خانه / admin

admin

کارگاه وسعت دایره واژگان (۱)

یکی از نیازهای ضروری ما در تحصیل، شغل، ارتباطات بین فردی و مکالمات روزمره، بهره مندی از تعداد واژه های بالاست. بر همین اساس، برای وسعت دایره واژگان، غالبا پیشنهاد می شود: زیاد کتاب بخوانید. کلمات جدید را در دفترچه ای یادداشت کنید. معنی کلمات را در لغت نامه بجویید …

بیشتر بخوانید »

معنایِ مرگ یا مرگِ معنا؟

این روزها کتاب «مامان و معنی زندگی» را می خوانم. صراحت و صداقت نویسنده کتاب، اروین یالوم، مثال زدنی است. به نظرم موفقیت و تمایز او در میان روان درمانگران مشابه، از همین دو (صداقت و صراحت) سرچشمه می گیرد. در عین حال، یالوم نسبت به سرنوشت مراجعین خود حساس …

بیشتر بخوانید »

دختر پابند غزل‌ها

روی عکس کلیک کنید: پ.ن: گیسو بتکان دختر زیبای غــــــــــــزل‌ها آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟ (حمید چشم‌آور)   توضیح: تصویر زیبای این پست، قسمتی از تابلوی هنرمند خلّاق، ایمان ملکی است. برای دیدن تصویر کامل اینجا کلیک کنید.

بیشتر بخوانید »

مسئولیّت از دست رفته

یادم می آید که چندماه پیش چنین جمله ای را روی کاغذ نوشتم: «گزینه دوم بسیاری از ما برای زیستن، غیر از بدبختی، نه خوشبختی که نیستی است.» قسمت کمیک ماجرا آنجاست که به چشم خود بارها دیده ام که گاهی خوشبختی، با پای خود به برخی از افراد نزدیک …

بیشتر بخوانید »

همه می‌دانند…

یادم می آید تازه کنکور داده بودم. به خاطر استرس های ایام کنکور حال چندان خوشی نداشتم. دکتر به من گفت سعی کن بیشتر کارهایی انجام بدهی که به آن علاقه داری. یادم هست وقتی از دکتر برگشتیم از یک کتاب فروشی دوره دو جلدی «درس حافظ» از دکتر محمد …

بیشتر بخوانید »

«از یاد رفته» یا «بر باد رفته» مسئله این است

سال سوم راهنمایی در کنار درس، به فعالیت های پرورشی می پرداختم. اغراق نباشد، شاید نیمی از ساعات مدرسه را به جای آنکه سر کلاس باشم، به سرود و نمایش و فوتبال و جلسات شورای دانش آموزی اختصاص داده بودم. من با صد و یک رای نفر سوم شورای دانش …

بیشتر بخوانید »

سنگ‌باد؛ روایتی شتاب زده، از حکایت‌گری یک زن با معرفت

یادم می آید که پسربچه ای هفت ساله بودم. این اولین بار بود که به مشهد مسافرت می کردم. با اتوبوس رفتیم. هنوز برادر کوچکترم به دنیا نیامده بود. پدربزرگ و مادربزرگم هم با ما همراه بودند. آنها هر ساله با هیئت به مشهد می آمدند. یادم می آید وقتی …

بیشتر بخوانید »

زیر گنبد مثل (۳)

ضرب المثل های شقّه شده: با یک دست نمی توان چند هندوانه بلند کرد. به خاطر یک بی نماز، در مسجد را نمی بندند. ضرب المثل نو رسیده: با یک دست در مسجد را نمی بندند. روایت هذیانی و مالیخولیایی ام از این مثل بی اصل و نسب: چشم باز …

بیشتر بخوانید »