خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : نویسندگی خلاق

بایگانی/آرشیو برچسب ها : نویسندگی خلاق

داستان‌نویسی مقدماتی (۳)

انواع داستان داستان به اعتبار تعداد واژه ها، به چند نوع تقسیم می شود. مینی‌مال، داستانک، داستانِ کوتاه، داستانِ بلند و رُمان زیرشاخه های انواع داستان، در این دسته بندی به شمار می روند. مینی‌مال: (minimal) مینی‌مال یا همان خُردگرایی، همانند رباعی در شعر است. شعار مینی‌مال‌نویسان این است: «کم …

بیشتر بخوانید »

داستان‌نویسی مقدماتی (۲)

تفاوت داستان با قصه، افسانه، اسطوره و… جمال میرصادقی، در تعریف قصه معقتد است که معمولا به آثار خلّاقه ای که در آنها تاکید بر حوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین [شکل گیری] شخصیت هاست، قصه می گویند. همچنین قصه را به کلیه روایات ماجرایی پیش از عصر …

بیشتر بخوانید »

داستان‌نویسی مقدماتی (۱)

سلام! در چند ماه اخیر، مشغول جمع آوری و تدوین اطلاعات از منابع مختلف بودم. هم اکنون نوبت آن است که آموزه های مقدماتی را طی سلسله مقالات منتشر کنم. اولین مقاله را با عنوان «داستان چیست؟» پیش رو دارید: داستان چیست؟ بسیاری از اوقات، در خارج از فضای تخصصی …

بیشتر بخوانید »

معنایِ مرگ یا مرگِ معنا؟

این روزها کتاب «مامان و معنی زندگی» را می خوانم. صراحت و صداقت نویسنده کتاب، اروین یالوم، مثال زدنی است. به نظرم موفقیت و تمایز او در میان روان درمانگران مشابه، از همین دو (صداقت و صراحت) سرچشمه می گیرد. در عین حال، یالوم نسبت به سرنوشت مراجعین خود حساس …

بیشتر بخوانید »

دختر پابند غزل‌ها

روی عکس کلیک کنید: پ.ن: گیسو بتکان دختر زیبای غــــــــــــزل‌ها آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟ (حمید چشم‌آور)   توضیح: تصویر زیبای این پست، قسمتی از تابلوی هنرمند خلّاق، ایمان ملکی است. برای دیدن تصویر کامل اینجا کلیک کنید.

بیشتر بخوانید »

مسئولیّت از دست رفته

یادم می آید که چندماه پیش چنین جمله ای را روی کاغذ نوشتم: «گزینه دوم بسیاری از ما برای زیستن، غیر از بدبختی، نه خوشبختی که نیستی است.» قسمت کمیک ماجرا آنجاست که به چشم خود بارها دیده ام که گاهی خوشبختی، با پای خود به برخی از افراد نزدیک …

بیشتر بخوانید »

«از یاد رفته» یا «بر باد رفته» مسئله این است

سال سوم راهنمایی در کنار درس، به فعالیت های پرورشی می پرداختم. اغراق نباشد، شاید نیمی از ساعات مدرسه را به جای آنکه سر کلاس باشم، به سرود و نمایش و فوتبال و جلسات شورای دانش آموزی اختصاص داده بودم. من با صد و یک رای نفر سوم شورای دانش …

بیشتر بخوانید »

سنگ‌باد؛ روایتی شتاب زده، از حکایت‌گری یک زن با معرفت

یادم می آید که پسربچه ای هفت ساله بودم. این اولین بار بود که به مشهد مسافرت می کردم. با اتوبوس رفتیم. هنوز برادر کوچکترم به دنیا نیامده بود. پدربزرگ و مادربزرگم هم با ما همراه بودند. آنها هر ساله با هیئت به مشهد می آمدند. یادم می آید وقتی …

بیشتر بخوانید »

زیر گنبد مثل (۳)

ضرب المثل های شقّه شده: با یک دست نمی توان چند هندوانه بلند کرد. به خاطر یک بی نماز، در مسجد را نمی بندند. ضرب المثل نو رسیده: با یک دست در مسجد را نمی بندند. روایت هذیانی و مالیخولیایی ام از این مثل بی اصل و نسب: چشم باز …

بیشتر بخوانید »

زیر گنبد مثل (۲)

ضرب المثل های سلاخی شده: آب که سر بالا رفت قورباغه ابوعطا می خواند. به دعای گربه کوره باران نمی بارد. ضرب المثل تازه زا: به دعای گربه کوره، قورباغه ابوعطا می خواند. روایت نامعتبر و بی ثمرم که از این ضرب المثل ساخته شد: غریبه ای بودم در شهری …

بیشتر بخوانید »