خانه / مقالات / یک نویسنده به چه مهارتهایی نیاز دارد؟ (۲)

یک نویسنده به چه مهارتهایی نیاز دارد؟ (۲)

در مقاله قبل، گفتیم که یک نویسنده می بایست برای ارائه احساس، اندیشه و منظور خود مهارت هایی را بیاموزد یا آنها را در خود تقویت کند. این مهارتها قابل آموختن است. تنها کافی است که ضمن علاقه مندی، برای فراگیری آنها وقت و انرژی بگذارید. بدانید که با تمرین و تکرار اصولی، می توانید پیشرفت کنید، مشروط به این که علاوه بر تلاش مستمر، از مقایسه خود با دیگران دست بردارید.

همچنین به طور مفصل، به اهمیت اندیشیدن، توصیف و تصویرگری، ابراز احساسات و مهارت جمله سازی اشاره کردیم. در ادامه به سایر مهارتهای ضروری می پردازیم.

 

شناخت رگ خواب مخاطب

فرض کنید شما یک پزشک متخصص هستید که قرار است یک آمپول را به بیمار تزریق کنید. بی شک این آمپول را با چشمان بسته بر جایی نامشخص از بدن بیمار فرود نخواهید آورد؛ مگر این که متخصص نباشید. شما محتوای آمپول را در یک مدت زمان خاص با قاعده ای خاص به یکی از رگ های بیمار تزریق می کنید. تنها در این صورت می توانید امیدوار باشید که تجویز و درمان شما برای بیمار موثر باشد.

برای جلب توجه مخاطب و تاثیرگذاری بر او نیز لازم است که ابتدا متخصص باشید؛ یعنی در خصوص آنچه نوشته اید، یک مرجع و منبع محسوب شوید. آنگاه محتوای نوشته خود را از طریق واژه ها و عبارات به شکلی خاص به ذهن و دل مخاطب تزریق کنید. مخاطب اگر شما را به عنوان خبره و متخصص معتمد نشناسد، یا از ابتدا زیر دست شما نمی نشیند، یا در میانه عملیات تزریق از جا بلند می شود. شما لازم است که متخصص بشوید. هیچ کس از ابتدا متخصص به دنیا نمی آید. متخصص شدن به تلاش اصولی در طی زمان نیاز دارد. هر چه متخصص تر بشوید مخاطبین تان به شما بیشتر اعتماد می کنند.

با این توضیح باید گفت برای شناخت رگ خواب مخاطب، لازم است به چند نکته توجه کنید. شما همواره می بایست کنجکاوی یا علاقه مخاطب را هدف قرار دهید. برای تحریک کنجکاوی مخاطب می توانید «چرایی؟ چگونگی؟ چیستی؟ و …» موضوع نوشته خود را انتخاب کنید. شما می بایست مانند یک نقاش ذره ذره و لحظه لحظه از محتوای متن خود پرده بردارید تا مخاطب هر لحظه بیشتر مشتاق پیگیری متن شما شود. گویی شما برای توجه مخاطب دام گسترده اید؛ التبه مخاطب نبایست متوجه این دام گذاری شود.

برای جلب علاقه مندی مخاطب نیز می بایست بتوانید شخصیت یا عنصر برجسته متن خود را در نزد مخاطب دوست داشتنی نمایش دهید. مخاطب می بایست به ادامه مطالعه متن راغب باشد. اگر مسئله متن شما مسئله او نباشد یا نشود، احتمال دارد از ادامه مطالعه منصرف شود. با توجه به این دو نکته، حتی اگر متن شما طولانی باشد (= محتوای آمپول زیاد باشد) با فرود آوردن آن بر رگ توجه مخاطب، می توانید ساعت ها او را نزد خود سرگرم نگه دارید.

 

تقسیم و توزیع اطلاعات

فرض کنید یک مشت گندم دارید. قرار است با ریختن آنها، کبوتران لب دیوار را به سوی خود بکشانید. آیا معقول است که همه یک مشت گندم را به یکباره و بی محابا به زمین بریزید؟

شما به عنوان نویسنده از طریق واژها و عبارات، محتوای خود را به مخاطب عرضه می کنید. درست آن است که این اطلاعات را گام به گام نمایش دهید. متن شما می بایست هر بند، نسبت به بند قبلی تصویری کامل تر از مسئله و موضوع را نمایان سازد. با این توضیح، پس از پایان نگارش نسخه اول متن، بعد از بازخوانی، از خود بپرسید آیا شیوه پرده برداری ام از محتوای متن، به گونه ای هست که مخاطب بخواهد مرحله بعدی مراسم رونمایی را اجرا کنم؟ یا این که لطف و گیرایی موضوع را با نحوه نادرست توزیع اطلاعات ضایع کرده ام؟

اگر مخاطب، پایان متن شما، یعنی قسمت نتیجه گیری و جمع بندی را حدس بزند، و در انتها حدسش با واقعیت تطابق داشته باشد، آنگاه شما در جلب توجه او شکست خورده اید. بدانید که مخاطب می بایست بهانه ای برای ادامه مطالعه متن شما داشته باشد. این مهارتی است که با تمرین فراوان حاصل می شود.

 

قصه گویی

یکی از ترفندهای جلب توجه مخاطب قصه گویی است. برای متبحر شدن در این مهارت، می بایست پیش از هر چیز، به قصه و قصه گویی علاقه مند باشید. در قدم بعد، به شرط برخورداری از استعداد نسبی و ابتدایی، می‌توانید این مهارت را در خود تقویت کنید. قصه در رگ و جان بشر ریشه دوانده است. نیاکان ما پای آتش می‌نشستند و به صحبت های گوینده قصه گوش فرا می دادند و از شرح ماجراهای صاحب قصه به وجد می آمدند.

شرط اول برای پرورش این مهارت، مطالعه است. پیشنهاد می کنم افسانه های برادران گریم، و حکایت های هزار و یک شب را مطالعه کنید. در قدم بعد می بایست سعی کنید قصه هایی بنویسید، شبیه آنچه خوانده اید. در ابتدا نگران درستی یا نادرستی، جذابیت یا عدم جذابیت آن نباشید. اگر نمی توانید قصه بنویسید، از روی قصه های مورد علاقه خود رونویسی یا سعی کنید خلاصه آنها را از زبان و با کلمات خود یادداشت کنید. سعی کنید در قصه تغییر ایجاد کنید؛ به عبارتی تا می توانید با قصه کلنجار بروید؛ آنگاه پس از گذشت چند مدت، آرام آرام معیار قصه گویی دست تان می آید.

 

موقعیت پردازی و فضاسازی

این مهارت رابطه ای تنگاتنگ با توصیف و تصویرگری دارد؛ به عبارتی برای موقعیت پردازی و فضاسازی می‌بایست به توصیف و تصویرگری متوسل شوید.

شاید با خود فکر کنید که من می خواهم یک متن علمی و تحقیقی بنویسم؛ اصلا این رهنمودها به کار من نمی‎آید. چرا باید به چنین چیزهایی توجه کنم؟

در جواب باید گفت فرض کنید که اصلا صد در صد حق با شماست. اصلا شما هیچ کدام از این تمرینات را مستقیم در متن خود استفاده نمی کنید. اما توجه داشته باشید وقتی از سایر ابعاد وجودی و قسمت های تعطیل شده یا کمتر استفاده شده ظرفیت مغز خود استفاده می کنید، حداقل کارکرد و ثمره آن «پرورش بیان خلاق» خواهد بود.

پیرو همین، برای خلق و پرداخت موقعیت می بایست ابتدا کلیت موقعیت را در نظر بگیرید. از خود بپرسید مسئله چیست؟ دو طرف مسئله چه کسانی هستند؟ یعنی صاحب موقعیت کیست؟ مدعی و مخالف او کیست؟ اصلا جدال بر سر چیست؟ زمان و مکان موقعیت چه خصوصیاتی دارد؟ و …

آنگاه برای فضاسازی از حواس پنجگانه کمک بگیرید؛ به عبارتی با برجسته کردن عناصر گرافیکی، صوتی، بویایی و … به متن خود حس و حال بدهید. توجه به حواس پنج گانه به شما کمک می کند جزئیات موقعیت را در ذهن خواننده متن، مجسم کنید. بدین طریق با ساخت یک تصویر زنده در ذهن او، توجه او را شکار کرده اید. به یاد دارید که گفتیم: «ارزش یک تصویر به اندازه هزار کلمه است.

در پایان به عنوان تمرین می توانید یکی از موقعیت های زیر را به انتخاب خود، بر اساس رهنمودهای فوق گسترش دهید:

  1. مادری که فرزند خود را در شلوغی خیابان گم کرده است.
  2. پدری که با گذشتن از نیمه شب، هنوز دخترش به خانه برنگشته است.
  3. پلیسی که سارق از چنگش گریخته است.
  4. دانش آموزی که تکالیفش را ننوشته است.
  5. نویسنده ای که موضوع و مطلبی برای نوشتن نیافته است.

درباره‌ی admin

همچنین ببینید

اگر نوشتن این قدر شگفت انگیز است، پس چه چیزی جلوی مرا می گیرد؟

برای نویسنده نوقلم، چیزی واجب تر از غلبه بر ترس از نوشتن نیست. قصد دارم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *