خانه / کارگاه وسعت دایره واژگان / کارگاه وسعت دایره واژگان (۷)

کارگاه وسعت دایره واژگان (۷)

هفتمین جلسه از کارگاه وسعت دایره واژگان را پیش رو داریم. جلسات قبل را در زیر مشاهده کنید:

برای اجرای مفید این تمرین باید خاطرنشان کنم:

  • اگر جمله ای به ذهن تان نرسید همان جمله های قبلی را تکرار کنید.
  • تا حدممکن در لحظه‌ی بازنوشتن جمله ها، به لغت نامه و یا نوشته دیگری مراجعه نکنید.
  • پس از انجام تمرین، آن را کنار بگذارید. اجازه دهید لااقل یک روز بگذرد. سپس به ده جمله بازگردید و کلمه های تازه وارد را در میان آنها شناسایی کنید.

از مزایای اجرای این تمرین، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • به طور ملموس و عینی متوجه کم وزن بودن ترازوی واژگان خود می شویم.
  • با در نظر داشتن یک معنی مشخص، فقط و فقط به دنبال واژه های متعدد و الگوهای جدید جمله سازی برای ارائه همین معنی می گردیم.
  • با آزمایش شیوه های متعدد ساخت جمله، فرایند غنی سازی واژگانی را در قالب تمرین نوشتن تجربه می کنیم.

جلسه هفتم:

اگر مرد، ناپاک باشد، و خبث طینت داشته باشد، و کج‌روی کند، و نارو بزند و آن‌گونه که باید و شاید توانایی مدیریّت نداشته باشد، و فاقد قدرت تصمیم‌گیری باشد، و به راحتی تسلیم هوا و هوس خود شود، به او زن و یا «ناجوانمرد – نامرد» می‌گویند. (زن آرمانی زن فتّانه، صص ۷۴ و ۷۵، آذین حسین‌زاده، نشر قطره، چ دوم ۱۳۸۶)

  1. برخی عقیده دارند که اگر کسی ناپاک، بدذات، کج رو، اهل نارو، ناتوان در مدیریت، بی بهره از قدرت تصمیم گیری و تسلیم هوا و هوس خود باشد، زن نامیده می شود؛ حتی اگر مرد باشد.
  2. به اعتقاد برخی، مرد اگر پلید، بدسرشت، کج رو، اهل دوز و کلک، بی عرضه، مردد و زمین خورده هوا و هوس خود باشد، تازه هم‌طراز با زن می‌شود.
  3. چگونه می توان زن و مرد را از هم متمایز کرد؟ برخی به این پرسش چنین پاسخ می‌دهند: مردان، پاک، نیکونهاد، راست کردار، پاکباز، مدیر، تدبیرگر و مسلط به نفس هستند. آن کس که از این صفات بی بهره باشد، همانا زن است؛ حتی اگر مرد باشد.
  4. باور بعضی بر این اصل استوار است که مردانگی مترادف است با پاکی، پاکیزه سرشتی، درستکاری، یکرنگی، قدرت اداره امور، قاطعیت و اراده. اگر کسی از داشتن این خصلت ها بی نصیب باشد، بی گمان زن است.
  5. هنوز هم در برخی از جوامع، بنا به باور عده ای، زن اصالتاً به صفات ناپسندیده متهم می شود. بر اساسِ این قضاوتِ نامنصفانه، او به طور پیش فرض، ناپاکدامن، شیطان صفت، بدقلق، ترفندباز، بی جُربُزه، کارنابلد و بنده هوای نفس خویش است. حال آن که چنین اتهاماتی، به مردان نسبت داده نمی شود. در صورت مشاهده این موارد نیز، مقام مردانگی از مرد باز پس گرفته و هم ردیف زن می شود.
  6. در آداب و آیین دسته ای از مردم، نشانه های نامرد اینهاست: نجس، ناجنس، نااهل، دو دوزه باز، ناتوانمند، ندانم به کار و دمدمی مزاج. در مقابل این صفات، زنان برای دست یافتن به صفات مثبت، چاره ای ندارند مگر آن که به زنانگی خود پشت پا بزنند و در صف مردان درآیند.
  7. افرادی بر این عقیده هستند که اگر انسان ناپاک، بدسرشت، کج رفتار، حیله گر، بی دست و پا، باری به هر جهت، و ناشکیبا باشد، دیگر انسان نیست؛ زن است. به عبارتی، آدمی پس از سقوط از مقام انسانیت، هم مرتبه با زن می شود.
  8. برخی از مردان نسبت به زنان فخر می فروشند که پاک، نیکوسرشت، راست کردار، صادق، مدیر، مدبر و با اراده اند. در عوض، زنان را بی نصیب از این خصوصیت ها می دانند؛ غافل از آن که هر مردی را بی‌تردید زنی زاییده است؛ زنی که به گفته این مردان، چنان صفاتی دارد!
  9. باید به زنانگی آن زن مشکوک بود که پاک، خوش ذات، درستکار، راستگو، توانمند، چاره جو و صاحب عزم است. زیرا بر اساس باور برخی، این صفات در کسی یافت نمی شود؛ مگر این که وی مرد باشد.
  10. زنی که دور از آلودگی ها، نیک سرشت، یک رنگ، بی کلک، توانمند، کارساز و سرسخت باشد؛ یقیناً مردی است که بنا بر مصلحت روزگار، جامه زنان به تن دارد.

اى مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را [در انواع] تیره‌‏ها و قبیله‏‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامى‌‏ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست… (حجرات، آیه‌ی ۱۳)

حالا شما جلمه یازدهم را بنویسید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

داستان‌نویسی مقدماتی (۱۰)

در مقاله قبل، دو گونه داستانی مذهبی و خانوادگی را به اختصار معرفی کردم. در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *