تفاهم و شکست در درک متقابل منجر می شود.

حالا جمله یازدهم را شما بنویسید.

اینستاگرام آموزشی نوقلم

کانال نوقلم؛ مخصوص نشر و نقد نوشته‌های شما

اگر نوقلم هستید، نوشتن را از اینجا شروع کنید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

کارگاه وسعت دایره واژگان (۱۰)

دهمین و آخرین جلسه از کارگاه وسعت دایره واژگان را پیش رو داریم. جلسات قبل …

۱۱ نظر

  1. در صورتی که دو نفر درونیات خود را مطرح نکنند، هیچ وقت حرفشان به روی زبان نمی‌آید، پس از درک هم عاجز می شوند.

  2. وقتی دو نفر پریشان حالی‌شان را بازگو نمی‌کنند، هیچ گاه حرف دلشان به زبان نمی آید، و از درک هم باز می مانند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *