خانه / داستان‌نویسی مقدماتی / داستان‌نویسی مقدماتی (۱۱)

داستان‌نویسی مقدماتی (۱۱)

در مقاله قبل، گونه داستانی عاشقانه را به اختصار معرفی کردم. در مقاله پیش رو، گونه داستانی ماجرایی (اکشن) را تشریح خواهم کرد.

ماجرایی (اکشن)

ژانر ماجرایی از سلسله رویدادهایی ساخته شده است که غالبا نمود بیرونی دارد. این ژانر قابلیت بسیار بالایی دارد تا با ژانر علمی – تخیلی، خیال انگیز و وحشت پیوند برقرار کند. اکثر داستان های ژول ورن مثل ناخدای ۱۵ ساله و دور دنیا در ۸۰ روز، در این گونه داستانی جا می گیرد. رابین هود نوشته هنری گیلبرت، رابینسون کروزوئه نوشته دانیل دوفو و جزیره گنج نوشته رابرت لویی استیونسون از دیگر نمونه های کلاسیک مطرح در این گونه است.

در گونه ماجرایی هر چه طرح داستان پر پیچ و خم تر باشد، ماجرا در آن برجسته تر می شود. از دیگر مشخصه های این گونه داستانی، جستجوگری، زد و خورد، تعقیب گریز و فراز و فرودهای متوالی است. مثلا یک سفر دریایی برای کشف گنجینه مدفون در دل دریا داستانی در این گونه است که می توان آن را بسیار گسترش داد. مبارزه با کشتی دزدان دریایی، اسیر شدن به دست قبایل بومی آدمخوار، رویارویی با کوسه در آب و… نمونه هایی از موقعیت ها و وضعیت هایی است که به پر پیچ و خم شدن داستان کمک می کند.

از دیگر نمونه های این گونه می توان به سپید دندان نوشته جک لندن اشاره کرد. داستان مصور کوتلاس نوشته کالپورنیو، زورو نوشته جانستون مک کالی، مجموعه داستان های تارزان نوشته ادگار رایس باروز، و ماجراهای بلیک و مورتیمر نوشته ادگار فلیکس پیر ژاکوبز نیز در این گونه دسته بندی می شود.

با گذشت زمان، و با ظهور رسانه های جدیدی مثل تلویزیون، سینما، بازی های رایانه ای و…، ژانر ماجرایی، غیر از حادثه پردازی، نکته چشم گیر دیگری برای جذب توجه مخاطب در چنته ندارد. باید توضیح داد که پر پیچ و خم بودن با پیچیدگی تفاوت دارد. پر پیچ و خم بودن یعنی داستان به شکل خط و تختی روایت می شود و این فراز و فرودها و تغییر سریع موقعیت هاست که جذابیت ایجاد می کند؛ اما پیچدگی به این معناست که داستان علاوه بر حرکت طولی، حرکت عرضی و حرکت عمقی دارد. هر چه در حرکت عرضی و عمقی بیشتر توقف کنیم، از حرکت طولی و در نتیجه از ماجراپردازی صرف، دور می شویم.

نسبت به گذشته، افراد از مطالعه یا تماشای داستان ها و فیلم های ماجراپرداز، استقبال نمی کنند؛ دیگر اشباع شده اند. یکی از راه های از بین بردن این بی حوصلگی، اضافه کردن حرکت عرضی و حرکت عمقی به داستان است. حرکت عرضی باعث می شود «کشمکش های فردی و فرافردی»، میان شخصیت های داستان پررنگ و زوایای پنهان شخصیت هر یک نمایان شود. حرکت عمقی نیز کمک می کند تا شخصیت پس از پشت سر گذاشتن تجربه های متعدد، به شناخت عمیق تری از خود برسد. نمونه چنین رویکرد، قسمت عمده داستان های اسطوره ای است. فیلمنامه «عیّارنامه» از بهرام بیضایی نیز، در همین شمار قرار می گیرد. این فیلمنامه یادآور فیلم سینمایی «هفت سامورایی» است. اینها همه به معنی تلاش برای جمع کردن سرگرمی و نیاز مخاطب است که البته به طور جدی نیازمند تکرار و تمرین، و کسب مهارت در طی زمان خواهد بود.

درباره‌ی سعید تارم

همچنین ببینید

کارگاه پیشرفته وسعت دایره واژگان (۱۰)

همان طور که می‌دانید زبان فارسی زبانی ترکیب‌ساز است؛ به عبارتی، با چسباندن پیشوند، میانوند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *