خانه / کارگاه وسعت دایره واژگان / کارگاه وسعت دایره واژگان (۹)

کارگاه وسعت دایره واژگان (۹)

نهمین جلسه از کارگاه وسعت دایره واژگان را پیش رو داریم. جلسات قبل را در زیر مشاهده کنید:

برای اجرای مفید این تمرین باید خاطرنشان کنم:

  • اگر جمله ای به ذهن تان نرسید همان جمله های قبلی را تکرار کنید.
  • تا حدممکن در لحظه‌ی بازنوشتن جمله ها، به لغت نامه و یا نوشته دیگری مراجعه نکنید.
  • پس از انجام تمرین، آن را کنار بگذارید. اجازه دهید لااقل یک روز بگذرد. سپس به ده جمله بازگردید و کلمه های تازه وارد را در میان آنها شناسایی کنید.

از مزایای اجرای این تمرین، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • به طور ملموس و عینی متوجه کم وزن بودن ترازوی واژگان خود می شویم.
  • با در نظر داشتن یک معنی مشخص، فقط و فقط به دنبال واژه های متعدد و الگوهای جدید جمله سازی برای ارائه همین معنی می گردیم.
  • با آزمایش شیوه های متعدد ساخت جمله، فرایند غنی سازی واژگانی را در قالب تمرین نوشتن تجربه می کنیم.

جلسه نهم:

بسیاری از آدمها را دیده‌ام که می‌کوشند عقاید خود، باورهای خود، نظرات خود، منش و روش خود را به رفیق و همراه و همسفر خود تحمیل کنند، و زمانی که به تمامی از عهده‌ی این کار بزرگ برآمدند، از این همسفر بیزار می‌شوند؛ چرا که سایه‌ی کمرنگ و بی خاصیّت خود را در همسفر خود می‌بینند؛ نوکری فروتن را، برده‌یی مطیع را، بدبختی توسری خورده را… (ابوالمشاغل، صص ۲۳ و ۲۴، نادر ابراهیمی، انتشارات روزبهان، چاپ هفتم، زمستان ۱۳۹۲)

  1. بسیاری از افراد اصرار دارند که عقاید، باورها، نظرات، منش و روش خود را به دیگران دیکته کنند؛ اما زمانی که به هدف خود دست می یابند، از پیروان خود منزجر می شوند؛ زیرا آنها را آیینه تمام نمای خود می بینند که بی کم و کاست رفتارشان را تقلید می کنند.
  2. بسیاری از انسان ها کمر همت می بندند تا عقاید، باورها و به طور کل منش و روش خود را به زور به خورد دیگران بدهند؛ اما به محض انجام چنین کاری، از مقلّدان خود رویگردان می شوند؛ زیرا آنها را نسخه ای بی خاصیت و دست دوم از خود می دانند.
  3. شماری از افراد به طرزی دیوانه وار تقلّا می کنند که منش و روش خود را به سایرین حُقنه کنند؛ اما تا به مقصود خود دست می یابند، به آنها پشت می کنند؛ زیرا دیدن نسخه بدل خود و پذیرفتن آن را تاب نمی آورند.
  4. کم نیستند کسانی که برای تایید و تصدیق آراء و اعمال خود، ترجیح می دهند تا در عوض بهبود رفتار فردی شان، دیگران را نیز به ذهنیات خود آلوده کنند. اما همین که در این امر موفق می شوند، از هم قطاران خود کناره می گیرند؛ زیرا با تکثیر عقاید و فراگیری آن، دیگر احساس خاص بودن ندارند.
  5. دنباله روی بی حساب و کتاب از پسند دیگران، نتیجه ای در پی ندارد؛ به جز آن که از سوی همان افراد طرد شویم؛ چون آنها دیگر احساس تمایز و یکه تازی نمی کنند. بنابراین ما را رقیب خود می بینند.
  6. پذیرفتن بی چون و چرای آرای دیگران، در نهایت به جداافتادگی و انزوا ختم می شود. زیرا بازتاب دادن ذهنیات دیگران، احساس منحصر به فرد بودن را از آنها دریغ می کند. پیرو همین، رهاورد تقلیدگری کورکورانه، طرد و تنهایی است.
  7. تحمیل عقاید خود به دیگران، چه فایده ای دارد؛ علی الخصوص، وقتی که در این راه به خودی و غیرخودی رحم نکنیم؟ هیچ. کدام یک از ما می تواند نسخه بدل خود را بپذیرد؟
  8. اگر از عقاید کسی الگوبرداری کردی اما پس از چندی او را نسبت به خود سرسنگین و بی اعتنا دیدی، تعجب نکن. او نسبت به دیدن نسخه قلّابی خود اشتیاق ندارد.
  9. چرا باید منابع خود را صرف تحمیل آراء و عقایدمان به دیگران بکنیم؟ مگر این کار، سرانجامی غیر از تاراندان و فراری کردن آنها در پی دارد؟
  10. اگر می خواهی دیگران تو را عاقبت از خود برانند، به هر طریق ممکن، زور بزن تا بی چک و چانه، موجودیت خود را فرو بریزی و مطابق الگوی تحمیلی آنها، از نو خود را بنا کنی.

حالا شما جمله یازدهم را بنویسید.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

داستان‌نویسی مقدماتی (۱۰)

در مقاله قبل، دو گونه داستانی مذهبی و خانوادگی را به اختصار معرفی کردم. در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *