خانه / نویسنده شو (رایگان)

نویسنده شو (رایگان)

نویسنده شو

(بر اساس کتاب فانوس نویسنده)

در این کارگاه می‌خواهیم:

با دنیای پهناور و شگفت‌آور نویسندگی آشنا شویم.

 

در پایان این شش جلسه می‌توانیم:

بی‌دردسر بنویسیم.

تا اندازه‌ای قالب نگارشی خاص خود را بیابیم.

با پس زدن موانع، به دنیای حرفه‌ای نوشتن پا بگذاریم.

پیشرفت خود را اندازه گیری و موفقیت‌مان را ارزیابی کنیم.

و در نهایت از نویسندگی به عنوان فرصتی برای درآمدزایی سود ببریم.

 

اگر پیش‌تر در کارگاه ثبت نام کرده‌اید، برای ورود اینجا کلیک کنید. 

در غیر این صورت، برای دریافت رمز ورود، فرم زیر را پر و روی دکمه «دریافت رمز» کلیک کنید.

شما برای استفاده از محتوای این کارگاه آنلاین، هیچ هزینه‌ای پرداخت نخواهید کرد.

 

شاید دوست داشته باشید قبل از ثبت نام در کارگاه، محتوای جلسه اول را ببینید:

 

جلسه اول

تعریف نویسندگی

نویسنده و ویراستار با سابقه، رضا بابایی، معتقد است که هر کس «حرفی برای گفتن داشته باشد و حرفش تکراری نباشد، نویسنده است؛ هر چند بلد نباشد که چگونه بنویسد و از عهده ساختن جمله‌های زیبا و فاخر برنیاید و نتواند لفّاظی کند.»

رضا بابایی، در تعریف فوق، شرط لازم برای نویسندگی را داشتن حرف، آن هم حرف نو دانسته است؛ اما ژول سالزمن، معتقد است: «اگر می‌توانید حرف بزنید پس حتما می‌توانید بنویسید»

من پا را فراتر می‌گذارم و با قاطعیّت و جدّیّت اعلام می‌کنم «شما حتما می‌توانید بنویسید؛ حتی اگر نتوانید حرف بزنید»

اما چرا این قدر بر نظر خود پافشاری می‌کنم؟ زیرا معتقدم نوشتن بیش از آنکه توانستنی باشد، خواستنی است. یعنی به جای این که از خود بپرسید آیا می‌توانم بنویسم، از خود سوال کنید: «آیا می‌خواهم بنویسم؟»

شاید متعجب شده باشید؛ اما این آموزه را از رضا بابایی به یادگار داشته باشید تا تعریف نویسندگی را به خوبی دریابید:

قیصر امین‌پور نیز در مقدمه گزیده اشعار خود نوشته است:

«بهتر است به جای این‌که بگوییم نویسنده کسی است که تا زنده است می نویسد، بگوییم نویسنده کسی است که تا می‌نویسد، زنده است. یعنی زندگی او، نویسندگی او است. یعنی نه کسی که در زندگی، نویسندگی می‌کند؛ بلکه کسی که در نویسندگی زندگی می‌کند؛ اگرچه در تمام عمرش تنها چهل صفحه زندگی کرده باشد، و یا یک داستان کوتاه زیسته باشد، و یا طول زندگی او تنها یک دوبیتی باشد که برای هیچ‌کس هم آن را نخوانده است.»

 

زیرساخت و روساخت نویسندگی

به گفته رضا بابایی، نویسندگی بر چهار پایه استوار است:

یک. ذوق و استعداد 

دو. تجربه

سه. اطلاعات و مطالعات متنوع

چهار. تخصص علمی

 

وی همچنین درست‌نویسی، ساده‌نویسی و زیبانویسی زیرساخت نویسندگی معرفی کرده است. مجموعه دروس درست‌‎نویسی، ساده‌نویسی و زیبانویسی را می‌توانید در صفحه اینستاگرام نوقلم دنبال کنید.

 

چرا بنویسیم؟

پاسخ ساده به این سوال را پیش‌تر اعلام کردم: فرد مشتاق به نوشتن، نمی‌تواند ننویسد. اما اگر هدف از چرایی نوشتن، شناسایی دستاوردهای آن است، باید گفت که با نوشتن:

 

  • می‌توانیم خودمان را عمیق‌تر بشناسیم.
  • می‌توانیم ناگفته‌های خود را اعلام کنیم.
  • می‌توانیم ابراز وجود کنیم و در کانون توجه قرار بگیریم.
  • می‌توانیم به خاطرات خود دسترسی داشته باشیم.
  • می‌توانیم در مواقع ضروری، (مثل نگارش پایان نامه، نامه اداری و…) آسان‌تر دست به قلم بشویم.
  • می‌توانیم از فراموشی جلوگیری کنیم.
  • می‌توانیم قدرت درک و تحلیل بیشتری به دست آوریم.

 

مراحل نویسندگی (۱) و (۲)

  1. کشف علاقه‌مندی به نوشتن

برای نویسنده شدن، ابتدا باید به این فن علاقه مند باشیم یا بشویم. دل بستگی به نوشتن، بی‌تردید نقطه آغاز دارد. شما دل در گرو نوشتن نخواهید داشت؛ مگر این که جایی از کسی چیزی دیده یا شنیده و یا خوانده باشید.

برای برخی این اتفاق در همان دوران کودکی و برای برخی دیرتر رخ می‌دهد. اولین نشانه‌های علاقه مندی همانند جرقه است. اگر این جرقه گُر بگیرد و زبانه بکشد، آنگاه شما مشتاق می‌شوید تا از نویسندگی و نویسندگان بیشتر بدانید. در نتیجه به مطالعه روی می‌آورید.

اگر جایی نوشته یا نویسنده‌ای ببینید، به سادگی از آن چشم نمی‌پوشید. آتشی در جان شما می‌افتد که نمی‌گذارد آرام و قرار بگیرد. برای فرو نشاندن آتش درون خود، باید حتما بنویسید. درست مثل این است که رانندگی کسی را ببینید و مشتاق شوید روزی خود نیز پشت فرمان بنشینید. من نمایشنامه‌ای دارم با عنوان ابلیس و پارسا؛ برگرفته از ماجرای برصیصا؛ این نمایشنامه را با آتش درون نوشته‌ام.

 

  1. ابراز علاقه‌مندی به نوشتن

پس از کشف علاقه مندی، سعی می‌کنید خوانده‌های خود را به نوعی مرور کنید. در این مرحله، لذت ناشی از مطالعات خود را برای کسی بازگو می‌کنید. 

 

 

در ادامه، شاید متوجه شوید ناخواسته قسمتی از نوشته‌های محبوب خود را زمزمه می‌کنید، یا نادانسته، از حفظ آنها را روی کاغذ می‌نویسید. کار به جایی می‌رسد که آگاهانه از روی متن محبوب خود می‌نویسید. اگر چنین نیز نباشد، رونویسی یکی از بهترین و مفیدترین تمرین‌ها برای شروع نوشتن است.

این مرحله درست مثل تاتی کردن نوزاد برای آموختن راه رفتن است. وقتی ترس‌تان از نوشتن ریخت، جرئت می‌کنید متون محبوب خود را به زبان خودتان بازنویسی کنید. من اولین بار، در سوم ابتدایی داستان رستم و سهراب را به زبان خودم روی کاغذ نوشتم. این داستان را در مدرسه از زبان معلمم شنیده بودم.

در قیاس با رانندگی، در این مرحله عکس ماشین‌ها را جمع آوری می‌کنید. پشت ماشین خاموش می‌نشینید و خود را در جاده تصور می‌کنید. سپس در خیال خود بوق می‌زنید و از میان ماشین‌ها رد می‌شوید. کمی بعد بدون اجازه ماشین را روشن می‌کنید و مخفیانه می‌رانید. شاید به در و دیوار بزنید؛ طوری که دیگران شما را سرزنش کنند؛ اما وقتی اشتیاق تان را نسبت به رانندگی می‌بینند، به شما توصیه می‌کنند دندان روی جگر بگذارید. در این حال، لحظه‌ها را می‌شمارید تا به سن قانونی برسید تا بتوانید تصدیق بگیرید و بدون حرف و حدیث، پشت فرمان بنشینید.

 

زیرشاخه‌های نویسندگی (۱) و (۲)

  1. خلق

انواع خلق

الف. خلق خالص

آفریدن چیزی از خود؛ مثل سرودن شعر. البته شاید نتیجه حاصل، نوآوری نداشته، و به نوعی، تکرار مکرّرات باشد. در این صورت، رونویسی به حساب می‌آید. یعنی کلیشه‌ای است؛ به عبارتی، به علت تکرار، در ذهن نهادینه و نهفته است، و با کوچکترین تلاش فراخوانده می‌شود.

 

ب. اقتباس

نوشتن بر اساس منبع دیگر که غالباً با تغییر قالب اثر همراه است. اقتباس غیر از الهام است؛ می‌تواند آزاد و می‌تواند وفادارانه باشد. بسیاری از شاهکارهای سینمایی، اقتباس ادبی از روی رمان‌ها، افسانه‌ها و اسطوره‌ها هستند. برای درک بهتر اقتباس، پیشنهاد می‌کنم دو فیلم سینمایی «داش آکل» (۱۳۵۰ و ۱۳۹۶) را ببینید. هر دو فیلم از روی داستان کوتاهی به همین نام، به قلم«صادق هدایت» ساخته شده اند؛ اما داش آکل (۱۳۹۶) وفاداری کمتری به اصل داستان دارد. در نتیجه بازآفرینی به حساب می‌آید.

 

ج. بازنویسی

بازنویسی با اقتباس تفاوت دارد، و غالبا به ساده سازی محتوا می‌انجامد. اغلب نوشته‌های شادروان مهدی آذریزدی، بازنویسی حکایات  کهن است. اقتباس حد وسط بازآفرینی و بازنویسی است. 

 

د. بازآفرینی

ایجاد دگرگونی اساسی در طرح و سرانجام متن است که معمولا با آشنایی زدایی همراه می‌شود. چنانکه گفته شد، فیلم سینمایی داش آکل (۱۳۹۶) اقتباس بازآفرینی شده‌ای از داستان کوتاهی به همین نام است. نمایشنامه «آرش» به قلم بهرام بیضایی، نمونه دیگری از بازآفرینی اسطوره آرش است.

 

 

  1. تألیف

تفاوت نویسنده با مولف

در زبان عربی، واژه مصنّف معادل نویسنده، و واژه مولّف معادل گردآورنده است. بر همین اساس می‌توان گفت که نویسنده سازنده است، اما مولّف تدوین گر. نویسنده طراح و آفریننده است؛ اما مولّف طراح و گردآورنده. نویسنده آفرینش گر است؛ ولی مولّف آرایشگر. در یک کلام، تفاوت اصلی نویسنده با مولّف، در نوع مداخله در متن و میزان دخل و تصرف در آن است.

نویسنده در مقایسه با مولّف، ابتکار عمل و قدرت مانُور بیشتری دارد. برای مثال، کسی که صِرفاً ضرب المثل‌های فارسی را در کتابی، جمع آوری می‌کند مولّف است. در این حال وی می‌تواند، ترتیب ضرب المثل‌ها، و به طور کل، شیوه ارائه آنها را مدیریت کند؛ نه محتوای ضرب المثل‌ها را. (در این صورت باید مصحح باشد.)

 

موانع درونی نوشتن

ریشه این موانع، بیش از هر کس و پیش از هر چیز، در خود ما و مقابله با آن نیز در اختیار خود ماست. (مثل اهمال کاری و تنبلی در نوشتن)

 

کمال‌طلبی

کمال طلبی گردن‌کُلُفت‌ترین مانع درونی نوشتن به حساب می‌آید که اتفاقاً از رگ گردن به نویسنده‌ها نزدیک‌تر است؛ با این تفاوت که بیش از آن که پیام‌آور خداوند باشد، حامل وسوسه‌های شیطان است.

 

 

کمال طلبی یعنی انتظار داشته باشیم در اولین تلاش، به بهترین نتیجه دست یابیم. کمال طلبی موجب اهمال کاری می‌شود؛ افتادن در دام اهمال کاری باعث می‌شود مدام بهانه بتراشیم تا ننویسیم.

برای شکستن کمر کمال طلبی، بهتر است انتظارات خود را پایین بیاوریم. در ابتدا، به حداقل‌ها رضایت بدهیم. به عبارتی، به جای کمال، بر پیشرفت تدریجی تمرکز کنیم. بفهمیم و بپذیریم که می‌توان کیفیت نوشته را مرحله به مرحله بهبود بخشید. کافی است که صبور، علاقه مند و خوش بین باشیم.

 

دو مرحله در فرایند نوشتن: (به ترتیب)

  1. خلق
  2. نقد

 

گزاف نگفته‌ام اگر اعلام کنم که نوشتن با نوشتن آغاز می‌شود. حتی در مرحله یافتن موضوع، جمع آوری اطلاعات، طراحی ساختار متن و…، بهتر است دل به دریا زد و پای کاغذ و قلم رفت.

در ابتدا فقط کافی است همان طور بنویسیم که حرف می‌زنیم. از تکرار حرف‌های‌مان باکی نداشته باشیم. (گور پدر دستو زبان! دستورِِ زبان نباید به زبانِِ دستور تبدیل شود.)

نویسندگی مانند اجرا در برنامه‌ی زنده نیست. اگر چنین نیز باشد، در برنامه زنده هم، در صورت بروز خطا، می‌توان پوزش خواست و اجرا را از سر گرفت. هزار بار فرصت داریم در پشت صحنه خطا کنیم. تعداد خطاهای ما به هیچ کس ربطی ندارد.

با عنایت به توضیحات پیشین، من میان پاورقی‌نویس‌ها (نویسنده‌های سَرسَری‌نویس) و نویسنده‌های حرفه‌ای، یک شباهت بزرگ و یک تفاوت مهم قائل هستم. شباهتِ میان آن دو، در زیاد نوشتن، آسان نوشتن و سریع نوشتن است؛ اما تفاوت بین این دو طایفه از آبادی قلم، آنجاست که سرسری‌نویس، همین نوشته‌ها را به خورد خواننده می‌دهد؛ ولیکن نویسنده حرفه‌ای، قبل از انتشار، بارها و بارها برای سر و سامان دادن به نوشته‌اش با آن کلنجار می‌رود.

آرامش خاطر نویسنده حرفه‌ای، محصول قناعت و شجاعت اوست. او در ابتدا به خود سخت نمی‌گیرد. به این طریق، آسان، سریع و زیاد می‌نویسد؛ بنابراین، نوشتن جان او را به لبش نمی‌رساند؛ پس از طی این مرحله، وظیفه اصلی او، وَ به عبارت بهتر، زمان و زمینه‌ی هنرنمایی او از راه می‌رسد. در این مرحله، قلم در دست می‎گیرد و روی خطاهای خود خط می‌کشد. من حدود سه سال است که با همین شیوه، بر چند فقره از موانع نوشتن غلبه کرده‌ام. 

 

قانون طلایی نویسندگی

 

موانع بیرونی نوشتن

این موانع معمولا ما را از بیرون محاصره می‌کنند. شاید ما نتوانیم آنها را به سادگی از میان برداریم، اما برای رویارویی با آنها، می‌بایست خود را از درون مجهز کنیم. 

 

مخالفت اطرافیان

یکی از آزارنده‌ترین موانعِ بیرونیِ نوشتن، مخالفت اطرافیان است. قبل از ارائه راه حل، بهتر است ریشه این مخالفت را بررسی کنیم. من دست کم چهار دلیل را در زیر فهرست کرده ام:

 

یک. ناآشنایی این افراد با نویسندگی

دو. عدم استعداد در این مهارت و علاقه به این حرفه

سه. فراگیر نبودن آن (تعداد نویسنده‌ها کم است)

چهار. ترس از نامشخص بودن سرنوشت آن (در مقایسه با شغل‌های معمول و مرسوم، مسیر نویسندگی کمتر پاخورده است.)

 

شما چه دلایل دیگری را در خصوص مخالفت اطرافیان می‌شناسید که در فهرست فوق موجود نیست؟

 

چگونه بر موانع بیرونی و درونی نویسندگی غلبه کنیم؟ (۱) و (۲)

من برای مقابله با موانع درونی و بیرونی نوشتن، هشت راه حل راپیشنهاد کرده‌ام. در این جلسه راه حل اول و دوم را با هم مرور می‌کنیم:

 

خودشناسی

قدم اول در عبور از موانع نویسندگی، خودشناسی است. خودشناسی یعنی آشنایی با توانمندی‌ها و محدودیت‌ها، و کشف انگیزه‌های اصلی و نیازهای حقیقی.

متاسفانه غالبا آرزوهای ما فدای مصلحت‌های بزرگ‌ترها می‌شود. غافل از آن که ما ماموریت نداریم تا دیگران را راضی کنیم. هر کس در این دنیا دنبال رضایت است، خود آن را باید بجوید. رضایت چیزی نیست که آن را کادو کنند و به کسی هدیه دهند.

 

 

حل شدن در بزرگ‌ترها و پا گذاشتن روی خود، احترام به بزرگ‌ترها نیست؛ بی‌احترامی به خود است. حضرت ابراهیم رسم و مرام سرپرست خود (آزر) را تحمل نکرد، در عین حال، در کنار او نماند. همچنین، وقتی از او جدا می‌شد، برای او طلب آمرزش کرد. او هم خود را گرامی داشت و هم به بزرگترش بی‌احترامی نکرد.

برای کشف میزان استعداد خود، و برای سنجش توانایی‌ها و تمایلات‌تان، مطالعه این کتاب‌ها را پیشنهاد می‌کنم:

یک. پنج نقطه قوت برتر خود را بشناسید (تام راث) 

اگر به این کتاب دست نیافتید، در عوض به این لینک سر بزنید تا با ۳۴ استعداد شناخته شده، آشنا شوید.

دو. همسر مناسب شما/ شغل مناسب شما

هر دو کتاب را پاول تیگر و باربارا تیگر نوشته اند. مهدی قراچه داغی مترجم و انتشارات نقش و نگار، ناشر آن است.

 

اگر این دو کتاب را نیافتید، در عوض به این لینک سر بزنید و در آزمون MBTI شرکت کنید تا دریابید متعلق به کدام یک از ۱۶ تیپ شخصیتی هستید.

سه. استعداد سیلوگرام، و استعداد گرافوریا دو فقره از استعدادهای خاص نویسندگی است.

 

سایت آموزشی متمم، درباره این دو استعداد توضیحات مفصل ارائه کرده است. برای مطالعه بیشتر در این خصوص، به ترتیب به اینجا و اینجا مراجعه کنید.

 

پرورش عزت نفس

عزت نفس با اعتماد به نفس تفاوت دارد. به عبارتی، اعتماد به نفس در اثر عزت نفس پدید می‌آید.

 

 

اگر خودارزشمندی را در وجودمان بارور کنیم، آنگاه دیگر انتظار نداریم همه ما را بفهمند و عملکردمان را تایید کنند. آنگاه دیگر با کسی بحث نمی‌کنیم تا به او حالی کنیم که نویسندگی چنان است و چنین است. زیرا می‌دانیم که متقاعد کردن دیگران ناممکن، و در صورت امکان، بی‌‎فایده است.

در عوض توجه افراطی به نظرات مثبت و منفی دیگران، بر علاقه مندی خود به نوشتن تمرکز می‌کنیم. به خودمان یادآوری می‌کنیم که از انس و الفت با قلم و کاغذ خوشحالیم و همین برای ما کافی است؛ اگر چه دیگران این حس و حال را درک نکنند.

پیشنهاد می‌کنم حتما کتاب روانشناسی عزت نفس، از ناتانیل براندن را مطالعه کنید. آشنایی با این کتاب، نقطه عطف زندگی من بود.

فرصت‌های شغلی نویسندگی (۱) و (۲) و (۳)

این فرصت‌های شغلی، بیشتر مناسب حال کسانی است که در پی انتخاب شغل هستند؛ شغلی مرتبط و تا حد ممکن نزدیک به نوشتن، کتاب، کاغذ، قلم، نویسنده‌ها و اهل ادب.

 

  1. مقاله‌نویسی

منظورم از مقاله نویسی، صرفا نوشتن مقاله مطبوعاتی یا روزنامه نگاری و خبرنگاری نیست. امروزه نوشتن، مهارت ارزشمند و پولسازی است که البته هر کسی قدر آن را نمی‌داند.

 

 

چند سالی است که کسب و کارها نیاز پیدا کرده‌اند تا با بازاریابی محتوا، خود را از رقیبان‌شان متمایز نشان دهند. به عبارتی، آنها فهمیده‌اند برای فروش بیشتر، غیر از تولید محصول، نیازمند آموزش به مشتری هستند.

مثلا دریافته‌اند که اگر کفش می‌فروشند، کافی نیست که محصولات خود را فقط به مشتری معرفی کنند؛ بلکه باید به آنها آموزش نیز بدهند؛ زیرا مشتری با هدف پاسخ گویی به نیازهای خود خرید می‌کند. مثلا وی اگر بداند کدام کفش برای پیاده روی مناسب‌تر است و کدام یک برای دویدن، از سردرگمی و در نتیجه از اتلاف وقت، انرژی و هزینه خلاص می‌شود. یا اگر مشتری از زبان شما بشنود که کدام رنگ کفش، با سن، شغل و منزلت اجتماعی او تناسب دارد، برای خرید کفش، از میان فروشندگان، شما را نشان خواهد کرد.

کسب و کارهای جدید، فهمیده‌اند که آگهی با تبلیغ تفاوت دارد. آنها می‌دانند که برای فروش محصولات خود، باید تبلیغ کنند. آگهی کردن، یعنی کسب و کار من وجود دارد؛ اما تبلیغ، یعنی کسب و کار من خدمات متمایز دارد؛ خدماتی که به نفع مشتریان و پاسخگوی خواست ایشان است.

کافی است در سایت‌های استخدام و صفحات نیازمندی روزنامه‌های جستجو کنید تا ببینید نیاز به مقاله نویس برای سایت‌ها تا چه اندازه روز به روز در حال افزایش است. اگر در مهارت‌های گوناگون هنری تجربه و سابقه دارید، پیشنهاد می‌کنم حتما در سایت راه هنرمند عضو شوید و صفحه شخصی خود را بسازید تا دیگران توانمندی‌های شما را ببینند و به شما سفارش کار بدهند.

 

  1. ویراستاری

ویرایش به معنای پیرایش و پالایش نوشته هاست. ویراستار متن را درست و آراسته و آماده انتشار می‌سازد. این حرفه تعطیل ناپذیر و مناسب افراد تیز بین و جزئی نگر است. 

اگر در رشته‌ای متخصص یا دست کم مطلع باشید، بخت بیشتری برای دریافت سفارش‌های درجه یک خواهید داشت. مثلا کسی که لیسانس فیزیک دارد، می‌تواند سفارش ویرایش کتاب‌هایی با این موضوع را دریافت کند؛ در این حال، او غیر از ویراستاری فنی، صلاحیت ویراستاری محتوایی کتاب‌ها و مقاله‌ها را نیز خواهد داشت. ویراستار محتوایی چون متخصص یا دست کم مطلع است، به همان نسبت دستمزد بیشتری از ویراستار فنی و زبانی خواهد داشت.

 

 

شما در چه رشته‌ای تخصص دارید؟ اگر ویراستاری فنی (صوری) و زبانی را بیاموزید، می‌توانید کتاب‌ها و مقاله‌های مرتبط با تخصص خود را به سادگی و با قیمت چشم گیر ویرایش کنید.

برای دریافت سفارش‌هایی از این دست، سعی کنید حلقه ارتباطات‌تان را گسترش دهید. با ناشران تخصصی و سردبیر مجلات مرتبط با رشته خود نشست و برخاست کنید و تخصص خود را به ایشان نشان دهید.

 

  1. خاطره‌نویسی

منظور از شغل خاطره نویسی، ثبت و ضبط خاطرات افراد دیگر است؛ مثل کتاب داء. در این حال شما سفارش گیرنده هستید. به عبارتی انتخاب می‌شوید یا پیشنهاد می‌کنید تا خاطرات شخصی را بنویسید.

در اطراف ما آدم‌های زیادی هستند که حرف‌هایی جالب برای گفتن دارند. شاید کسی آنها را به برنامه ماه عسل دعوت نکند. پس شما احسان علیخانی آنها بشوید!

پیشنهاد: داستان آئورا، نوشته کارلوس فوئنتس، روایتگر ماجرای فردی است که استخدام می‌شود تا خاطرات کسی را بنویسد؛ اما با رخدادهای پیش بینی نشده‌ای درگیر می‌شود… این داستان را عبدالله کوثری، با نثری ستودنی ترجمه کرده است. 

 

 

اما نوع دیگر خاطره نویسی، با مصاحبه گری گره خورده است. فرض کنید شما موضوع خاصی برای نوشتن مد نظر دارید. برای نوشتن در این موضوع، می‌توانید به افراد سرشناس و خبره آن حوزه مراجعه و با آنها مصاحبه کنید.

مثلا من خودم اگر روزی بخواهم این ایده را اجرا کنم، ترجیح می‌دهم با ده – پانزده نویسنده معروف زن و مرد مصاحبه کنم؛ نویسنده‌هایی که در ابتدای نویسندگی، کسی آنها را تحویل نمی‌گرفت و بارها شکست خوردند، طوری که تصمیم گرفتند قلم و کاغذ را ببوسند و کنار بگذارند؛ اما در لحظه‌ای کلیدی، موفق شدند مسیر موفقیت خود را هموار کنند و در نهایت به جایی برسند که استحقاق آن را دارند.

پیش بینی می‌کنم که این کتاب، برای نویسنده‌های نوقلم بسیار مفید و جذاب از کار درآید، و به آنها کمک کند تا به جای عقب نشینی، از تجربیات این نویسندگان کمک بگیرند، و سریع‌تر و ساده‌تر به اهداف خود دست یابند.

شما چه کسانی را می‌شناسید که می‌توانید زبان گویای ایشان باشید؟ افرادی که ناگفته‌های زیادی دارند؟

 

 

تمرین: (عکس نوشت)

یک. یک عکس انتخاب کنید؛ عکسی که چشم گیر باشد. به عنوان مثال، در گوگل عبارات زیر را تایپ، و از میان تصاویر پیشنهادی یکی را انتخاب کنید:

  • amazing pictures
  • surreal pictures
  • interesting pictures

دو. با مشاهده این عکس، تداعی‌ها و ذهنیات خود را بی‌وقفه بنویسید، و بی‌قاعده و قانون، ورق را سیاه کنید. در حین نوشتن، به عقب بازنگردید و برای انتخاب کلمه و جمله‌ها فکر نکنید.  تا حد ممکن یکسره بنویسید. قرار نیست آنچه می‌نویسید حتما با عکس انتخابی مرتبط باشد. این عکس فقط محرکی برای نوشتن است و بس.

سه. اگر با قلم و کاغذ می‌نویسید، نوشته‌های خود را در دفترچه یا کلاسور نگه دارید. اگر تایپ می‌کنید، برای ثبت نوشته‌های خود، پوشه‌ای با نام «نوشته‌های من» در کامپیوتر، لپ تاپ، تبلت و… بسازید، و فایل‌های خود را در آن ذخیره کنید.

چهار. پس از نگارش نسخه اول، نوشته خود را کنار بگذارید؛ تا حد ممکن، حتی به آن فکر هم نکنید. حداقل یک روز از آن فاصله بگیرید.

پنج. پس از گذشت حداقل یک روز، به نوشته‌های خود بازگردید. سپس آنها را دوباره بخوانید و اصلاحات لازم را روی آن اعمال کنید. شاید لازم باشد برای ارتقاء کیفیت، نوشته‌های خود را بیش از یک بار بازنویسی کنید.

شش. این تمرین را حداقل یک مرتبه اجرا کنید.

پایان جلسه اول

 

برای دسترسی به محتوای کامل کارگاه 

فرم زیر را پُر، و روی دکمه‌ی «دریافت رمز» کلیک کنید.

 

با کلیک روی تصویر زیر، فهرست تمام مطالب دوره را دانلود کنید:

شما برای استفاده از محتوای این کارگاه آنلاین، هیچ هزینه‌ای پرداخت نخواهید کرد.

اگر ایمیل ندارید، مراحل ساخت ایمیل را در این ویدئو تماشا کنید. 

 

اگر پس از تکمیل فرم به صفحه رمز هدایت نشدید، حتما به سرعت به ID من در تلگرام پیام بدهید: saeed_tarom@