برای که بنویسم؟

چرا به مخاطب نیاز دارم؟ اینکه شما پیش قدم شده اید بنویسید، ناخودآگاه به معنای آن است که برای خوانده شدن نیاز به مخاطب دارید. مگر این که به هیچ وجه قصد انتشار آثارتان را نداشته باشید. با این اوصاف، سوال اساسی این است که شما از ایجاد رابطه با …

بیشتر بخوانید »

چه طور بنویسم؟ (راهنمای گام به گام نوشتن)

در این مقاله، توضیح می دهم که چه طور یک یادداشت رسمی بنویسید. از همین الگو می توانید برای نوشته های تخیلی نیز کمک بگیرید؛ با این توضیح که لازم است در کنار آن از امکانات و محدودیت های قالب نگارشی مورد نظرتان آگاه باشید. پیکربندی متن یکی از بهترین …

بیشتر بخوانید »

از چه چیزی بنویسم؟

از چیزی بنویسید که آگاهی دارید. نوشتن از مطالب و مواردی که خارج از آگاهی ماست، کار را برای ما دشوار می سازد؛ مگر این که به موضوع مورد نظر خیلی علاقه مند باشیم طوری که حاضر شویم برای کسب اطلاعات بیشتر مطالعه و تحقیق کنیم. وقتی به موضوع نوشته …

بیشتر بخوانید »

چرا بنویسم؟

می نویسم تا خودم را بیشتر بشناسم. می توانیم با نوشتن خود را بیشتر بشناسیم. اگر کتاب «خوش بینی آموخته شده» از مارتین سلیگمن را خوانده باشید، درخواهید یافت که روان درمانگران مکتب شناخت درمانی می توانند از روی مدل حرف زدن یا نوشتن شما خطاهای ذهنی تان را کشف …

بیشتر بخوانید »

نویسنده کیست؟ نویسندگی چیست؟

می توان گفت: نویسنده کسی است که حرفی برای گفتن دارد و برای بیان منظور خویش واژه ها را انتخاب کرده است. نویسنده کسی است که میل به شنیده شدن دارد. اگر حرفی برای گفتن نداشته باشد، ناگزیر مخاطبی نیز نخواهد داشت. نویسنده سخنگوی رسمی یک قبیله است. این قبیله …

بیشتر بخوانید »

چهار مرحله‌ی رشد یک نویسنده

۱- شما برای خودتان می‌نویسید و داستان‌های شما بیشتر رویاهای روزانه‌ای هستند که به شیوه‌های متفاوتی خودشیفتگی شما را ارضا می‌کنند ولی آن‌ها داستان‌هایی نیستند که با دیگران ارتباط برقرار کنند. (من مخالف خودشیفتگی نیستم، بلکه معتقدم در حالت عادی، قبل از این که به دیگران علاقه‌مند باشید باید خودتان …

بیشتر بخوانید »

خروج از مدار قافیه

پیش آمده تا حال که عاشق شده باشی؟ انگشت‌نما بین خلایق شده باشی؟ پیش آمده از بین جماعت به دلیلی بی عذر موجه متفرق شده باشی؟ آیا شده در حسرت یک لحظه‌ی دیدار حتی متوسل به دقایق شده باشی؟ یا بعد فروخوردن یک بغض گلوگیر یک‌مرتبه شرمنده‌ی هق هق شده باشی؟ آیا شده …

بیشتر بخوانید »

کادوی روز مادر

یادم می آید کودکی هفت – هشت ساله بودم. روزِ مادر تصمیم گرفتم برای مادرم هدیه بخرم. فکر می کنید چه چیزی خریدم؟ معمولا در این خصوص از یک کودک چه انتظاری می توان داشت؟ یکی از دوستانم برایم تعریف کرد، در دوره ابتدایی برای اردو به یکی از شهرها …

بیشتر بخوانید »

زن چینی خواستار ذبح اسماعیل می شود

یادم می آید کودکی ده – دوازده ساله بودم. خیلی به نقاشی علاقه داشتم. معمولا برنامه لذت نقاشی را تماشا می‌کردم. از باب راس با آن موهای فرفری اش خیلی خوشم می آمد. آرزو داشتم وقتی بزرگ شدم مثل او نقاش زبردست و مشهوری بشوم. دو دوره هم به کلاس …

بیشتر بخوانید »

مردی برای تمام فصول؟

آرامش این درختان و فضای مه آلود اطراف آن، ذهن را درگیر و نفس را در سینه حبس می کند. شاید در ابتدا مسحور این طبیعت بکر شویم اما هیچ بعید نیست میان این درختان سبزپوش مردان و زنانی کمین کرده باشند که در نگاه اول یاغی و سرکش به …

بیشتر بخوانید »