خانه / admin (پەڕە 2)

admin

عسل مثل توتوله (۴)

چهارمین مجموعه ضرب المثل های دو گانه سازم را مهمان چشمان شما می کنم: اول برادریت را ثابت کن بعد منار را بدزد. دهان باز هیچ وقت پشت ابر نمی ماند. دندان اسب پیشکشی را با پا پیش می کشد. شیر که پیر شد دنبال افسارش می گردد. جاده دزد …

بیشتر بخوانید »

عسل مثل توتوله (۳)

سومین مجموعه ضرب المثل های دو تابعیتی ام: مرغ همسایه را آخر پاییز می شمارند. ماهی را هر وقت از آب بگیری غاز است. چراغی که به خانه رواست همیشه ته چاه است. چاقو دسته خود را دار می زند. سگ زرد از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. فضول …

بیشتر بخوانید »

عسل مثل توتوله (۲)

این هم مجموعه دوم ضرب المثل های التقاطی و من درآوردی ام: تخم مرغ دزد از کوزه شکسته آب می خورد. بادآورده را در دجله انداز. خود کرده را باد می برد. سیبی را که بالا بیندازی دل صاحبش آب شود. این شتری است که فقط یک بار در خانه …

بیشتر بخوانید »

عسل مثل توتوله (۱)

من به جمع آوری فرهنگ عامیانه بسیار علاقه دارم؛ اگر چه بسیاری از آموخته ها و پیش فرض های آن را نمی پذیرم؛ یا دست کم پذیرفتن آن را در بند «اما» و «اگر» گرو می گذارم. با این همه، صرف نظر از علاقه مندی ام، معتقدم برای شناخت یک …

بیشتر بخوانید »

ساقی سرمست

ساقی سرمست عنوان یک آلبوم موسیقی از استاد محمدعلی کریم خانی به آهنگسازی آریا عظیمی نژاد است؛ همچنین یکی از ترک های این آلبوم، به همین اسم، نام گذاری شده است. این ترک بیچاره ام کرد. از بس که لذت بخش و تاثیرگذار بود، به دلم افتاد که بر اساس …

بیشتر بخوانید »

هجوم کولی‌ها

یادم می آید یک روز مادرم می خواست از خانه بیرون برود. من خیلی کوچک بودم. به من سفارش کرد از خانه خارج نشوم. گفت چند تا زن غربتی در کوچه ها دارند می گردند و در خانه ها را می زنند. یک وقت در را به رویشان باز نکنی. …

بیشتر بخوانید »

سنگرهای متروک

شاید همه چیز از یک مداد قرمز شروع شد. فکر می کنم هنوز مدرسه نمی رفتم که یک روز پدربزرگم دستم را گرفت و مرا به مسجد برد. ما در یک محیط سنتی زندگی می کردیم که بسیاری از ارزش ها نه از سر تحقیق و عقلانیت بلکه از روی …

بیشتر بخوانید »

توبه فرمایان گرگ

عده ای تا تکیه بر کرسی و منبر می کنند تا شروع دور بعدی، خلق را خر می کنند هر زمان که بین مردم آفتابی می شوند عینک دودی زده، خود نیز عر عر می کنند می خورد سُر خرقه تقوای شان از روی دوش لیکن آن را تنگ تر …

بیشتر بخوانید »

اگر نوشتن این قدر شگفت انگیز است، پس چه چیزی جلوی مرا می گیرد؟

برای نویسنده نوقلم، چیزی واجب تر از غلبه بر ترس از نوشتن نیست. قصد دارم از این به بعد، به برخی از مهم ترین موانع نوشتن را معرفی کنم. این بار، از کتاب «اگر می توانید حرف بزنید، پس حتما می توانید بنویسید» این مطلب را انتخاب کرده ام. این …

بیشتر بخوانید »

چگونه نوشته های خود را نقد کنم؟

این متن را از کتاب «خطاهای رایج نویسندگان و راه های اجتناب از آنها» انتخاب کرده ام. این کتاب نوشته جک ام. بیکام، ترجمه فرنوش جزینی و محصول انتشارات امیرکبیر است. با هم قسمتهایی از صفحات ۱۶۱ تا ۱۶۷ این کتاب را مرور می کنیم: «یکی از مشکل ترین اصولی …

بیشتر بخوانید »